سوپرمن
درست پیش از نابودی سیاره کریپتون، دانشمندی به نام جور-ال (Jor-El) پسر نوزادش کال-ال (Kal-El) را با یک سفینه فضایی به زمین میفرستد. کلارک جوان که توسط کشاورزان مهربانی به نامهای جاناتان و مارتا کنت بزرگ شده، منبع قدرتهای فوقبشری خود را کشف کرده و برای مبارزه با شرارت به متروپلیس میرود. او در قامت سوپرمن با لکس لوتور (Lex Luthor) شرور مبارزه میکند و در عین حال، به عنوان خبرنگار تازهکار، کلارک کنت، سعی میکند دل همکارش لوئیس لین (Lois Lane) را به دست آورد.
سال انتشار: 1978 کارگردان: Richard Donner ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Jerry Siegel، Joe Shuster، Mario Puzo امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
مرد پولادین - فیلمی سرشار از عشق
سیاره کریپتون محکوم به فناست و تمام زندگی در آنجا به زودی به پایان میرسه. جور-ال با دانستن اینکه سیاره زمین جو مشابهی داره، پسر نوزادش رو با سرعت به اونجا میفرسته. در زمین، این نوزاد بزرگ میشه و میفهمه که قدرتهای فوقبشری داره که باید از چشم زمینیهای معمولی پنهان بمونه؛ اون خودش رو پشت چهره یه خبرنگار سربهزیر به نام کلارک کنت مخفی میکنه و هر وقت که نیاز به مقابله با شرارت و بدی باشه، به سوپرمن تبدیل میشه.
فکر میکنم اکثر مردم یا فیلم سوپرمن رو دیدن، یا حداقل همه چیز رو دربارهش شنیدن. این از اون فیلمهاییه که در تاریخ سینما به عنوان یه نقطه عطف ثبت شده و بعضیها مثل من میگن که یه نقطه اوج هم هست. من اخیراً بعد از حدود ۵ سال دوباره فیلم رو دیدم و واقعاً لذت بردم؛ لحظهای که موسیقی هیجانانگیز جان ویلیامز شروع میشه، بدنم مورمور میشه و باور میکنم که یه آدم واقعاً میتونه پرواز کنه.
سطح انتظارات موقع اکران فیلم در سال ۱۹۷۸ وحشتناک بالا بود؛ اصلاً نمیشه عشق و علاقه نمادین مردم به شخصیت سوپرمن در کمیکهای DC رو دستکم گرفت. یه جستجوی جهانی برای پیدا کردن بازیگر مناسب برای پوشیدن شنل قرمز و آبی در جریان بود؛ کلینت ایستوود، برت رینولدز، رایان اونیل، نیک نولتی و چارلز برانسون همگی در دورههایی به این نقش داغ لینک شده بودن، در حالی که جیمز کان و رابرت ردفورد تایید شده که بعد از پیشنهاد کار، اون رو رد کردن. تمام اون اسمهای بزرگ الان به طرز خندهداری انتخابهای احمقانهای به نظر میرسن و این فقط و فقط به خاطر مردی بود که این نقش غولآسا رو که داشت از شدت انتظارات منفجر میشد، قبول کرد.
اینکه فیلم سوپرمن جواب داد (و هنوز هم با گذشت هر دهه جواب میده) مدیون تلاشهای فوقالعاده کریستوفر ریو هست. ریو هر دو جنبه شخصیت رو عالی درآورد و اون رو مال خودش کرد؛ اون در لباس ابرقهرمانی سراسر عضله و با جذبهست و بعدش توانایی کمدی فوقالعادهای رو در نقش کلارک کنتِ دستوپاچلفتی و کلافهکننده نشون میده. البته که بازیگرای مکمل همگی نقش بزرگی دارن، اما ریو فیلم رو به دوش میکشه و به اوج میرسونه.
جین هکمن در نقش لکس لوتور شرور حسابی کیف میکنه و خوش میدرخشه، ند بیتی و والری پرین هم به ترتیب با کمدی و جذابیتشون به نوچههای لوتور جون میدن، در حالی که مارگو کیدر در نقش شخصیت اصلی زن داستان، یعنی لوئیس لین، یه لذت خالصه. کیدر که ازش خواسته شده بود نقش یه معشوقه و در عین حال یه زن به شدت قوی رو بازی کنه، به راحتی از پسش برمیآد و زیباییای از خودش ساطع میکنه که با هیکل درشت ریو به خوبی جفتوجور میشه. به مارلون براندو ۴ میلیون دلار برای نقشی پرداخت شد که چیزی بیشتر از یه مقدمه کوتاه نبود، اما اسم بزرگی که اون به فیلم اضافه کرد باعث شد مشتریها دستهدسته به سینما بیان، ولی موقع خروج از سینما، این اسم ریو بود که اکثر مردم دربارهش حرف میزدن.
سوپرمن با سکانسهای عجیب و غریب و ایدههای کمیکبوکی شیطنتآمیزش، به عنوان یه کلاسیک موندگار در این ژانر دوام آورده؛ ممکنه توسط خیلی از آثار مدرنتر مثل مرد عنکبوتی و بتمن پشت سر گذاشته شده باشه، اما زمانی اون «پدر» همهشون بود. از چشمهای ایکسری گرفته تا گرفتن گلوله، پرتاب موشکهای هستهای به فضا و دلبری از لوئیس در آسمان، فیلم سوپرمن یه تجربه خاصه و اوه که چقدر دوستش دارم. ۹/۱۰. کریستوفر ریو روحت شاد.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**«دوشیزه تشماخر!»**_
من فیلم «سوپرمن» (۱۹۷۸) رو تا ۲۵ سال بعد از اکرانش ندیده بودم. این یه فیلم ابرقهرمانی عالی با کلی شوخطبعیه که واقعاً لایق شهرتشه. با اینکه چند تا چیزش طبیعتاً قدیمی شده، مثل سکانسهای پرواز و عینک کلارک کنت (که اونقدر بد هستن که خندهدار میشن)، اما فیلم با وجود اینکه در سال ۱۹۷۷ فیلمبرداری شده، قطعاً در امتحان زمان سربلند بیرون اومده. «سوپرمن» ممکنه یه فیلم ابرقهرمانی کمیکبوکی باشه، اما در عین حال یه اثر علمی-تخیلی قدرتمند هم هست. سکانسهای فوقالعاده کریپتون در نیم ساعت اول این رو تایید میکنه. این صحنهها با بازی با شکوه مارلون براندو در نقش پدر سوپرمن، جور-ال، برجسته شدن. بنابراین، اگه طرفدار جدی علمی-تخیلی هستید، سوپرمن رو فقط به این دلیل که فکر میکنید یه فیلم ابرقهرمانی سادهست، از دست ندید. نه، این فیلم خیلی بیشتر از این حرفهاست.
فیلمنامه انگار بدون توجه به هزینهها نوشته شده، چون سکانسهای جلوههای ویژه عالی خیلی زیادن. در مورد براندو هم بگم که تیمی بهتر از این بازیگرا پیدا نمیکنید، مخصوصاً کریستوفر ریوِ تازهکار که در نقش اصلی گل کاشته. میخوام به چیزی اشاره کنم که به ندرت ازش یاد میشه: دوستدختر لکس لوتور، دوشیزه تشماخر با بازی والری پرین، به طرز خیرهکنندهای جذابه! حواستون به صحنه استخر باشه. فیلم با زمان ۲ ساعت و ۲۳ دقیقه کمی طولانیه، اما خستهکننده نمیشه. نمره: A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم تا ابد موندگار میشه. این فیلم یه شاهکار به تمام معناست. نویسندهها و کارگردان میدونستن دارن چیکار میکنن. کریستوفر ریو یه غوله. اون این شخصیت رو خیلی خوب به تصویر کشید! اون کلارک کنت و سوپرمن رو به عنوان دو شخصیت متفاوت بازی کرد، در حالی که هر دو یک نفر بودن. مارگو کیدر در نقش لوئیس لین فوقالعاده بود. جین هکمن و والری پرین در نقش لکس لوتور و ایو تشماخر عالی بودن. کل تیم بازیگری بینظیر بود. این فیلم همیشه از من ۱۰/۱۰ میگیره.
2022-12-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
پیشدرآمد حماسی جان ویلیامز به خوبی برای معرفی تیم بازیگری درخشان فیلم استفاده شده (کریستوفر ریو تازه نفر سوم لیست بازیگراست). داستان با ما در سیاره یخزده «کریپتون» شروع میشه، جایی که «جور-ال» (مارلون براندو) اعضای شورای عالی رو تشویق میکنه تا حکم «ژنرال زاد» خیانتکار (ترنس استامپ) و همدستانش رو صادر کنن. همه اینها کمی بیهوده به نظر میرسه چون به زودی میفهمیم که سیارهشون قراره توسط خورشید مجاورش نابود بشه. فقط «جور-ال» و همسرش «لارا» (سوزانا یورک) هستن که این دوراندیشی رو دارن که برای پسرشون یه کپسول نجات بسازن و درست در آخرین لحظه اون رو به فضا پرتاب کنن: مقصد زمین. خوشبختانه، اون درست جلوی چشم گلن فورد و فیلیس ثکستر مهربون فرود میآد که بعد از دیدن قدرت فوقالعادهاش، تصمیم میگیرن این بچه سر راهی رو به فرزندی قبول کنن.
چند سال به جلو میریم و کمکم متوجه سرخوردگیهایی میشیم که این مرد جوان باهاشون روبروست - اینکه هرگز نمیتونه از قدرتهاش برای کار خیر (یا حتی فوتبال آمریکایی) استفاده کنه. تراژدی رخ میده و اون به شهر میره و در روزنامه مشهور «دیلی پلنت» برای «پری وایت» بدخلق (جکی کوپر) کار پیدا میکنه. اون همچنین میفهمه که حالا آزاده تا شنل قرمزش رو بپوشه، عینک ضایعش رو برداره و به اولین ابرقهرمانِ قویهیکل و پرنده جهان تبدیل بشه. این کارها توجه زیادی رو جلب میکنه - نه فقط از طرف همکارش «لوئیس» (مارگو کیدر)، بلکه از طرف تبهکار بزرگ «لکس لوتور» (جین هکمن). اولی یه مصاحبه میخواد (و البته چیزهای دیگه)؛ دومی میخواد اون رو نابود کنه تا بتونه نقشه پلیدش برای تغییر جغرافیای کالیفرنیا رو عملی کنه.
حضور سرگرمکننده ند بیتی، والری پرین و مارک مککلور همگی به ریو (که همیشه دستکم گرفته شده) کمک میکنه تا با جذابیتی کاریزماتیک نقش رو مال خودش کنه و یه ماجراجویی اکشن پرسرعت رو پیش ببره. همچنین به هکمن اجازه میده (که شاید نقشش کمی بیش از حد پردیالوگ نوشته شده) نقش یه آدم بد با تمایلات خودبزرگبینی و البته باهوش رو بازی کنه. جلوههای بصری به طرز شگفتآوری خوب باقی موندن و با اینکه پایان فیلم رو خیلی دوست نداشتم، اما این یه حضور قوی و مطمئن برای ریو هست که در برابر وسوسه اخلاقگرایی بیش از حد مقاومت میکنه و یه سری ماجراجوییهای لذتبخش از تقابل خیر و شر رو به ما ارائه میده که واقعاً ارزش چند ساعت وقت گذاشتن جلوی یه پرده بزرگ با صدای باکیفیت رو داره.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«سوپرمن» بینقص نیست، اما یه جذابیت انکارناپذیر و یه سادگی خاصی داره که موقع تماشا واقعاً ازش خوشم اومد. فیلمی هست که انگار تیکهتیکه شده و بعد به هم چسبونده شده، انگار هر مرحله از فیلم تقریباً هیچ ربطی به مرحله دیگه نداره. اول یه بخش مناسب از داستان گذشته رو میبینیم، بعد یه بخش طولانی از اوایل زندگی کلارک روی زمین، بعد اون به شخصیت اصلی تبدیل میشه و یه بخش سنگین از کارهای ابرقهرمانیاش رو پشت سر هم داریم و در نهایت شخصیت منفی خودش رو نشون میشه. میدونم این شبیه همه فیلمهای دنیاست، اما موقع دیدنش ساختار فیلم به نظر عجیب میآد. شوخیها هم کمی خشک هستن و لکس لوتور هم به شدت کارتونیه.
البته هیچکدوم از این حرفهایی که میزنم انتقاد نیست، چون واقعاً وقت خوبی رو صرف تماشای این محصول سال ۱۹۷۸ کردم. فقط یه تجربه خیلی خوب از اول تا آخر بود، هرچند که کمی نقصهای جزئی داشت. بازی جین هکمن در نقش لوتور عالیه. من لکسِ جسی آیزنبرگ رو در دنیای سینمایی دیسی دوست دارم، اما این نسخه رو ترجیح میدم - فقط به خاطر اینکه چقدر سرگرمکنندهست، واقعاً خوب جواب میده. راستش آرزو میکردم یه فیلم مستقیمتر از تقابل سوپرمن و لوتور میداشتیم. شاید توی دنبالهها این اتفاق بیفته، حدس میزنم به زودی بفهمم. کریستوفر ریو به شدت برازنده شخصیت اصلیه، هرچند اعتراف میکنم که بازیاش در نقش کلارک کنت رو یه ذره بیشتر دوست داشتم. مارگو کیدر، ند بیتی، والری پرین و جکی کوپر در میان تیم بازیگران مکمل میدرخشن؛ تیمی که مارلون براندو رو هم داره، کسی که قبلاً فقط توی «پدرخوانده» دیده بودمش - باید کارهای بیشتری ازش ببینم! برای یه فیلم بالای دو ساعت، زمان خیلی سریع گذشت - با وجود همون ناهماهنگیهایی که گفتم. من یه ساعت نزدیک تلویزیون دارم و هر بار که بهش نگاه میکردم، میدیدم به پایان فیلم نزدیک و نزدیکتر میشم. این خودش بهترین نشونهست که از فیلم لذت بردم. حالا برم سراغ قسمتهای بعدی!