همه مردان رئیس جمهور
در آستانه انتخابات ۱۹۷۲، باب وودوارد، خبرنگار واشنگتن پست، گزارشی درباره یک سرقت به ظاهر جزئی از مقر ملی حزب دموکرات تهیه میکند. او از دیدن وکلای ردهبالا که بلافاصله دفاع از متهمان را بر عهده گرفتهاند، شگفتزده میشود. کشف اسامی و آدرسهای سازماندهندگان مالی کاخ سفید در میان متهمان، سوءظن او را بیشتر برمیانگیزد. سردبیر پست آماده انتشار داستان میشود و وودوارد و کارل برنستین را مأمور پیگیری میکند. آنها متوجه میشوند که رد این ماجرا به سطوح بالاتر و بالاتری در کاخ سفید میرسد.
سال انتشار: 1976 کارگردان: Alan J. Pakula ژانر: Drama، History، Thriller نویسندگان: Carl Bernstein، Bob Woodward، William Goldman امتیاز: 7.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم که بر اساس تحقیقات واقعی و پیشگامانه واشنگتن پست درباره سرقت به ظاهر بیاهمیت ساختمان واترگیت ساخته شده، دو تا از بهترین بازیهایی که تا به حال در سینما ثبت شده رو ارائه میده. داستین هافمن (Dustin Hoffman) قبلاً نقشهای جدیتری در کارنامهاش داشت؛ اما برای رابرت ردفورد (Robert Redford) این نقش کمی متفاوتتر از کارهای معمولشه. ارتباط بین این دو خبرنگار که در ابتدا به هم مشکوک بودند، کمکم شکل میگیره و ما هم شروع میکنیم به درک این موضوع که ماجرا خیلی فراتر از چند سارق بدشانسه. جیسون روباردز (Jason Robards) و مارتین بالسام (Martin Balsam) نقش سردبیران واقعی روزنامه رو بازی میکنن، اما در عین حال شخصیتهایی هستن که ما میتونیم ازشون استفاده کنیم تا در طول این تحولات سریع و افشاگرانه، اوضاع رو بسنجیم. آلن جی. پاکولا (Alan J. Pakula) به شکلی ظریف و ماهرانه ما رو در یک سیر زمانی جذاب پیش میبره؛ زیرداستانها و شخصیتهای متقاطع رو افشا میکنه و همچنین خطرات ملموسی رو که بسیاری برای کشف حقیقت به جون خریدن، نشون میده. ما همه پایان ماجرا رو میدونیم، اما این فیلم احتمالاً دلیلیه که خیلیها هنوز این داستان مهم رو به یاد دارن.
2023-06-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**پنجاه سال بعد از واترگیت، چه چیزی یاد گرفتیم؟**
«ماجرای واترگیت» پنجاه سال پیش اتفاق افتاد. برای کسانی که یادشون نیست یا به دنیا نیومده بودن، همه چیز با نفوذ گروهی از مردان به دفاتر حزب دموکرات در ساختمان واترگیت در واشنگتن دیسی شروع شد؛ آنها در حال نصب دستگاههای شنود و کپی کردن اسناد دستگیر شدند. ارتباط این گروه با سیا (CIA) آشکار شد و با پیشرفت تحقیقات، داستان عجیبتر شد: در نهایت، همه چیز به دستور افرادی از داخل کاخ سفید انجام شده بود که شدیداً علاقهمند به دستکاری انتخابات آن سال بودند، انتخاباتی که ریچارد نیکسون (Richard Nixon) برای دومین دور ریاست جمهوری در مقابل نامزد دموکرات، جورج مکگاورن (George McGovern)، رقابت میکرد.
فیلم این ماجرا را به ما میگوید، اما در همینجا متوقف میشود و روی سهم خبرنگاران واشنگتن پست تمرکز میکند که موضوع را بررسی کرده و اطلاعات مهمی منتشر کردند. فیلم نمیگوید بعد چه اتفاقی افتاد، اما همانطور که میدانیم، نیکسون دوباره انتخاب شد و خیلی زود در مورد دخالتش در سرقت واترگیت تحت سوءظن قرار گرفت. نیکسون از ارائه توضیحات خودداری کرد و پشت امتیازات دفترش پنهان شد، حتی زمانی که مشخص شد یک سیستم ضبط صدا در دفتر او وجود دارد. با درخواست کنگره برای شنیدن این ضبطها تحت تهدید جدی استیضاح، نیکسون ترجیح داد استعفا دهد و از آن زمان، «واترگیت» مترادف ابدی فساد سیاسی در بالاترین سطح شده است.
کارگردانی این فیلم توسط آلن پاکولا (Alan Pakula) انجام شده و در سالهای پس از وقوع حوادث اکران شد، بنابراین نیازی به توضیح بیشتر نداشت. نام افراد درگیر و جزئیات داستان در ذهن همه تازه بود. با این حال، بیش از پنجاه سال بعد، چه کسی جزئیات را به یاد میآورد؟ از آنجایی که فیلم توضیحی به ما نمیدهد، فقط افرادی که موضوع را خوب میدانند یا در مورد آن مطالعه کردهاند، میتوانند فیلم را بدون نیاز به مراجعه به اینترنت در هر ده دقیقه تماشا کنند. حتی من که یک مورخ هستم، نیاز داشتم حافظهام را تازه کنم.
جدای از این مشکل، فیلم خوب است و به وقایع و کارهایی که دو خبرنگار «پست» انجام دادند، وفادار است.
مشکل دیگری هم در این فیلم وجود دارد، هرچند جزئی است: در آن زمان، یعنی دهه ۷۰، به نظر میرسید که یک سیاستمدار باید اخلاقی بیعیب و شخصیتی تقریباً پاک داشته باشد. و حالا؟ ما در سال ۲۰۲۴ هستیم و دموکراسی، به جای بلوغ، ظاهراً تا جایی فاسد شده که شهروندان آمریکایی به یک رئیس جمهور سابق اجازه میدهند که در چنگال عدالت است و ظاهراً در حمله مستقیم علیه کنگره (که نماینده همه مردم است) دست داشته، دوباره بدون هیچ مشکلی خود را به عنوان نامزد معرفی کند و آماده باشد تا او را روی دوش به کابینهای ببرند که هرگز نباید دوباره قدم در آن بگذارد.
من آمریکای شمالی نیستم، اما به عنوان یک اروپایی، با توجه به نقشی که ایالات متحده میخواهد در صحنه بینالمللی، در ناتو یا سازمان ملل حفظ کند، از اینکه چنین موضوعی را صرفاً یک مسئله داخلی بدانم، خودداری میکنم. متأسفانه، زوال دموکراسی در اینجا نیز اتفاق میافتد و پوتین، رئیس جمهور شی و دیگر دشمنان جهان آزاد از آن سوءاستفاده کردهاند؛ جهانی از صلح و آزادی که پدران ما سخت تلاش کردند تا با هم بسازند و ما داریم اجازه میدهیم ناپدید شود.
برگردیم به فیلم... ارزش دیدن بازی داستین هافمن و رابرت ردفورد در دو نقشی که کمک زیادی به تکامل حرفهشان کرد، وجود دارد. آنها از بهترین بازیگران آن دوره هستند و در این فیلم کار عظیمی انجام دادند. بازیگران مکمل نیز به همان اندازه قابل توجه هستند و شایسته توجه کامل ما هستند. من به ویژه کار مارتین بالسام (Martin Balsam)، جک واردن (Jack Warden) و جیسون روباردز (Jason Robards) را دوست داشتم، بازیگران برجستهای که سه نقش نه چندان مهم را به افزودنیهای خوبی برای طرح کلی تبدیل کردند. و اگرچه ما فقط اخیراً جزئیات بیشتری را فهمیدیم، اما هال هولبروک (Hal Holbrook) انتخاب عالی برای جان بخشیدن به «گلو عمیق» مرموز بود، یکی از منابع تعیینکننده برای مرتبط کردن واترگیت با کاخ سفید.
از نظر فنی، این یک فیلم محتاطانه است که همه چیز را روی بازسازی دقیق صحنهها، محیطها و وقایع شرط میبندد. برخی جلوههای صوتی بسیار خوب وجود دارد (مثلاً ارتباط صدای ماشین تحریر با صدای شلیک گلوله هوشمندانه و خوب انجام شده بود) و جلوههای نوری نیز به خوبی استفاده شده بودند. به فضای تاریک و مرموز ملاقاتها با «گلو عمیق» توجه کنید، جایی که نور تقریباً به حداقل ضروری کاهش یافته است. این فیلم به حق چهار جایزه اسکار (بهترین صدا، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین طراحی هنری و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد) را برد و یکی از مدعیان اصلی بهترین فیلم بود.