بعدازظهر چله تابستان

بعدازظهر چله تابستان

بر اساس یک واقعه واقعی در اوت ۱۹۷۲؛ زمانی که یکی از شعب بانک «چیس منهتن» در بروکلین نیویورک توسط سانی (Sonny)، کهنه‌سرباز جنگ ویتنام، مورد سرقت و محاصره قرار گرفت. سانی که به یک سارق بانک تبدیل شده، مصمم است تا پول کافی (۲۵۰۰ دلار) برای هزینه عمل تغییر جنسیت شریک زندگی‌اش، لئون (Leon)، به دست آورد. (شخصیت واقعی که لئون بر اساس او ساخته شده، در واقعیت این عمل را انجام داد). در یک بعدازظهر گرم تابستانی، سانی به همراه دو همدستش، استیوی (Stevie) و سال (Sal)، برای سرقت به بانک می‌روند. استیوی خیلی زود ترسیده و فرار می‌کند. اگرچه مدیر بانک و کارمندان زن موافقت می‌کنند که مانع سرقت نشوند، اما سانی متوجه می‌شود که پول زیادی برای دزدیدن وجود ندارد، چرا که بیشتر وجه نقد همان روز از بانک خارج شده است. سپس سانی تماس تلفنی غیرمنتظره‌ای از کاپیتان مورتی (Captain Moretti) از پلیس نیویورک دریافت می‌کند که به او می‌گوید تمام نیروهای پلیس شهر ساختمان را محاصره کرده‌اند. سانی که در این شرایط گزینه‌های کمی پیش رو دارد، با استرس شروع به مذاکره با مورتی می‌کند و در ازای امنیت کارکنان بانک، تقاضای اسکورت امن به فرودگاه و یک هواپیما برای خروج از کشور را دارد.

سال انتشار: 1975 کارگردان: Sidney Lumet ژانر: Biography، Crime، Drama نویسندگان: Frank Pierson، P.F. Kluge، Thomas Moore امتیاز: 8.0

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

تازگی‌ها افتادم تو خط دیدن و تحسین کارهای سیدنی لومت (Sidney Lumet) و بازی‌های کلاسیک (دهه هفتادی) آل پاچینو (Al Pacino). همین شد که به این فیلم رسیدم، فیلمی که سال‌ها دی‌وی‌دی‌ش رو داشتم ولی ندیده بودم. تماشای مستند جدیدی که درباره شخصیت واقعی پاچینو ساخته شده (به اسم The Dog) هم باید جالب باشه؛ همین امروز باهاش آشنا شدم. عاشق فیلم‌های قبلی لومت هستم که دیدم، مثل «۱۲ مرد خشمگین»، «نسل فراری»، «تپه»، «نوار‌های اندرسون» و «قتل در قطار سریع‌السیر شرق». لومت توی نشون دادن فروپاشی تدریجی شخصیت‌هاش که از قاب تصویر بیرون می‌زنه، فوق‌العاده‌ست. پاچینو هم تو اون دوران انگار اصلاً نمی‌تونست اشتباه بازی کنه؛ تسلط عجیبی روی استعداد بی‌نظیرش داشت و دقیقاً می‌دونست چطور یکی از بهترین شخصیت‌پردازی‌های سینمای مدرن رو ارائه بده. به خودتون و پاچینو لطف کنید و بعد از فیلم «مخمصه» (Heat)، دیگه سراغ کارهای جدیدترش نرید.

2016-08-23


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

**فیلم خوبیه، اما اون‌قدر که بقیه می‌گن موندگار نیست.**

سیدنی لومت (Sidney Lumet) این فیلم رو بر اساس یه اتفاق واقعی ساخته که هنوز هم توی دانشکده‌های پلیس تدریس می‌شه: مردی که برای هزینه عمل تغییر جنسیت پارتنرش تصمیم می‌گیره از بانک دزدی کنه، اما وقتی اوضاع پیچیده می‌شه، مدیر و کارمندها رو گروگان می‌گیره و با ناامیدی تلاش می‌کنه توسط پلیس‌هایی که ساختمون رو محاصره کردن کشته یا دستگیر نشه. پلیس‌هایی که سعی دارن جمعیت خشمگین و مردمی که اصلاً با مقامات همدل نیستن رو کنترل کنن. فیلم سال ۱۹۷۵ ساخته و اکران شد و واقعاً با حال و هوای اون زمان همخونی داشت: دهه بزرگ نافرمانی‌های مدنی، به چالش کشیدن قدرت و شکل‌گیری جنبش‌های خاص. اعتراف می‌کنم که خیلی از جزئیات واقعی اون اتفاق خبر ندارم، برای همین ترجیح می‌دم روی همین درام خوش‌ساخت تمرکز کنم. علاوه بر طراحی صحنه و لباس و انتخاب هوشمندانه لوکیشن، فیلم‌برداری هم خیلی خوب اجرا شده و فیلم از نظر بصری کیفیت بالایی داره. ریتم فیلم اولش تنده ولی وسطاش کند می‌شه، که شاید می‌خواسته کش‌وقوس مذاکرات بین پلیس و دزدهای ناشی رو نشون بده. دیالوگ‌ها هم آینه زمان خودشون هستن و فحش و ناسزا با آزادی خاصی توش به کار رفته که قبل از اون غیرقابل تصور بود. با اینکه خیلی‌ها این فیلم رو یه اثر «واجب برای دیدن» می‌دونن، من راستش مخالفم. برای طرفدارهای آل پاچینو یا لومت واجبه، یا برای کسی که می‌خواد یه دوره فیلم‌های دهه ۷۰ رو ببینه، اما همین و بس. فیلم خیلی خوبیه، ولی نمی‌شه بهش گفت یه اثر موندگار و شاهکار. پاچینو بازیگر بزرگیه و موقع ساخت این فیلم تو اوج دوران کاریش بوده، اما باید قبول کرد که فیلم‌های خیلی بهتری قبل و بعد از این بازی کرده. فقط کافیه به «پدرخوانده ۳»، «بوی خوش زن» یا «وکیل‌مدافع شیطان» فکر کنید. جان کازال (John Cazale) توی یه نقش آروم‌تر خوب ظاهر شده و چارلز دارنینگ و کریس ساراندون هم بابت بازی خوبشون لایق تحسین هستن.

2024-04-14