شبکه

شبکه

در دهه ۱۹۷۰، خشونت‌های تروریستی به خوراک اصلی اخبار شبانگاهی شبکه‌ها تبدیل شده و ساختار شرکتی شبکه تلویزیونی UBS در حال تغییر است. در این میان، هاوارد بیل، گوینده قدیمی اخبار UBS، مخاطبان پرشمار خود را از دست داده و شبکه او را اخراج می‌کند. بیل واکنشی غیرمنتظره نشان می‌دهد. سپس می‌بینیم که این اتفاق چگونه بر سرنوشت بیل، همکارانش (مکس شوماخر و دایانا کریستنسن) و خودِ شبکه تأثیر می‌گذارد.

سال انتشار: 1976 کارگردان: Sidney Lumet ژانر: Drama نویسندگان: Paddy Chayefsky امتیاز: 8.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

**نیروهای اولیه شبکه**
طبق گفته انجمن نویسندگان آمریکا، بهترین فیلمنامه تمام دوران متعلق به «کازابلانکا» است. یک اثر محبوب و احساسی که بدون شک به خاطر چند جمله قصار و آن سخنرانی متقاعدکننده پایانی لایق تحسین است. اما در حالی که بوگارت نقش خودش را بازی می‌کند، برگمن که شاید زیباترین زن تمام دوران بود، حرف زیادی برای گفتن نداشت. بهترین لحظات کازابلانکا در واقع لحظات سکوت بودند و بدون شیمی بین بوگی و برگی، احتمالاً حتی در لیست ۱۰ تای برتر هم قرار نمی‌گرفت.

بهترین فیلمنامه یعنی بهترین داستان، بهترین پیرنگ، بهترین شخصیت‌ها و دیالوگ‌ها؛ بهترین ترکیب از درام، کمدی، معما، درگیری عاطفی، تعلیق و ارتباط اجتماعی و سیاسی. اثری که با روزمرگی‌های ساده همراه باشد، با طنز طعمه‌گذاری شده باشد و با هوشمندی بجوشد. اثری که بتواند از ژانر و جمعیت‌شناسی فراتر برود و در سطوح مختلف ساخته شود. علاوه بر این، فیلمنامه‌های بزرگ از توانایی بی‌نظیر سینما برای پرش در زمان و مکان استفاده می‌کنند. «کازابلانکا» ایستا و محدود است، مثل یک عکس زیبا که به دیوار کوبیده شده.

علیرغم تأیید WGA، تنها یک کاندیدا وجود دارد که شایسته عنوان بهترین فیلمنامه تمام دوران باشد و آن هم متعلق به بهترین فیلمنامه‌نویس تاریخ است. «شبکه» اثر پدی چایفسکی چهار دهه است که ما را خیره کرده. فقط همان صحنه‌ای که گروهی از تروریست‌های بانک‌زن که برنامه تلویزیونی خودشان را دارند، سر متن قراردادشان بحث می‌کنند، نشان می‌دهد که با یک نبوغ سطح بالا طرف هستیم. کیهان‌شناسی شرکتی آرتور جنسن، که درسی محوری در اقتصاد جهانی است، تیر خلاصی است که همه رقبای «شبکه» را به حاشیه می‌راند.

در مورد عشق‌های نافرجام هم، اتحاد محکوم به شکست بین روزنامه‌نگاری نسل قدیم (هولدن) که وسوسه شده تا پیوندهایش را با همسر دلسوزش قطع کند و با زن فرصت‌طلب رسانه‌ای پست‌مدرن (داناوی) هم‌خانه شود، پیچیدگی‌های بیشتری نسبت به هر چیزی در کازابلانکا دارد. البته «شبکه» بیشتر به خاطر فریاد «من تا حد مرگ عصبانیم» مشهور است. داستان هاوارد بیل با یک خبرخوان ناامید شروع می‌شود که به یک پیامبر مدرن تبدیل شده و سپس توسط رسانه‌ها به یک پارودی تبدیل می‌شود، تا اینکه توسط همان مدیران حریصی که او را ساختند، از میان برداشته می‌شود. «شبکه» یک نویسندگی الهام‌بخش است که حتی اگر مادربزرگ بی‌سواد من با دوربین VHS آن را می‌ساخت، باز هم بهترین فیلمنامه تاریخ بود؛ چون مثل یک آینه بزرگ، حقیقت تلخ درباره خودمان را به خوردمان می‌دهد.

2015-01-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

فیلم «شبکه» فساد تلویزیونی را از طریق شعری هجوآمیز پخش می‌کند که جنون دموکراتیک را فرا می‌خواند. هاوارد بیل از پشت میز استودیو فریاد می‌زند: «من تا حد مرگ عصبانیم و دیگه نمی‌خوام این وضع رو تحمل کنم». او دیوانگی پر زرق و برق خود را بر سر بینندگانی می‌ریزد که معصومانه به جعبه‌های تلویزیون خیره شده‌اند و اخباری را تماشا می‌کنند که با پروپاگاندا و بازنمایی غلط رسانه‌ای تغذیه می‌شود.

در عصری که بازیگران می‌توانند نماینده ایالت‌ها باشند و تاجران کاندیدای ریاست‌جمهوری شوند (و پیروز هم بشوند...)، هجو بی‌زمان لومت از دموکراسی مفهومی، با هر دهه که می‌گذرد مناسب‌تر به نظر می‌رسد. این فیلم بیانیه‌ای است درباره سیستم مالی آمریکا، جایی که بازارهای سهام عظیم بر آزادی فرضی مردم حکومت می‌کنند. شبکه‌هایی که بیشتر روی رقابت با یکدیگر برای جذب بیننده تمرکز دارند تا گزارش حقیقت.

لومت با استفاده از طنز اغراق‌آمیز، نگاهی بی‌رحمانه به نهادهای پخش برنامه و روش‌های دقیق عملکرد شبکه‌ها می‌اندازد. قدرت فوق‌العاده تلویزیون و توانایی‌های ارتباطی آن، یک هجو کمدی را به یک اثر ترسناک متعالی تبدیل می‌کند. بازی‌های درخشان، از داناوی مسلط گرفته تا جنون فینچ و وقار هولدن، به همراه دیالوگ‌های شاعرانه، بلافاصله توجه مخاطب را جلب می‌کند. «شبکه» تصویری عمیق از سیستم آمریکایی است که فریبکاری دموکراسی وعده داده شده را آشکار می‌کند. دوران وحشتناکی است که در آن زندگی می‌کنیم...

2020-01-16


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

شبکه UBS یک شبکه تلویزیونی است که از کمبود بیننده رنج می‌برد. این موضوع منجر به اخراج گروهی از کارکنان، از جمله مجری بزرگ اخبار شب، هاوارد بیل می‌شود. این اتفاق تأثیر روانی شدیدی روی بیل می‌گذارد و او قول می‌دهد که فردا جلوی دوربین خودکشی کند. بعد از این تصمیم، شرایط شبکه کاملاً عوض می‌شود.

فیلم ما را با تغییراتی که بعد از این حادثه در شبکه رخ می‌دهد همراه می‌کند. اینکه چطور شبکه از این بحران به نفع خود استفاده می‌کند تا تعداد بینندگان را بالا ببرد و دوباره به قدرتمندترین شبکه آمریکا تبدیل شود. فیلم روی ۴ شخصیت تمرکز دارد: اول دایانا کریستنسن، کسی که به اصول اخلاقی رسانه اهمیتی نمی‌دهد و فقط به دنبال جذب بیننده است. دوم هاوارد بیل و عوامل درونی که او را به فروپاشی رساندند. سوم اعضای شبکه که برای نجات شرکت از سقوط دست به هر کاری می‌زنند و چهارم خودِ بینندگان.

چیزی که در مورد فیلم دوست داشتم این بود که توانست شرکت‌ها را مسخره کند، از جوامع انتقاد کند و روی نقاط ضعف مردم تمرکز کند، آن هم نه با پیام‌های مستقیم، بلکه از طریق داستانش. چیزی که الان در رسانه‌های قرن ۲۱ می‌بینیم، نشان می‌دهد که پیش‌بینی‌های فیلم چقدر درست بوده است. اینکه چطور بنیان‌گذاران رسانه با ذهن بینندگان بازی می‌کنند، به خوبی در فیلم فرموله شده است. آیا مردم فقط به دنبال سرگرمی هستند، حتی به قیمت آسیب دیدن دیگران؟ همه این ایده‌ها در یک داستان منسجم و شخصیت‌های پیچیده به کار گرفته شده‌اند.

2023-06-15


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

پیتر فینچ در نقش مجری اخبار تلویزیون که وقتی می‌فهمد قرار است اخراج شود، روی آنتن زنده اعلام می‌کند که خودش را می‌کشد، فوق‌العاده است. شب بعد به او اجازه بازگشت می‌دهند و او اعلام می‌کند که وقت آن رسیده بینندگان از روی مبل‌هایشان بلند شوند و فریاد بزنند که «دیگر کافیست». رئیس او، مکس (ویلیام هولدن)، می‌خواهد او را تحت مراقبت پزشکی قرار دهد، اما دایانا (فی داناوی)، مدیر بلندپرواز روابط عمومی، فرصتی در این ماجرا می‌بیند و رئیس جدید ایستگاه را متقاعد می‌کند که بیل را با برنامه اختصاصی خودش برگردانند.

در ابتدا همه این‌ها خیلی احمقانه به نظر می‌رسد که واقعی باشد، اما طبق سنت همیشگی تلویزیون، این ایده می‌گیرد! تعداد بینندگان بالا می‌رود و تبلیغ‌دهندگان عاشقش می‌شوند. اما آیا این وضعیت پایدار می‌ماند؟ بیل کاملاً از کنترل خارج شده و هیچ‌کس، حتی شبکه خودش، از داد و فریادهای او در امان نیست.

راستش را بخواهید، به نظرم داستان هر چه جلوتر رفت، غیرقابل‌باورتر شد، اما این فیلم واقعاً درباره داستان نیست، بلکه درباره بازی‌های درخشان فینچ، هولدن و داناوی است که با مونولوگ‌های تند و تیزش صحنه را مال خود می‌کند. حتی الان، بعد از ۵۰ سال، بحث‌های فیلم درباره روزنامه‌نگاری واقعی در مقابل تن دادن به خواسته‌های تجاری، هنوز هم زنده است. این فیلم نگاهی شخصیت‌محور و جذاب به انگیزه‌های درونی انسان‌هاست.

2023-12-22


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

کمتر محصولی در هالیوود به اندازه شاهکار سیدنی لومت، یعنی «شبکه» (۱۹۷۶)، پیش‌گویانه بوده است؛ یک هجو به شدت جدی درباره تجارت تلویزیون در دهه ۷۰ و مسیری که در سال‌های بعد طی کرد. این فیلم که برنده چهار جایزه اسکار شده، نگاهی کمدی اما به شدت تلخ به درون یک شبکه تلویزیونی خیالی آمریکا دارد.

فیلم با دقت خیره‌کننده‌ای مسیر رسانه‌ها را در دهه‌های بعد پیش‌بینی کرد؛ از زرد شدن تلویزیون و انحصار مالکیت رسانه‌ها گرفته تا تأثیر سرمایه‌گذاری خارجی و از بین رفتن مرز بین سرگرمی و خبر. با اینکه فیلم متعلق به دوران خودش است، اما هنوز هم به طرز عجیبی سرپاست و حتی می‌تواند استعاره‌ای از ظهور شبکه‌های اجتماعی باشد. فیلمنامه پدی چایفسکی فوق‌العاده است و بازیگران هم بهترین عملکرد خود را ارائه داده‌اند.

من شانس این را داشتم که این فیلم را در اکران مجدد به مناسبت صدمین سالگرد تولد کارگردانش تماشا کنم و خوشحالم که می‌بینم این جواهر سینمایی هنوز هم بعد از ۵۰ سال توجه تماشاگران از هر سنی را جلب می‌کند. این فیلم برای عشقِ سینماها یک «باید» است و برای هر کسی که می‌خواهد نگاهی عمیق به اتفاقات واقعی دنیای اطرافش بیندازد، به شدت توصیه می‌شود. «شبکه» واقعاً می‌تواند چشم‌های شما را باز کند.

2024-07-14