Next Stop, Greenwich Village
یک بازیگر جوان یهودی در سال ۱۹۵۳ آپارتمان والدینش در بروکلین را ترک میکند تا شانس خود را در زندگی بوهِمیان گرینویچ ویج امتحان کند. او در حالی که تلاش میکند رابطهاش را با نامزدش حفظ کند، با احساسات پیچیدهاش نسبت به شخصیت سلطهگر مادرش نیز دستوپنجه نرم میکند.
سال انتشار: 1976 کارگردان: Paul Mazursky ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: Paul Mazursky امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
CinemaSerf (منتقد)
اواسط دهه ۱۹۷۰ پر بود از این مدل فیلمها درباره جوانهای جویای نامی که بالاخره از زیر سایه پدر و مادرشان بیرون آمده بودند و با کلی رویا و هورمونهای جوشان راهی کلانشهر میشدند. اینجا لنی بیکرِ جذاب در نقش «لری» را داریم؛ پسر جوان یهودی که فکر میکند شاید مارلون براندوی بعدی باشد یا شاید هم لارنس اولیویه - هرچند که یک پلیس محلی فکر میکند او کلاً باید شغلش را عوض کند. او از مادر مهربان اما خفقانآورش (با بازی شلی وینترز) دور شده و با نامزدش «سارا» (با بازی الن گرین) زیر یک سقف رفته تا طبق روهمرفتهی فیلمهای این مدلی، با کلی تست بازیگری، ماجراهای رمانتیک، دعوا و مرافعه دستوپنجه نرم کند؛ آن هم در حالی که تلاش میکند زندگیاش را روی دور تند بگذارد تا بالاخره آن شانس طلایی به تورش بخورد. آیا این اتفاق بالاخره میافتد؟ فیلم نگاهی است گذرا و واقعبینانه به بخشی از زندگی او. ما چیز زیادی از گذشتهاش نمیفهمیم، اما بیشتر وقتها فقط داریم روزمرگیهای این دو را دنبال میکنیم که چطور میخواهند آرزوهایشان را با واقعیت این زندگی جدید و پردستانداز در بروکلین تطبیق دهند. فیلم پایانبندی محکمی ندارد، البته شاید پیشرفتی هم حاصل میشود وقتی او کمکم میفهمد که اولین نفری در خانوادهاش نیست که آرزوهای بزرگ در سر دارد و تنها کسی هم نیست که استعداد لازم برای تحققش را داشته باشد. او تازه میفهمد چه فداکاریهایی برایش شده، همانطور که حالا خودش هم باید فداکاری کند. وینترز زیاد در فیلم آفتابی نمیشود، اما هر بار که هست، با همان تکههای کوتاه و ترانهخوانیِ ماریا کالاس، حسابی صحنه را زنده میکند و چند لحظهای فضای فیلم را شادابتر میسازد. به لطف حضور شخصیتهایی مثل «فولمر» با بازی کریستوفر واکن و «برنشین» با بازی آنتونیا فارگاس (که همه او را با نقش «هاگی بر» به یاد میآورند)، فیلم موفق میشود نگاهی طنازانه و سبکسرانه به غرور و تکبر جامعه هنری و آدمهای رنگارنگش داشته باشد. این یک اثر پرانرژی و سرزنده است که هر از گاهی به کلیشهها ناخنکی میزند، اما توی دام احساساتگراییِ بیخود نمیافتد، حسابی خندهدار است و ارزش یک بار دیدن را دارد.
2025-07-05