درخشش

درخشش

جک تورنس (Jack Torrance)، نویسنده‌ای که با مشکل عدم خلاقیت دست و پنجه نرم می‌کند و یک الکلی در حال بهبودی است، پس از پذیرفتن شغل سرایداری در فصل تعطیلی هتل دورافتاده «اورلوک» (Overlook) در کلرادو، همسرش وندی (Wendy) و پسر بااستعدادش دنی (Danny) را به این منطقه کوهستانی و پوشیده از برف می‌برد. در حالی که هتل بزرگ برای فصل زمستان تعطیل می‌شود، مدیر هتل بخش‌های مختلف را به جک نشان می‌دهد و سرآشپز سالخورده هتل، آقای هالوران (Mr Hallorann)، گفتگوی جذابی با دنی درباره یک توانایی ذهنی نادر به نام «درخشش» (The Shining) انجام می‌دهد؛ او به دنی هشدار می‌دهد که از اتاق‌های متروکه هتل و به ویژه اتاق ممنوعه ۲۳۷ دوری کند. با این حال، جک به جای غلبه بر بن‌بست فکری‌اش، کم‌کم عقل خود را از دست می‌دهد؛ او در محیطی بی‌رحم با طوفان‌های برف بی‌پایان و در یک زندان ساکت و عظیم که پر از اتفاقات عجیب و رویاهای ترسناک است، گرفتار شده است. حالا صداهای بی وقفه درون سر جک، تقاضای قربانی می‌کنند. آیا جک قادر به قتل است؟

سال انتشار: 1980 کارگردان: Stanley Kubrick ژانر: Drama، Horror نویسندگان: Stephen King، Stanley Kubrick، Diane Johnson امتیاز: 8.4

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

یه شاهکار به تمام معنا. کوبریک (Kubrick) تیم بازیگری فوق‌العاده‌ای رو انتخاب کرده و با استفاده درست از زمان‌بندی و موسیقی، یه فضای شدیداً خفقان‌آور ساخته. نیکلسون (Nicholson) عالیه، اما دووال (Duvall) و اون بچه هم دست‌کمی از اون ندارن.

2012-11-05


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

پسر، این رام قرمزه! (اشاره به کلمه Redrum). با وجود اینکه استیون کینگ (Stephen King) نویسنده کتاب، از اقتباس استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) راضی نبود، اما فیلم «درخشش» (The Shining 1980) ثابت کرد که هم منتقدها و هم تماشاچی‌ها عاشقش هستن. شاید اون روحی که کینگ مد نظرش بود رو نداشته باشه، اما بدون شک یه اثر سینمایی استادانه‌ست؛ ترکیبی از زیبایی و وحشت، تکنیک‌های جسورانه و ترس‌های ساده اما تاثیرگذار. بازی‌های باکیفیت هم که دیگه جای خود داره. داستان با ریتمی آروم و حساب‌شده پیش می‌ره، حس ترس از فضای بسته (کلاستروفوبیا) تقریباً از هر فریم فیلم می‌باره و روایت هوشمندانه فیلم، روح‌های انسانی و ماوراءطبیعی رو به شکلی لرزه‌آور در فضاهای وسیع و سرد هتل اورلوک (Overlook) به تصویر می‌کشه. فیلم بی‌نقص نیست، فیلمنامه خیلی معمولیه که باعث می‌شه کار کوبریک حتی تحسین‌برانگیزتر به نظر بیاد، اما همین موضوع باعث شده بعضی‌ها بگن فرم فیلم بر محتواش غلبه کرده. شاید ایراد بنی‌اسرائیلی باشه؟ ممکنه. اما با بازی برون‌گرایانه و دیوانه‌وار جک نیکلسون (Jack Nicholson) و کارگردانی کوبریک، این فیلم هنوز هم یکی از نقاط اوج ژانر وحشته. یه فیلم ترسناک که هر طرفدار این ژانری باید حداقل یک بار (اون هم با بهترین کیفیت ممکن) ببیندش! ۸/۱۰

2015-11-01


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

احتمالاً این فیلم محبوب‌ترین اقتباس من از آثار استیون کینگ (Stephen King) باشه (البته به جز یکی دو مورد، بقیه اقتباس‌ها رو خیلی دوست ندارم)، اما بین کارهای استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) بهترینم نیست. بعد از سال‌ها (شاید ده سال) دوباره نشستم دیدمش و با اینکه خیلی لذت بردم و بازی نیکلسون (Nicholson) رو اواخر فیلم خیلی دوست داشتم، اما اوایل فیلم بازیش برام خیلی باورپذیر نبود. با این حال، از نظر فضاسازی فوق‌العاده بود و بعضی جاها واقعاً آدم رو می‌ترسوند. ولی خب، از نظر من نمی‌شه بهش گفت یه اثر کلاسیک بی‌نقص. در کل ۴ از ۵.

2019-10-05


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

اگه از نقدهای بدون اسپویل من خوشتون میاد، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید :) با اکران فیلم «دکتر اسلیپ» (Doctor Sleep) که دنباله‌ای برای «درخشش» بعد از ۴۰ ساله، الان بهترین زمانه که سراغ یکی از بزرگترین فیلم‌های ترسناک تاریخ و یکی از تاثیرگذارترین کارگردان‌های سینما یعنی استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) بریم. می‌دونم، می‌دونم... نقد بدون اسپویل؟ واسه فیلمی که سال ۱۹۸۰ اومده؟ خب اولاً همیشه کسی هست که هنوز فیلم رو ندیده باشه. ثانیاً هرچی جلوتر می‌ریم، فیلم‌های دهه‌های ۶۰ تا ۹۰ بیشتر فراموش می‌شن. و در نهایت، اگه فیلمی باشه که برای توضیح فوق‌العاده بودنش نیازی به اسپویل نداشته باشه، اون همین «درخشش» هست. با این مقدمه...

این فیلم همیشه یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های ترسناک من بوده. بی‌نقص نیست (هیچ فیلمی نیست) و بعضی بخش‌هاش شاید الان به اندازه ۲۰ سال پیش جواب نده. وقتی اکران شد، واکنش‌ها به اقتباس کوبریک از رمان کینگ متفاوت بود. خود کینگ هم از فیلم انتقاد کرد. اما کمتر از ۱۰ سال بعد، فیلم کوبریک دوباره مورد ارزیابی قرار گرفت و امروزه یه اثر «کالت کلاسیک» محسوب می‌شه و فهمیدن دلیلش هم راحته. از ادای احترام‌های بی‌شمار گرفته تا صدها پارودی کمدی، این فیلم دیالوگ‌های موندگاری داره. مثلاً همین امسال در فیلم «آن: بخش دوم» (It: Chapter Two) صحنه معروف «جانی اینجاست!» جک نیکلسون رو بازسازی کردن. یا اون کلمه مرموز «Redrum»...

اما بزرگترین تاثیر فیلم، دستاوردهای فنی اونه. ببخشید اگه نقد کمی تخصصی می‌شه، اما نمی‌شه از بهترین بخش فیلم حرف نزد. این فیلم یکی از اولین‌هایی بود که از «استدی‌کم» (Steadicam) استفاده کرد؛ وسیله‌ای برای لرزش‌گیری دوربین که الان اونقدر عادی شده که کسی تحسینش نمی‌کنه. واقعاً هنوز کلی فیلم جدید هست که فیلمبرداری افتضاحی دارن، واسه همین من معتقدم نباید استفاده کوبریک از این تکنولوژی رو دست‌کم گرفت. مخصوصاً اون مدل فیلمبرداری نزدیک به زمین که باعث ابداع حالت «Low-mode» شد. کوبریک با این ابزارهای نوآورانه، کلاس درسی در زمینه قاب‌بندی (Framing) ارائه می‌ده. طوری که هر نمای فیلم ارزش مطالعه داره. تقریباً هر شات فیلم یه نشونه بصری یا یه تم زیرپوستی داره. اگه موقع دیدنش حوصله‌تون سر رفت، احتمالاً دارید «اشتباه» تماشاش می‌کنید! یعنی واقعاً بهش فکر نمی‌کنید یا به جزئیات اطراف شخصیت‌ها دقت نمی‌کنید. این یه فیلم ترسناک کلیشه‌ای با هیولا و «جامپ اسکر» نیست. داستان‌گویی بصری فیلم خیلی سنگینه و اگه دقت نکنید، پایان معماگونه فیلم رو از دست می‌دید.

از طراحی صحنه (Mise-en-scene) که پر از رنگ‌های قرمز خونیه گرفته تا نماهای باز که تابلوهای «خروج» رو نشون می‌دن و حس هزارتو بودن هتل رو القا می‌کنن، خطر در کل فیلم پخش شده. تقارن و استفاده از آینه‌ها هم برای نشون دادن مرز واقعیت و خیال حیاتیه. ساختار هتل و دکوراسیون کاملاً متقارنه و آینه‌ها هم یا کلمات رو برعکس می‌کنن یا سقوط به ورطه جنون رو نشون می‌دن. قاب‌بندی‌های کوبریک هنوز هم بیننده‌ها رو به فکر فرو می‌بره. هر بار که فیلم رو ببینید، چیز جدیدی کشف می‌کنید. شاید مال سال ۱۹۸۰ باشه، اما تمام تمرکزتون رو می‌طلبه.

اگه فیلمبرداری جان آلکات (John Alcott) خیره‌کننده‌ست، پس درباره موسیقی متن وهم‌آلود وندی کارلوس (Wendy Carlos) و ریچل الکیند (Rachel Elkind) چی می‌شه گفت؟ امروزه موسیقی بیشتر برای تاثیر لحظه‌ای استفاده می‌شه، اما در «درخشش»، موسیقی بخشی از دیالوگه. اگه شخصیتی بترسه، صدای یه ضربان قلب ساده حس رو منتقل می‌کنه. اگه دیالوگی به سمت خشونت بره، موسیقی هم با اون جنون همراه می‌شه. این یه موسیقی متن کامل برای یه فیلم ترسناکه.

از نظر داستانی هم این فیلم الهام‌بخش یه نسل شد. همه لحظات کلیدی فیلم رو دوست دارن، اما اطلاعات‌دهی هوشمندانه فیلمه که من رو راضی می‌کنه. هر اطلاعاتی یا از طریق دیالوگ‌های جذاب داده می‌شه یا از طریق نشانه‌های بصری. من نسخه ۱۴۴ دقیقه‌ای رو دیدم و تقریباً هر سکانس هدف خاصی داره. جک نیکلسون (Jack Nicholson) با یه بازی پدیدار، کل صحنه رو مال خودش می‌کنه؛ یکی از بهترین بازی‌های عمرش. دنی لوید (Danny Lloyd) هم یکی از بهترین بازی‌های بازیگرهای خردسال رو ارائه می‌ده. اما شلی دووال (Shelley Duvall) برای من یه نوسان داره؛ بعضی جاها بازیش غیرقابل‌تحمل می‌شه، هرچند مقابل نیکلسون خوب دووم میاره. اسکاتمن کراترز (Scatman Crothers) هم با اینکه نقش کوتاهی داره، اما هر وقت هست می‌درخشه.

در نهایت، «درخشش» یکی از در دسترس‌ترین آثار کلاسیک برای بیننده‌های امروزیه تا بفهمن چرا این فیلم یکی از بزرگترین‌های تاریخه. پایان فیلم بعد از این همه سال هنوز هم تکان‌دهنده‌ست و تئوری‌های جدیدی براش میاد. تا آخر عمرتون بدون دیدن (یا دوباره دیدن) این اثر کلاسیک نمونید. نمره: +A

2019-10-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

«عزیزم، من نمی‌خوام بهت صدمه بزنم. فقط می‌خوام مغزت رو داغون کنم!» فیلم «درخشش» یه مثال عالیه از اینکه چطور موسیقی متن و فیلمبرداری می‌تونن یه فیلم رو به سطح بهترین‌های تاریخ برسونن. من با استیون کینگ موافقم که جک نیکلسون از همون اول شبیه دیوونه‌ها بود و همین باعث شد روند دیوونه شدنش کمتر دراماتیک به نظر بیاد. اما می‌شه این رو به خاطر تمام صحنه‌های نمادینی که استادانه در این اثر کلاسیک وحشت خلق شده، بخشید.

2020-11-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

«عزیزم، من نمی‌خوام بهت صدمه بزنم. فقط می‌خوام مغزت رو داغون کنم!» فیلم «درخشش» یه مثال عالیه از اینکه چطور موسیقی متن و فیلمبرداری می‌تونن یه فیلم رو به سطح بهترین‌های تاریخ برسونن. من با استیون کینگ موافقم که جک نیکلسون از همون اول شبیه دیوونه‌ها بود و همین باعث شد روند دیوونه شدنش کمتر دراماتیک به نظر بیاد. اما می‌شه این رو به خاطر تمام صحنه‌های نمادینی که استادانه در این اثر کلاسیک وحشت خلق شده، بخشید.

2020-11-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

«جک تورنس» نویسنده‌ایه که از نبود خلاقیت رنج می‌بره. برای حل این مشکل، شغل سرایداری در زمستان رو قبول می‌کنه و خانواده‌ش رو به هتل بزرگ و دورافتاده «اورلوک» می‌بره تا بتونه تمرکز کنه! کم‌کم شرایط سخت قطبی بیرون و راهروهای بی‌پایان و پرنور هتل که مدت‌هاست متروکه موندن، روی ذهنش تاثیر می‌ذاره. وقتی به سمت اتاق ممنوعه ۲۳۷ می‌ره، همه چیز واقعاً از کنترل خارج می‌شه. شلی دووال در نقش همسرش «وندی» عالیه و دنی لوید هم در نقش پسر بااستعداد اما وحشت‌زده‌شون «دنی» خیلی خوب بازی کرده. کوبریک در اوج آمادگیه و با استفاده هوشمندانه از داستان ترسناک استیون کینگ، فضایی پر از جنون و تهدید ساخته که با کمی کمدی سیاه ترکیب شده و یه فیلم ترسناک واقعاً وحشت‌آور تحویل داده! دمشون گرم بابت گریم؛ نیکلسون رو خیلی خوب از یه نویسنده بداخلاق به یه روانی تبر به دست تبدیل کردن، مخصوصاً دور چشماش خیلی تاثیرگذار شده. بعد از ۴۰ سال، هنوز هم فیلم پرقدرتیه.

2023-06-07