راننده تاکسی
تراویس بیکل (Travis Bickle) تفنگدار سابق نیروی دریایی و کهنهسرباز جنگ ویتنام است که در شهر نیویورک زندگی میکند. او که از بیخوابی رنج میبرد، وقت خود را با کار به عنوان راننده تاکسی در شب، تماشای فیلمهای پورن در سینماهای سطح پایین در طول روز، یا فکر کردن به این موضوع میگذراند که چگونه جهان، و به ویژه نیویورک، به یک لجنزار تبدیل شده است. او فردی منزوی است که نظرات تندی درباره درست و غلط بودن بشریت دارد. برای او، تنها نقطه روشن در میان مردم نیویورک، بتسی (Betsy) است؛ زنی که در ستاد انتخاباتی سناتور چارلز پالانتین (Charles Palantine) کار میکند. تراویس شیفته او میشود. پس از حادثهای که با او رخ میدهد، تراویس به این باور میرسد که باید هر کاری از دستش برمیآید انجام دهد تا دنیا را به جای بهتری تبدیل کند. یکی از اولویتهای او نجات آیریس (Iris) است؛ دختر دوازدهساله فراری و تنفروشی که تراویس معتقد است میخواهد از این حرفه و از زیر سلطه دلال و معشوقهاش متیو (Matthew) خارج شود.
سال انتشار: 1976 کارگردان: Martin Scorsese ژانر: Crime، Drama نویسندگان: Paul Schrader امتیاز: 8.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**طردشدهی اجتماع با مدل موی موهاک دیوانه میشود**
تراویس بیکل (Travis Bickle)، آدم تنهایی که عشق فیلمهای پورن است، در نیویورک راننده تاکسی است. داستان روایتگر سقوط تدریجی او به ورطه جنون است که به دلیل ناتوانی در برقراری ارتباط با اطرافیان و احساس بیارزش بودن به وجود آمده. تراویس در واقع نامرئی است و هیچ اهمیتی برای کسی ندارد. انزوای خودخواستهی او، به معاشرت با تفالههای دور و برش ترجیح دارد. یک روز او تصمیم میگیرد همه چیز را تغییر دهد و با کشتن یک سیاستمدار، برای خودش کسی شود. این آدم «هیچکس» با عقده خودبرتربینی، قطعا از مسیر خارج شده و این راه فقط به خونریزی ختم میشود. که البته بخش زیادی از این خون، مال خودش خواهد بود.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
درباره راننده تاکسی (Taxi Driver) حرفهای زیادی زده شده و من نمیخوام چیزی به اونا اضافه کنم، اما این فیلم برای من معیاریه که بقیه فیلما رو باهاش میسنجم؛ این فیلم با اختلاف محبوبترین فیلمیه که تا حالا دیدم. صداقت بیرحمانه و استفاده از مضامینی مثل پارانویا، مشکلات سلامت روان و انحطاط جامعه، باعث شده که از زمان اکرانش در سال ۱۹۷۶ تا الان، بارها مورد تقلید و ارجاع قرار بگیره. رابرت دنیرو (Robert De Niro) در نقش تراویس بیکل یک بازی خیرهکننده ارائه میده؛ کهنهسرباز جنگ ویتنام با علائم PTSD و پارانویا که به خاطر بیخوابی، راننده تاکسی نیویورک شده. تراویس کسیه که با جامعه تضاد داره، از دلالها، فاحشهها، موادفروشها و بقیه تفالههای روی زمین خسته شده و به آرامی در وضعیت بیخوابی و نشئگی، خودش رو به یک ارتش تکنفره تبدیل میکنه که آمادهست هر کسی رو که فکر میکنه بخشی از مشکله، بکشه. تعاملات او با بقیه راننده تاکسیها، بتسی (Shepherd) که کارمند ستاد انتخاباتیه، آیریس (Foster) که یک فاحشه نوجوانه و دلالش «اسپورت» (Keitel)، به ماموریت مخرب او برای پاکسازی نیویورک دامن میزنه. تلاش او برای داشتن یک زندگی عادی با بتسی، با بردن او به سینمایی که با روحیاتش سازگار نیست، به فاجعه ختم میشه؛ که عمدتاً به خاطر سادگی ظاهری تراویس درباره اینه که چه سرگرمیای مناسب و باکلاسه. موقع کار شبانه به عنوان راننده تاکسی، او با برخوردهای عجیبی روبرو میشه، از جمله مسافری که یک مرد به شدت حسود و روانیه و به تراویس جایی رو نشون میده که زنش داره بهش خیانت میکنه، و بعد یک برخورد کوتاه با آیریس که سوار تاکسیش میشه و بعد توسط اسپورت به زور بیرون کشیده میشه. اسپورت یک بیست دلاری مچاله و کثیف به خاطر دردسر به سمت تراویس پرت میکنه. بعد از اون، تراویس ماموریت خودش میدونه که آیریس رو نجات بده و در عین حال برای کاندیدای ریاستجمهوری هم ایجاد مزاحمت میکنه. این فیلم هنوز هم در این زمانه موضوعیت داره، چون شبکههای اجتماعی و پیشرفتهای تکنولوژیک، باعث سقوط ارزشها شدن و خیلیها میخوان به هر قیمتی شده به شهرت برسن و روحشون رو برای معروف شدن میفروشن. من عاشق بازی دنیرو در نقش تراویسم؛ نقشی که ابعاد زیادی داره: مردی که عصبانی، سادهلوح، بیخواب، تنها، جامعهگریز و یک قاتله. صحنهای در دفتر ستاد انتخاباتی که بتسی به خاطر اون قرار افتضاح ردش میکنه و همکار فرصتطلب و دماغسربالای بتسی یعنی تام (Brooks) تهدیدش میکنه، به خوبی بازه بازیگری دنیرو رو نشون میده که چطور از حالت عذرخواه و خجالتی به عصبانی و آماده دعوا تغییر میکنه. دنیرو برای این نقش نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد شد. نسخه بلوری فیلم هم کیفیت خیلی خوبی داره، رنگ پوستها طبیعیه و موسیقی متن و صداهای محیطی به خوبی شنیده میشن که برای فیلمی که اواسط دهه ۷۰ ساخته شده، عالی مدیریت شده.
2020-02-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
رابرت دنیرو (Robert De Niro) در این تصویرگری تاریک و خشن از تفنگدار سابق، «تراویس بیکل»، فوقالعاده است. او وقتش را در تنهایی، شبها با رانندگی تاکسی و روزها با تماشای فیلمهای سخیف میگذراند. این چرخه بیوقفه زمانی شکسته میشود که او به «بتسی» (Cybill Shepherd)، کارمند ستاد انتخاباتی یکی از نامزدهای ریاستجمهوری آمریکا، علاقهمند میشود. بارقهای از امید برای او ایجاد میشود، چون بتسی قبول میکند با او به سینما برود - اما وقتی تراویس او را به پاتوق همیشگیاش برای دیدن یک فیلم سوئدی میبرد که اصلاً شبیه کارهای اینگمار برگمان نیست، همه چیز خراب میشود و او دوباره به نقطه صفر برمیگردد. همزمان، او نگاهی حمایتی به «آیریس» جوان (Jodie Foster) پیدا میکند؛ فاحشهای نوجوان که توسط دلالش مورد سوءاستفاده قرار میگیرد. برای این منظور، او چند اسلحه تهیه میکند که در کار با آنها کاملاً مهارت دارد و بالاخره هدفی برای زندگی بیهدفش پیدا میکند. مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) کارگردان و برنارد هرمن (Bernard Hermann) آهنگساز قدیمی، فضایی فوقالعاده متقاعدکننده و خاطرهانگیز ساختهاند که بر فساد شبهای نیویورک تأکید دارد؛ فضایی که دنیرو طوری در آن میدرخشد که کمتر بازیگری از پسش برمیآمد. او حسی از درماندگی و در عین حال نجابت را منتقل میکند؛ او علیرغم بیتفاوتی شهر و اطرافیانش، اصول اخلاقی خودش را دارد و در پایان، من کاملاً طرف او بودم. اگر میتوانید این فیلم را روی پرده بزرگ ببینید، حتماً این کار را بکنید - چون به این اثر اتمسفریک و قدرتمند سینمایی، جذابیت دوچندانی میبخشد.
2023-06-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**_فساد جهنمی شهری و سقوط قدمبهقدم یک مرد به جنون کلانشهر_**
در اواسط دهه ۷۰، یک تفنگدار سابق دچار بیخوابی در نیویورک، در شیفت شب به عنوان راننده تاکسی (دنیرو) کار میکند و سعی دارد با یک داوطلب زیبای ستاد انتخاباتی ریاستجمهوری (سیبیل شپرد) رابطه برقرار کند. او دچار «سندرم شوالیه سفید» میشود و سعی میکند یک فاحشه ۱۲ و نیم ساله (جودی فاستر) را نجات دهد. فیلم «راننده تاکسی» (Taxi Driver - 1976) به نویسندگی پل شریدر و کارگردانی اسکورسیزی، یک مطالعه شخصیت جالب درباره یک آدم وصلهناجور و سقوط او به افراطگرایی پس از زندگی روزمره در میان مکانهای کثیف و غیربهداشتی یک گاتهام جهنمی، به ویژه منطقه سینماهای ارزانقیمت است. قهرمان داستان یک «تضاد» متحرک است؛ از انحطاطی که مشاهده میکند متنفر است اما اوقات فراغتش را در سینماهای پورن میگذراند. همچنین طنز تلخی در این وجود دارد که یک تروریست بالقوه، به عنوان یک قهرمان پارتیزان دیده میشود. تیم بازیگران برجسته شامل هاروی کایتل جوان در نقش دلال دختر و پیتر بویل در نقش همکار راننده تاکسی و مربیمانند تراویس است. آلبرت بروکس هم در نقش همکار محافظهکارِ داوطلب ستاد حضور دارد. خود اسکورسیزی هم در نقشی کوتاه به عنوان یک مسافر تاکسی روانی ظاهر میشود. این فیلم مکمل خوبی برای آثار مشابه شریدر مثل «هاردکور»، «آدمهای گربهای»، «فوکوس خودکار» و «سگ سگ را میخورد» است. مدت زمان فیلم ۱ ساعت و ۵۴ دقیقه است و در منهتن و بروکلین فیلمبرداری شده. نمره: B+/A-