گریس
یک فیلم موزیکال درباره نوجوانان عاشق در دهه ۱۹۵۰. سال ۱۹۵۸ در کالیفرنیا، دنی زوکو (John Travolta) که یک جوان کلهخراب (greaser) است و سندی اولسون (Olivia Newton-John) استرالیایی، عاشق یکدیگر میشوند. آنها اوقات خود را در ساحل میگذرانند، اما وقتی به مدرسه برمیگردند، هیچکدام نمیدانند که هر دو اکنون در دبیرستان رایدل (Rydell High) تحصیل میکنند. دنی رهبر گروه «تی-بردز» (T-Birds) است، گروهی از جوانان با کاپشنهای چرمی مشکی، در حالی که سندی با «پینک لیدیز» (Pink Ladies) وقت میگذراند؛ گروهی از دختران صورتیپوش که رهبری آنها را ریزو (Stockard Channing) بر عهده دارد. وقتی آنها در اولین جشن مدرسه با هم روبرو میشوند، دنی دیگر آن پسری نیست که در ساحل بود. آنها سعی میکنند شبیه یکدیگر شوند تا بتوانند با هم بمانند.
سال انتشار: 1978 کارگردان: Randal Kleiser ژانر: Comedy، Musical، Romance نویسندگان: Jim Jacobs، Warren Casey، Bronte Woodard امتیاز: 7.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
گریس واقعاً همونیه که باید باشه! ... وقتی خانوادهام (مادرم، برادرم و من) برای «شب فیلم» هفتگی سنتیمون (که اون زمان با عشق این اسم رو روش گذاشته بودیم) رفتیم سینما شیکاگو تا گریس رو ببینیم، فیلم «خدا رو شکر جمعهست» (Thank God It's Friday) توی سینمای قدیمی استیت اند لیک، درست اون طرف خیابون داشت پخش میشد. من که طرفدار پر و پا قرص دونا سامر (Donna Summer) بودم، طبیعتاً دلم میخواست اون فیلم رو هم ببینم، اما اول باید گریس رو میدیدیم چون بلیطهاش رو از قبل خریده بودیم... و البته چون معمولاً در آن واحد فقط به دیدن یک فیلم متعهد بودیم... البته گاهی اوقات! 😊
خوشحالم که گریس رو دیدیم، چون وقتی فیلم تموم شد، بدجوری عاشقش شده بودم. این یکی از عزیزترین تجربهها و خاطرات دوران کودکی منه و هنوز هم برام ارزشمنده. این موزیکال به کارگردانی رندال کلایزر (Randal Kleiser) یکی از بزرگترین آثار سینمایی زمان خودش بود و حتی امروز هم با بازسازیهای تئاتری، نسلهای گذشته و امروز رو سرگرم میکنه.
در فیلم گریس، جان تراولتا (John Travolta) و اولیویا نیوتن-جان (Olivia Newton-John) در نقش دنی و سندی بازی میکنن؛ دو نفری که یک تابستان در ساحل با هم آشنا و دیوانهوار عاشق هم میشن. اما یک مشکل وجود داره: دنی یک پسر محلی (و عضو باند تی-بردز) هست، در حالی که سندی (یک دختر پاک و نجیب از استرالیا) فقط برای تعطیلات تابستونی به اونجا اومده. وقتی تابستون تموم میشه، رابطه پرشور اونها هم ممکنه تموم بشه. اما واقعاً اینطور میشه؟...
گریس که در کالیفرنیای دهه ۱۹۵۰ روایت میشه، فیلمیه که توی کتابهای تاریخ هالیوود ثبت شده. کارگردانی فوقالعادهای داره و موسیقی متنش بینظیره. و بازیگرها؟ خب، وقتی مجموعهای از بهترینهای حرفه خودشون رو دارید، چی میتونید بگید: استاکارد چنینگ، فرانکی اولون، ایو آردن، جوآن بلوندل، شا-نا-نا، سید سیزر و آلیس گوستلی، در کنار کلی استعداد دیگه. گریس یکی از محبوبترین فیلمهای تمام دوران منه. داستانش عالیه، بازیها افسانهای هستن و موسیقی متنش هم به همون اندازه موندگاره. من عاشق این فیلمم و تماشاش رو به همه توصیه میکنم... مخصوصاً کسایی که مثل من عاشق فیلمهای موزیکال هستن.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تو یه آدم متظاهر و تقلبی هستی و کاش اصلاً ریختت رو نمیدیدم! گریس به کارگردانی رندال کلایزر (Randal Kleiser) و با بازی جان تراولتا (John Travolta)، اولیویا نیوتن-جان (Olivia Newton-John)، استاکارد چنینگ (Stockard Channing) و جف کانووی (Jeff Conaway) ساخته شده. نویسندگی اون هم بر عهده جیم جیکوبز، وارن کیسی (موزیکال)، برونته وودارد و آلن کار بوده.
سال ۱۹۵۸ است و دنی (تراولتا) یک رابطه عاشقانه تابستانی با سندی زیبا و معصوم (نیوتن-جان) دارد. سندی سر از همان دبیرستانی درمیآورد که دنی در آن درس میخواند، اما دنی تحت فشار دوستانش است تا ظاهر «خفن» خودش رو حفظ کنه و تصویر یک پسر کلهگنده رو خراب نکنه. اونها با هم به مشکل میخورن، دعوا میکنن، آشتی میکنن و دوستاشون هم به همون اندازه وضعیت پایداری ندارن. اوه، و البته موضوع آهنگها و رقصهای واقعاً موندگار هم در میونه.
گریس همونقدر که پر از شور و حاله، همونقدر هم کلیشهای و سادهست، اما از اون موزیکالهاییه که سخت میشه دوستش نداشت. بازیگریها متوسطه، کارگردانی تکبعدیه و داستانش رو میشد روی دستمال کاغذی نوشت! با این حال، ما به خاطر همین نقصهاش دوستش داریم؛ اون جذابیت عجیب و غریبی که در کنار اون آهنگهای غران قرار میگیره. برامون مهم نیست که این بازیگرها برای نقش دبیرستانی خیلی پیر هستن، لذت فیلم در تماشای اونهاست که دارن از دوباره نوجوان بودن لذت میبرن. حتی کلی شوخیهای دوپهلو و متنهای شیطنتآمیز برای بزرگترها هم توی فیلم هست. یک فیلم واقعاً سرگرمکننده که موندگاریش نشون میده به این زودیا فراموش نمیشه. ببینید، لذت ببرید، باهاش بخونید، آهنگ و شخصیت محبوبتون رو انتخاب کنید و بهش احترام بگذارید؛ چون گریس همون چیزیه که باید باشه، عزیزم. ۹/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
برای دیدن نسخه ویدیویی این نقد اینجا کلیک کنید: https://youtu.be/gvGcY-PMazg
اصلاً نمیدونم کی این فیلم رو به لیست تماشام اضافه کردم، اما وقتی داشتم لیست فیلمهای ندیدهام رو چک میکردم، موزیکال «گریس» (Grease) شد فیلم بعدی برای تماشا. این فیلم قطعاً یک کلاسیکه و من کسی رو نمیشناسم که حداقل یک آهنگ ازش بلد نباشه. پس احتمالاً یه جایی ته ذهنتون میدونید داستان از چه قراره، اما این خلاصه رسمی فیلمه:
سندی اولسون، دختر نجیب، و دنی زوکو، پسر کلهخراب، در طول تابستان عاشق هم میشوند. وقتی به طور غیرمنتظره متوجه میشوند که هر دو در یک دبیرستان هستند، آیا میتوانند عشقشان را دوباره زنده کنند؟
این فیلم محصول ۱۹۷۸ هست اما داستانش در ۱۹۵۸ میگذره و کلی شادی و هیجان داره. تقریباً همه آهنگها بلافاصله قابل شناسایی هستن و با اینکه هیچوقت اعتراف نمیکنم، اما ممکنه بعد از دیدنش روی کاشیهای آشپزخونه با زانو لیز خورده باشم و داد زده باشم: «این هیجانانگیزه!» (it’s ELECTRIFYING).
چیزی که الان موقع تماشای فیلم جالبه، اینه که چقدر صحنههای بیپرده داره. وقتی بچه بودم خیلی از این چیزها رو نمیفهمیدم. پاره شدن کاندوم، صدا کردن ماشینها با اسمهای جنسی، خوندن درباره مسائل تحریکآمیز و خیس شدن لباسهای شنا؛ یادم رفته بود چقدر ایهام و شوخیهای جنسی توی متن آهنگها و کل فیلم وجود داره.
نکته جالبتر، تئوریایه که میگه سندی در واقع در همون صحنه اول توی ساحل غرق شده و بقیه فیلم، فانتزیهای مغز در حال مرگش به خاطر کمبود اکسیژنه. بهش فکر کنید؛ در آهنگ «شبهای تابستان» از دید سندی، دنی میگه وقتی سندی رو دید «جونش رو نجات دادم، داشت غرق میشد». چی میشه اگه بهتون بگم در واقعیت اون واقعاً غرق شده؟ برای همینه که در ساحل، وقتی سندی وارد یک سطح دیگه میشه از دنی میپرسه: «این آخرشه؟» و دنی جواب میده: «البته که نه، این تازه اولشه». بعد اون فانتزیهای مغز در حال مرگش رو از یک سال رابطه عاشقانه در دبیرستان میبینه، رویاهایی که هر چی میگذره عجیبتر میشن، تا اینکه در اوج فیلم، او و دنی با ماشینی که از زمین بلند میشه به سمت بهشت میرن؛ که میتونیم حدس بزنیم لحظات پایانی عمرش هست. به هر حال، این چیزیه که دفعه بعد که فیلم رو میبینید میتونید بهش فکر کنید. در هر صورت، فیلم سرگرمکننده و خوبیه و همیشه ارزش دیدن داره.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
عجیبه ولی این تنها موزیکالیه که ازش خوشم میاد. از چند تا از آهنگهاش هم خوشم میاد. این یک اثر کلاسیکه، همه دنیا این فیلم رو میشناسن.
2023-05-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«سندی» (Olivia Newton John) یک دختر باپرستیژ و باادبه که در تعطیلات تابستانی کالیفرنیای اواخر دهه ۵۰، با «دنی» (John Travolta) آشنا و عاشقش میشه. اما وقتی هر دو دبیرستان رو شروع میکنن، میفهمیم که اون یک دختر درسخون و پاستوریزهست که با گروه «پینک لیدیز» (Pink Ladies) استاکارد چنینگ میگرده و دنی هم رهبر گروه «تی-بردز» (T-Birds) هست؛ همون کلهخرابهای مدرسه با کاپشنهای چرمی و تیشرتهای سفید. جذابیت اونها برای همدیگه تحتالشعاع نقشهاشون در مدرسه قرار میگیره و باید راهی برای حل این مشکل پیدا کنن!
چنینگ برای من ستاره این فیلمه. اون در نقش «ریزو» عالیه؛ با اون اعتماد به نفس بالا، خرد عامیانه و آهنگ «به من نگاه کن، من ساندرا دی هستم» که به سندی کمک میکنه تا مردش رو به دست بیاره. در کنار رقصهای جذاب و خوشساخت، بقیه آهنگها هم فوقالعاده هستن؛ ترکیبی از آهنگهای شاد و بالادهای احساسی از کسانی مثل فرانکی والی، فرانکی اولون و البته دو ستاره اصلی با آهنگهای «تو همونی هستی که میخوام» و «شبهای تابستان» که اغلب از فیلمنامه نسبتاً معمولی فیلم هم فراتر میرن. این یک داستان عاشقانه ملایم و کمی رقابتیه که اگرچه الان کمی قدیمی شده، اما قطعاً فیلم مهمی در دوران رشد من بود!