Friday the 13th

Friday the 13th

در سال ۱۹۵۷، پسربچه‌ای به نام جیسون (Jason) در دریاچه‌ای نزدیک کمپ کریستال لیک (Camp Crystal Lake) غرق می‌شود. سال بعد، دو مربی کمپ به قتل می‌رسند. در سال ۱۹۸۰، یکی از نوادگان صاحبان اصلی، کمپ کریستال لیک را با کمک چند مربی دوباره بازگشایی می‌کند. مربی‌ها یکی پس از دیگری توسط فردی مرموز کشته می‌شوند. آیا ممکن است جیسون برای انتقام برگشته باشد؟

سال انتشار: 1980 کارگردان: Sean S. Cunningham ژانر: Horror، Mystery، Thriller نویسندگان: Victor Miller، Ron Kurz امتیاز: 6.4

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

کاملاً مشخصه که تیم سازنده «جمعه سیزدهم» (Friday the 13th) حداقل انتظار یه سود معقول رو از فیلم داشتن، اما خیلی بعید می‌دونم کسی از عوامل فیلم حتی فکرش رو می‌کرد که این اثر به یه کلاسیک کالت تبدیل بشه که امروز می‌بینیم. ویکتور میلر (Victor Miller) نویسنده داستان، علناً اعتراف کرده که می‌خواسته از موفقیت فیلم «هالووین» (Halloween 1978) سوءاستفاده کنه. خدابیامرز بتسی پالمر (Betsy Palmer) بازیگر فیلم، حتی ادعا کرده بود که بعد از خوندن فیلمنامه، فکر کرده داستان آشغاله (البته اون از یه کلمه دیگه استفاده کرد!)، اما چون به یه ماشین جدید نیاز داشت، نقش رو قبول کرد. اون موقع اصلاً روحش هم خبر نداشت که این نقش، اون رو به عنوان یکی از بزرگترین نمادهای ژانر وحشت در تمام دوران‌ها جاودانه می‌کنه. بله، واضحه که ویکتور میلر و دان مانچینی (Don Mancini) از موفقیت هالووین استفاده کردن، اما حقیقت اینه که «جمعه سیزدهم» موفق می‌شه هویت مستقل خودش رو پیدا کنه و در نهایت، به جز اینکه هر دو فیلم‌های اسلشر درباره قاتلی هستن که دنبال کشتن نوجوان‌هاست، شباهت زیادی به هم ندارن. تا به امروز، «هالووین» جان کارپنتر (John Carpenter) فیلم ترسناک «جدی‌تری» در نظر گرفته می‌شه، در حالی که «جمعه سیزدهم» با اینکه یه اثر کلاسیکه، هنوز هم به عنوان یه فیلم سطح پایین‌تر دیده می‌شه. چرا؟ احتمالاً به این خاطر که با وجود علاقه شدیدی که بهش دارم، باید اعتراف کنم «جمعه سیزدهم» ذاتاً یه حالت «کمپی» (اغراق‌آمیز و کلیشه‌ای) داره. من شخصاً با این موضوع مشکلی ندارم و اتفاقاً ازش لذت می‌برم. داستان فیلم از سال ۱۹۵۸ در یه کمپ تابستانی به اسم کریستال لیک شروع می‌شه. دو مربی جوان رو می‌بینیم که در آستانه رابطه هستن که یه نفر از ناکجاآباد پیدا می‌شه و هر دو رو می‌کشه. ما قاتل رو نمی‌بینیم چون قتل‌ها از زاویه دید (POV) قاتل نشون داده می‌شن و دلیل قتل‌ها هم هنوز توضیح داده نمی‌شه. بعد داستان به سال ۱۹۸۰ می‌ره و روی آلیس (Alice) تمرکز می‌کنه؛ دختر جوان و عاقلی که همراه بقیه هم‌سن و سال‌هاش توسط مردی که می‌خواد کمپ رو دوباره راه بندازه، استخدام شده. متأسفانه، انگار یه نفر از بازگشایی اونجا اصلاً خوشحال نیست و همین باعث یه سری قتل‌های فجیع می‌شه. ممکنه این همون کسی باشه که سال ۱۹۵۸ اون دو نفر رو کشت؟ در نهایت این آلیسه که باید با قاتل روبرو بشه و برای زندگیش بجنگه. *خطر لو رفتن داستان* از نظر داستانی، «جمعه سیزدهم» شاید خیلی برجسته نباشه، اما واقعاً نیازی هم نداره که باشه. شاید اشتباه کنم، اما فکر می‌کنم این فیلم اولین اثری بود که این فرمول رو معرفی کرد: یه کمپ تابستانی به عنوان لوکیشن، یه ذره معما، کلی خون و خون‌ریزی، مرگ‌های خلاقانه و یه افشای غافلگیرکننده در دقایق آخر. همون‌طور که این فیلم سعی کرد از موفقیت یه اسلشر دیگه استفاده کنه، طنز ماجرا اینجاست که خود «جمعه سیزدهم» هم باعث ساخته شدن کلی کپی‌برداری ضعیف‌تر شد. البته موفقیت تجاری همیشه به معنی کیفیت نیست، اما فکر می‌کنم این فیلم یه جذابیت خاصی داره که مردم رو جذب می‌کنه. شخصیت‌ها تا حد زیادی کلیشه‌ای و تک‌بعدی هستن که خب ویژگی رایج فیلم‌های اسلشره. واقعاً خبری از شخصیت‌پردازی عمیق نیست و ما اون‌ها رو درست نمی‌شناسیم. اکثر قربانی‌ها پسرها و دخترهای جوانی هستن که انگار بیشتر برای خوش‌گذرونی اومدن کمپ تا کار کردن. قطعاً این شخصیت‌ها به خاطر نابالغ بودن یا احمق بودن مستحق مرگ نیستن، اما همزمان سخته که خیلی هم دلت براشون بسوزه. با این حال، اولین شخصیتی که بعد از پرش زمانی کشته می‌شه، واقعاً شیرین و مهربونه، برای همین وقتی وحشیانه کشته می‌شه، آدم دلش می‌سوزه؛ اون فقط به خاطر اینکه ساده‌لوح بود و به یه غریبه اعتماد کرد کشته شد. به نظرم این مرگ بهترین حرکت بود چون فضا رو برای اتفاقات بعدی آماده کرد: یه مشت جوان بی‌گناه بدون اینکه کاری کرده باشن، وحشیانه سلاخی می‌شن. بازیگری‌ها اکثراً معمولی یا در برخی موارد خیلی اغراق‌آمیزه که در کنار دیالوگ‌های احمقانه، به فیلم همون حس «کمپی» لذت‌بخش رو می‌ده. بتسی پالمر فقید که نقش خانم وورهیز (Mrs. Voorhees) رو بازی می‌کرد، نامزد جایزه تمشک طلایی شد؛ با اینکه من عاشق شخصیت خانم وورهیز هستم و از مرگ پالمر ناراحت شدم، اما درک می‌کنم چرا نامزد شد. درسته، بازی بتسی در نقش مادر جیسون خیلی غلو شده‌ست و موقع گفتن بعضی دیالوگ‌ها ناخواسته خنده‌دار می‌شه، اما در عین حال، نمی‌تونم تصور کنم کسی دیگه این نقش رو بازی کنه. بعد هم شخصیت «رالف دیوانه» (Crazy Ralph) رو داریم که رسماً از کمد می‌پره بیرون و به بچه‌ها می‌گه از اینجا برن چون نفرین شده‌ست. این شخصیت یکی از نمادین‌ترین کاراکترهای فرعی ژانر اسلشره. «جمعه سیزدهم» تنوع خوبی در قتل‌های خونین داره و تام ساوینی (Tom Savini) مسئول جلوه‌های ویژه و گریم بوده که خودش تضمین‌کننده کیفیته. صحنه معروف «تبر در صورت» احتمالاً ماندگارترین بخش فیلم برای طرفدارهاست. در این صحنه، شان کانینگهام (Sean Cunningham) و تام ساوینی نه تنها یه مرگ شوکه‌کننده رو نشون می‌دن، بلکه تعلیق و تنش قبلش هم عالیه. تقابل نهایی آلیس و خانم وورهیز هم خیلی طولانیه که باعث می‌شه تنش به اوج برسه. وقتی خانم وورهیز یهو ظاهر می‌شه و داستان اون «پسر بیچاره» رو تعریف می‌کنه، راحت می‌شه حدس زد که اون مسئول این کشتارهاست. تا اون لحظه اصلاً اون رو ندیده بودیم، پس چرا الان باید پیداش بشه؟ هیچ شخصیت دیگه‌ای باقی نمونده که بشه انداخت گردنش! البته آلیس با اینکه احمق نیست، اما انگار متوجه نیست چه اتفاقی داره می‌افته و آدم دوست داره داد بزنه «از اونجا برو بیرون!». خانم وورهیز در حالی که داره داستان رو برای مخاطب توضیح می‌ده، به شکلی ظریف خودش رو به عنوان قاتل لو می‌ده و بعد وارد یه حالت خلسه عجیب می‌شه، انگار که روح پسرش جیسون که در دریاچه غرق شده، تسخیرش کرده (من همیشه این رو نسخه برعکس نورمن بیتس و مادرش می‌دیدم). همون‌طور که گفتم بازیگری در این سکانس نهایی درخشان نیست و دیالوگ‌ها بیش از حد جزئیات رو توضیح می‌دن، اما با این حال، این رویارویی پر از تنشه و هنوز هم یکی از ماندگارترین لحظات «لو رفتن قاتل» در تاریخ سینمای وحشته.

2017-02-20


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 4

بعضی فیلم‌ها با گذشت زمان بهتر می‌شن و یه جذابیت نوستالژیک پیدا می‌کنن. اما بعضی‌های دیگه مثل یه سیب گندیده می‌پوسن، درست مثل «جمعه سیزدهم». شاید باید سال ۱۹۸۰ زنده می‌بودم تا بتونم از این فیلم لذت ببرم، اما واقعاً اون‌قدری که بعضی‌ها فکر می‌کنن ساختارشکن نیست؛ فقط یه کپی دیگه از فیلم‌هایی مثل «روانی» (Psycho) و «هالووین» (Halloween) هست، منتها با بودجه و بازیگری خیلی ضعیف‌تر.

2017-11-20


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

قطعاً اولین فیلم اسلشر نیست، اما بدون شک تاثیرگذارترین‌شونه. این فیلم در کنار قسمت پنجم، تنها فیلم‌های این فرنچایز ۱۲ قسمتی هستن که هویت قاتل رو به شکل یه معما نگه می‌دارن. به نظرم اگه می‌خواستن توی همه قسمت‌ها این کار رو بکنن، ایده لوث می‌شد، اما اینجا به نفع فیلم تموم شده. «جمعه سیزدهم» فیلمیه که از اوایل دهه ۲۰۰۰ که برای اولین بار دیدمش، حداقل سالی یه بار تماشاش می‌کنم. شاید بهترین فیلم دنیا نباشه، یا حتی بهترین فیلم اسلشر نباشه، لعنت، شاید حتی بهترین فیلم مجموعه «جمعه سیزدهم» هم نباشه، اما همین که هنوز ازش خسته نشدم خودش خیلی حرفه.

*نمره نهایی: ۳.۵ از ۵ - واقعاً دوسش داشتم. پیشنهاد می‌کنم حتماً براش وقت بذارید.*

2018-09-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

***آغاز موفق‌ترین فرنچایز اسلشر تاریخ***

فیلم «جمعه سیزدهم» که می ۱۹۸۰ اکران شد، در پی موفقیت فیلم «هالووین» (۱۹۷۸) ساخته شد و المان‌هایی از فیلم‌های «کری» (Carrie 1976) و «خلیج خون» (A Bay of Blood 1971) رو هم در خودش داره. داستان حول محور یه منطقه تفریحی نفرین‌شده به اسم کمپ کریستال لیک در نیوجرسی و قتل مربی‌های جوان کمپ می‌چرخه. منتقدها فیلم رو کوبیدن و واقعاً نمی‌فهمم چرا، چون فیلم در حد و اندازه‌های آثار تحسین‌شده‌ای مثل «کری» و «هالووین» هست. به هر حال، فیلم در گیشه به شدت موفق بود و خیلی بیشتر از دنباله‌هاش فروخت تا اینکه فیلم «فردی علیه جیسون» در سال ۲۰۰۳ رکوردش رو شکست. تا الان ۱۲ فیلم در این فرنچایز ساخته شده که اون رو به موفق‌ترین سری اسلشر تبدیل می‌کنه.

من اصلاً عشقِ خون و خون‌ریزی نیستم و فقط گاهی فیلم‌های اسلشر می‌بینم، اما طرفدار پر و پا قرص «جمعه سیزدهم» هستم. چرا؟ ربطی به نوستالژی نداره چون من در بزرگسالی و با دیدن قسمت پنجم در تلویزیون طرفدارش شدم. فکر می‌کنم دلیلش اینه که این فیلم‌ها معمولاً درباره جوان‌هایی در یه محیط کمپی باحال در جنگل هستن که خاطرات خوش جوانی رو زنده می‌کنه؛ حضور یه قاتل روانی توقف‌ناپذیر هم فقط یه حس خطر و تعلیق به این ماجرا اضافه می‌کنه.

در مورد زن‌های فیلم، قسمت اول با حضور آنی (Robbi Morgan)، آلیس (Adrienne King) و مارسی (Jeannine Taylor) درخشان ظاهر شده. از بین مردها هم کوین بیکن (Kevin Bacon) جوان به عنوان یکی از مربی‌ها حضور داره. جالبه که هیچ‌کدوم از فیلم‌ها در یک لوکیشن واحد ساخته نشدن، با اینکه داستان همه‌شون در کریستال لیک می‌گذره. لوکیشن‌های فیلم‌برداری شامل کنتیکت، کالیفرنیا، جورجیا، آلاباما و حتی تورنتو و تگزاس بوده. چیزی که این سری رو از بقیه متمایز می‌کنه، همین فضای کمپی و هیولای توقف‌ناپذیری به اسم جیسون وورهیزه.

از نظر لحن، دو فیلم اول جدی هستن، اما از قسمت سوم به بعد المان‌های «کمپی» و اغراق‌آمیز وارد کار شد. البته من خیلی شاکی نیستم چون این فیلم‌ها در کل خیلی هم باورپذیر نیستن. مثلاً تنها چیزی که در مورد واقع‌گرایی فیلم اول جای سوال داره اینه که قاتل چطور می‌تونه جسد یه آدم بزرگ رو از پنجره پرت کنه یا از در آویزون کنه! اما خب می‌شه این‌ها رو به ژن روانی و قدرتمند وورهیزها ربط داد. خیلی‌ها این فیلم‌ها رو ترسناک می‌دونن، اما به جز نسخه بازسازی سال ۲۰۰۹، من معمولاً این‌ها رو خیلی ترسناک نمی‌بینم. گاهی مورمورکننده، گاهی پرتعلیق و همیشه سرگرم‌کننده هستن، اما ترسناک نه. در واقع، من معمولاً به صحنه‌های مرگ فیلم می‌خندم! من به «جمعه سیزدهم» نمره بالایی می‌دم چون در ژانر خودش فیلم موثریه و یه فرنچایز نمادین رو شروع کرده.

نمره: -A

2019-07-10


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

خیلی چسبید که امروز این فیلم رو دیدم؛ هنوز هم بعد از این همه سال خوب مونده و بتسی پالمر واقعاً ترسناک بود. فکر کنم نسل جدید نوجوان‌ها یا اون‌هایی که اوایل دهه ۲۰ زندگیشون هستن، در مقایسه با فیلم‌های ترسناک امروزی، این فیلم براشون ملایم باشه، اما من سادگی داستان و قتل‌هاش رو دوست دارم.

2019-09-13