Airplane!
تِد استرایکر (Ted Striker)، خلبان سابق جنگی که پس از یک مأموریت ناموفق در جنگ جهانی دوم دچار تروما شده و از پرواز میترسد، هنوز نتوانسته عشق قدیمیاش، الین دیکینسون (Elaine Dickinson) که مهماندار هواپیماست را فراموش کند. تِد برای به دست آوردن دوباره او، سوار یک پرواز داخلی از لسآنجلس به شیکاگو میشود، اما ناگهان با یک مورد شدید مسمومیت غذایی در حین پرواز روبرو میشود که جان همه را به خطر میاندازد. حالا که اکثر مسافران و تمام خدمه کابین خلبان بر اثر بیماری از پا افتادهاند، استرایکر چارهای ندارد جز اینکه با شیاطین درونیاش روبرو شود و با کمک یک کنترلگر ترافیک هوایی بداخلاق و فرمانده سابقش، کنترل این هواپیمای مهارناپذیر را به دست بگیرد. آیا تِد میتواند هواپیما را بنشاند و همه را نجات دهد؟
سال انتشار: 1980 کارگردان: Jim Abrahams, David Zucker, Jerry Zucker ژانر: Comedy نویسندگان: Jim Abrahams، David Zucker، Jerry Zucker امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک کمدی کلاسیک آمریکایی - تمام اجزای این فیلم داد میزنند: «کمدی سینمای آمریکا». خیلی از شوخیهای فیلم پیشدرآمدی برای طنز مدرن آمریکایی هستند، از جمله اون شوخیهای عامهپسند و لوس. این فیلم ادای احترامیه به کمدیهای قبل از خودش، اما در ترکیب بازی با کلمات و شوخیهای ارجاعی واقعاً نوآورانه عمل کرده. من ردپای این فیلم رو در همه جا، از «The Hangover» گرفته تا سریال «The Office» میبینم. اگه یه وقت داشتید فیلم رو میدیدید و با خودتون گفتید «چقدر احمقانه است»، یادتون باشه: آروم باشید، قراره که احمقانه باشه.
2017-11-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
درست از همون تیتراژ ابتدایی که با الهام از فیلم «آروارهها» (Jaws 1975) ساخته شده، با یک ضیافت کمدی طرف هستیم که تقریباً تمام ژانرهای سینمایی رو مسخره میکنه؛ اونم در حالی که «تِد» بیچاره (با بازی رابرت هیز) باید جلوی یک فاجعه هوایی رو بگیرد. نصف مسافرا مسموم شدن و وقتی خدمه خلبان هم از پا درمیان، وظیفه اون میشه که شجاعانه هدایت هواپیما رو به دست بگیره و سعی کنه در شیکاگو فرود بیاد. خوشبختانه دوستدختر سابقش «الین» (جولی هاگرتی) اونجاست، و البته «اوتو»، خلبان بادی که همیشه صحنه رو از بقیه میدزده. لوید بریجز در نقش کنترلگر ترافیک هوایی خیلی سرگرمکنندهست و رابرت استک هم در نقش کسی که سعی میکنه خلبان جنگیِ مضطرب (که قبلاً فرماندهاش بوده) رو راهنمایی کنه، عالی ظاهر شده. شوخیهای تصویری گاهی اوقات بیش از حد لودهبازی میشن، اما این نویسندگی فیلمه که اون رو خندهدار میکنه - فیلم پر از بازی با کلمات، کنایههای دوپهلو و برداشتهای تحتاللفظی از زبانه که طنز خیلی باحالی ایجاد میکنه. ریتم فیلم تنده و برخلاف خیلی از کمدیهای دهه ۷۰، واقعاً بعد از ۴۰ سال هنوز هم آدم رو به خنده میندازه؛ اونم در دورانی که «نزاکت سیاسی» (Political Correctness) احتمالاً اجازه نمیداد چنین فیلمی اصلاً ساخته بشه. بله، یه کم بچگانهست ولی هنوز هم ارزش دیدن داره.
2022-07-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً که خندهداره. واقعاً. فیلمی که باعث شد کلمه «واقعاً» (Surely) دیگه هیچوقت مثل قبل به نظر نیاد. این یک پارودی تمامعیاره، نه فقط برای فیلمهای فاجعهمحور، بلکه برای تمام عرفهای اجتماعی. «بهانه» کمدی هم هواپیماییه که کل خدمهاش مریض شدن و یه خلبان سابق که اعصابش داغونه باید پرواز رو هدایت کنه. کلی اتفاقات «غیرواقعی» به سبک مانتی پایتون (Monty Python) وجود داره که فیلم رو خندهدارتر میکنه، در کنار مسخره کردن فرهنگهای مختلف، مثل اون زنی که به زبان «جایو» (Jive - زبان عامیانه سیاهپوستان) حرف میزنه. خب آدم تو موقعیتهای مرگ و زندگی به یکی نیاز داره که «جایو» بلد باشه، مگه نه؟ کسایی که این فیلم براشون خندهدار نیست، احتمالاً اصلاً از فیلمهای گلادیاتوری هم خوششون نمیاد.
2023-04-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یک کمدی ماندگار که ارزشش رو داره هر از چند گاهی دوباره دیده بشه.**
نمیتونم بگم این فیلم در زمان خودش چقدر نوآورانه بوده چون من از اون کارشناسهای سینما نیستم که همه چیز رو میدونن (دوست دارم بیشتر بدونم و همیشه در حال یادگیریام، اما فعلاً دانش کمی دارم). با این حال، تا جایی که میفهمم، فکر میکنم این یکی از اولین هجوهای «مهملگویی» (Nonsense) آمریکایی بود که به شدت از «مانتی پایتون» (گروه انگلیسی که اون زمان در اوج موفقیت بود) و فیلم «National Lampoon Animal House» الهام گرفته بود. جیم آبراهامز و برادران زاکر (که کارگردانی و نویسندگی کل فیلمنامه رو بر عهده داشتن) یک داستان خندهدار درباره یک پرواز داخلی در آمریکا ساختن که وقتی تقریباً همه، از جمله خلبان و کمکخلبان، ماهی فاسد میخورن، اوضاع حسابی به هم میریزه. بعضی شوخیها بهتر جواب میدن و بعضیها ضعیفترن، اما طنز فیلم به اندازهای هوشمندانه هست که بشه اون رو فراتر از یک خنده ساده دونست. شوخیای که در اون خلبان سعی میکنه یک بچه رو اغوا کنه شاید بدنامترین لحظه فیلم باشه، اما من طرفدار پر و پا قرص نزاکت سیاسی نیستم و باهاش مشکلی نداشتم. نویسندهها همچنین نتونستن جلوی خودشون رو برای استفاده از شوخیهای جنسی بگیرن، اما من چیزی ندیدم که واقعاً از خط قرمزهای پذیرفته شده عبور کرده باشه. برای این فیلم، از بازیگرانی استفاده شده که رگه طنز و هجو خوبی داشتن اما همیشه فرصت تمرکز روی کمدی رو نداشتن. این موضوع در مورد پیتر گریوز، رابرت هیز، جولی هاگرتی یا لوید بریجز و همچنین لسلی نیلسن صدق میکنه. خیلی غافلگیرکنندهست، چون ما نیلسن رو با کمدیهاش به یاد میاریم، اما او قبل از این فیلم هیچ کمدی شاخصی بازی نکرده بود. به نظر میرسه بازیگرها اونقدر حین کار بهشون خوش گذشته که کل گروه خاطرات خیلی خوبی از این پروژه دارن. از نظر فنی و زیباییشناسی، فیلم به خاطر کیفیت فیلمبرداری و همچنین آکسسوار و جلوههای ویژه خوبی که داره، متمایز میشه.