Una ondata di piacere
دو جوان بیخیال و خوشگذران به نامهای ایرم و باربارا (با بازی آل کلیور و سیلویا دیونیسیو)، برای سفر آخر هفته به یک قایق تفریحی لوکس دعوت میشوند؛ قایقی متعلق به جورجو، کارخانهداری بیرحم و بدبین که با سیلویا ازدواج کرده است؛ زنی آسیبدیده و پریشان که تن به آزار و اذیتهای روحی و جسمی همسرش داده است.
سال انتشار: 1975 کارگردان: Ruggero Deodato ژانر: Drama، Thriller نویسندگان: Gianlorenzo Battaglia، Lamberto Bava، Franco Bottari امتیاز: 5.5راهنمای والدین Una ondata di piacere
نقدها و نظرات
MoHA (منتقد)
داستان درباره دو تا جوون بیخیال به اسم ایرم و بارباراست که برای گشتوگذار آخر هفته، به قایق تفریحی لوکس جورجو دعوت میشن؛ یه سرمایهدار سنگدل و بدبین که زنش، سیلویا، از نظر روحی بههمریختهست و اجازه میده شوهر بیبندوبارش مدام از لحاظ روانی و جسمی بهش آزار برسونه. طولی نمیکشه که سیلویا یه مثلث عشقی با ایرم و باربارا راه میندازه و بر علیه جورجو نقشه میکشن؛ جورجویی که زنستیزی و بدبینیِ شدیدش بالاخره اون رو به مرز جنون و قتل میکشونه.
این فیلم در واقع ترکیبی از ژانر جالو ایتالیایی (با اون پلات قتل و کاراکترهای خسته و فاسد بورژوازی اروپایی) و فیلمهای موسوم به «ترس و دلهره» ایتالیایی مثل «Late Night Trains» یا «House by the Edge of the Park» (که اونم اثر روجرو دئوداتو بود) به حساب میاد. البته خشونتش به اندازه فیلمهای ترسناک اون دوره زننده و وحشیانه نیست و بیشتر از اینکه روی انتقام و تجاوز مانور بده، تمرکزش رو فضای جنسی و بیبندوبار دهه ۷۰ میلادیه. همچنین تا حدی شبیه فیلم استرالیایی «سکوت قبرستانی» (Dead Calm) هم هست، که البته چندان عجیب نیست چون رمان پرفروش چارلز ویلیامز که فیلم سکوت قبرستانی ازش اقتباس شد، تو دهه ۱۹۵۰ نوشته شده بود و همون حوالی تو آمریکا و اروپا حتی قرار بود دستمایه پروژه اورسن ولز بشه. اما اگه «سکوت قبرستانی» پر از تنش و تعلیق بود، این فیلم رسماً فقط رو محور مسائل جنسی میچرخه.
سیلویا دیونیسیوی زیبا (که دئوداتو بعداً باهاش ازدواج کرد و اصلاً هم نمیشه سرزنشش کرد!) بیشتر از اینکه لباس تنش باشه، برهنهست؛ درست مثل بازیگری که نقش همسر رنجکشیده سرمایهدار رو بازی میکنه. خلاصه همهچیز هست: روابط معمولی، همجنسگرایانه، گروهی، اقدام به تعرض، تحقیر جنسی... پکیج کامل! داستان نیمپز قتل هم تازه اواخر فیلم رو میشه که اونم خیلی دمدستی و سرسریه. اما راستش بعد از اونهمه صحنه بیمورد و خستهکننده، این فوران خشونت آخر فیلم حکم یه شوک تروتمیز رو داشت تا حالت جا بیاد. البته این کار اصلاً به سیاهی و تکاندهندگی فیلمهای بعدی دئوداتو مثل «کانیبال هولوکاست» نمیرسه، ولی احتمالاً تماشاش سرگرمکنندهتره. ضمناً نویدبخش حضور یه بازیگر زن جذاب و البته تولد یه کارگردان کاربلد توی سینمای کالت و بی-مووی اون زمانه.