The Omen
به نظر میرسد رابرت و کاترین تورن همه چیز دارند؛ آنها ازدواج موفقی دارند و رابرت سفیر ایالات متحده در بریتانیا است، اما بزرگترین آرزوی آنها داشتن فرزند است. وقتی فرزند کاترین مرده به دنیا میآید، کشیشی در بیمارستان به رابرت پیشنهاد میدهد که نوزاد سالمی را که مادرش هنگام زایمان از دنیا رفته، به فرزندی قبول کنند. رابرت بدون اطلاع همسرش این پیشنهاد را میپذیرد. پس از نقل مکان به لندن، وقوع حوادث عجیب و هشدارهای شوم یک کشیش، رابرت را به این باور میرساند که کودکی که از آن بیمارستان ایتالیایی آورده، تجسم شیطان است.
سال انتشار: 1976 کارگردان: Richard Donner ژانر: Horror، Mystery نویسندگان: David Seltzer، Harvey Bernhard امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به هر دلیلی تا حالا «طالع نحس» رو ندیده بودم. با اینکه لحظات خوبی داشت و ۱۰-۱۵ دقیقه آخرش واقعاً عالی بود، ولی بخشهای وسط فیلم خیلی کند پیش میرفت و به جز یکی دو تا صحنه، اتفاق خاص و جالبی نمیافتاد. در کل فیلم بدی نبود ولی شاید یکم بیش از حد تحویلش گرفتن. امتیاز: ۳.۲۵ از ۵
2019-10-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
همین اواخر دوباره این فیلم و نسخهی بازسازیش رو دیدم... واقعاً هیچ جوره قابل مقایسه نیستن. گریگوری پک (Gregory Peck) قشنگ لیو شرایبر رو میذاره توی جیبش، خب البته پک بازیگر خیلی بهتری هم هست. لی رمیک خیلی باورپذیرتر از جولیا استایلز بازی کرده؛ استایلز اصلاً نمیتونه اون حس ترس و شک واقعی رو منتقل کنه. دیوید تیولیس بازیگر خوبیه، ولی توی نقشهای کوتاه انگار فقط میآد که کار رو تموم کنه و بره، در حالی که دیوید وارنر در نقش عکاس خیلی واقعیتر بود. منظورم اینه که نسخه ۱۹۷۶ «طالع نحس» قدیمی شده، ولی این اصلاً چیز بدی نیست. توی این نسخه حس میکنی دارن یه کار تازه انجام میدن و واقعاً تلاش میکنن تو رو بترسونن... و موفق هم میشن. در مقایسه با اون، نسخه بازسازی شده فقط یه کپیبرداریه و هیچ چیز جدیدی نداره. نسخه ۱۹۷۶ بدون شک ترسناکتر، دراماتیکتر و پرتعلیقتره و نسبت به نسخه ۲۰۰۶، خیلی باورپذیرتر ساخته شده.
2023-01-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، قبول دارم که بعضی جاهاش حتی برای یه فیلم ترسناک هم یکم دور از ذهن به نظر میرسه، ولی فکر کنم هنوز هم فیلم محبوب من توی این ژانر از دهه ۷۰ باشه. از اون شروع مبهم توی بیمارستان رم گرفته تا وقتی که گریگوری پک و همسرش لی رمیک به لندن میرن (جایی که پک سفیر آمریکا میشه) و پسر کوچولوشون «دیمین» رو با خودشون میبرن. طولی نمیکشه که پرستار بچه به شکل خیلی فجیعی خودکشی میکنه و راه برای ورود «خانم بیللاک» (با بازی ترسناک بیلی وایتلا) باز میشه. هرچی پسر بزرگتر میشه و با پیشگوییهای وحشتناک «پدر برنان»، پک کمکم به این نتیجه میرسه که یه جای کار این بچه میلنگه. سوال اینجاست که آیا اون میتونه جلوی شیطانی که درون این بچه هست رو بگیره؟ ریچارد دانر خیلی خوب تونسته حس خطر رو از همون اول فیلم ایجاد کنه و نگه داره؛ موسیقی متن جری گلداسمیت هم با اون گروه کر دیوانهوار و سازهای زهی کمک کرده که آدم از ترس بره پشت مبل قایم بشه! پک توی بهترین فرم خودش نیست و بعضی صحنهها (مخصوصاً توی قبرستون با اون سگهای وحشی) یکم تخیلی میشن، ولی در کل فیلم قشنگ جذبت میکنه. باید اعتراف کنم که از پایان فیلم یکم ناامید شدم؛ آخه چرا پلیس باید تعقیبشون میکرد؟
2023-06-03