گاندی
در سال ۱۸۹۳، موهانداس کی. گاندی به دلیل هندی بودن و سفر در کوپه درجه یک، از قطاری در آفریقای جنوبی بیرون انداخته میشود. گاندی متوجه میشود که قوانین علیه هندیها تبعیضآمیز است و تصمیم میگیرد یک کمپین اعتراض بدون خشونت را برای حقوق تمام هندیها در آفریقای جنوبی آغاز کند. پس از دستگیریهای متعدد و جلب توجه ناخواسته جهانیان، دولت سرانجام با به رسمیت شناختن حقوق هندیها، اگرچه نه برای سیاهپوستان بومی آفریقای جنوبی، تسلیم میشود. پس از این پیروزی، گاندی به هند دعوت میشود، جایی که اکنون به نوعی قهرمان ملی محسوب میشود. از او خواسته میشود تا مبارزه برای استقلال هند از امپراتوری بریتانیا را به دست گیرد. گاندی میپذیرد و یک کمپین عدم همکاری بدون خشونت در مقیاسی بیسابقه را به راه میاندازد و میلیونها هندی را در سراسر کشور هماهنگ میکند. برخی شکستها وجود دارد، مانند خشونت علیه معترضان و زندانی شدن گاندی در مواقعی. با این وجود، این کمپین توجه زیادی را جلب میکند و بریتانیا با فشار شدید عمومی مواجه میشود. بریتانیا که پس از جنگ جهانی دوم برای ادامه اعمال اراده خود در هند بسیار ضعیف شده، سرانجام استقلال هند را اعطا میکند. هندیها این پیروزی را جشن میگیرند، اما مشکلات آنها هنوز تمام نشده است. تنشهای مذهبی بین هندوها و مسلمانان به خشونت در سراسر کشور منجر میشود. گاندی اعتصاب غذا اعلام میکند و میگوید تا زمانی که درگیریها متوقف نشود، غذا نخواهد خورد. درگیریها سرانجام متوقف میشوند، اما کشور تقسیم میشود. تصمیم گرفته میشود که منطقه شمال غربی هند و بخش شرقی هند (بنگلادش امروزی)، هر دو مناطقی که مسلمانان در اکثریت هستند، به کشوری جدید به نام پاکستان (به ترتیب پاکستان غربی و شرقی) تبدیل شوند. امید میرود که با تشویق مسلمانان به زندگی در کشوری جداگانه، خشونت کاهش یابد. گاندی با این ایده مخالف است و حتی مایل است اجازه دهد محمد علی جناح اولین نخست وزیر هند شود، اما تقسیم هند با این وجود انجام میشود. گاندی آخرین روزهای خود را صرف تلاش برای برقراری صلح بین هر دو ملت میکند. او بدین ترتیب بسیاری از مخالفان هر دو طرف را خشمگین میکند، که یکی از آنها سرانجام به اندازه کافی نزدیک میشود تا او را ترور کند.
سال انتشار: 1982 کارگردان: Richard Attenborough ژانر: Biography، Drama، History نویسندگان: John Briley امتیاز: 8.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
در مورد نقشهایی که مسیر حرفهای بازیگر را تعریف میکنند، این یکی از ماهرانهترین تلاشهای بن کینگزلی است که موفق میشود از همان ابتدا با تصویرسازی پرجنبوجوش، باهوش و سنجیدهاش از این مرد صلحطلب، رویایی و مستقل، مخاطب را درگیر کند. ورود او به آفریقای جنوبی، و غسل تعمیدش در دریایی از قلدری و نژادپرستی، به سرعت عزم او را میآزماید و او را در رادار دولت ژنرال اسماتس (Athol Fugard) قرار میدهد، دولتی که هنوز به هیچ نوع چالشی از سوی عناصر غیرسفیدپوست جامعه عادت نکرده بود. او که از کتک خوردن نمیترسد و هنجارهای فرهنگی را حتی در جامعه طبقاتی خود به چالش میکشد، به سرعت به هند بازمیگردد، جایی که با درجهای از موفقیت، با پاندیت نهرو (Roshan Seth) متحد میشود و مصممتر میشود تا از حجم عظیم جمعیت تحت سلطه هند برای شورش علیه آخرین بقایای راج پس از جنگ استفاده کند. استراتژی عدم همکاری او باعث زندانی شدن و جدایی او از کسانی که دوستشان داشت میشود، اما باز هم، صبر و عزم او باعث شد که حتی سرسختترین دشمنانش نیز متوجه شوند که این مرد کمی متفاوت است - و او در مسیری به سوی پیروزی قرار دارد که مستلزم عقبنشینی باوقار، اما قطعی، بود. بخش پایانی داستان به خوبی آن ضربالمثل قدیمی در مورد دشواریهای پیروزی در صلح را نشان میدهد، که به دلیل تعصباتی با ماهیت کاملاً متفاوت، دشوارتر هم میشود، قبل از اینکه به سرانجامی برسد که تاریخ برای همه دیکته کرده بود. ریچارد آتنبرو (Richard Attenborough) داستانی از اولین ملاقاتش با نخست وزیر نهرو هنگام برنامهریزی این فیلم تعریف کرد، و اینکه چگونه آن ده دقیقه ادب و احترام در نهایت بسیار طولانیتر و برای ظاهر این فیلم زندگینامهای که به زیبایی فیلمبرداری شده، مفیدتر بود. با استفاده از فیلمبرداری در مقیاس بزرگ که بر وسعت و تنوع کشور تمرکز دارد، و همچنین استفاده از سبکی صمیمی و واقعاً دشوار برای تماشا در عکاسی، رفتار وحشیانه با مستعمرهنشینان به وضوح نشان داده شد. در مورد ماهیت دقیق تاریخ، مطمئن نیستم که جزئیات آنقدر مهم باشد، بلکه مهمتر، گردهمایی کلی برخی از بزرگان صحنه و سینمای بریتانیا بود که به نظر میرسید، به تنهایی، عذرخواهی صمیمانهای برای آنچه رخ داده بود، ارائه میدهند، در حالی که خورشید شروع به غروب بر امپراتوری میکرد. همچنین تلاش حمایتی ملایمی از سوی میرابن (Mirabehn) با بازی جرالدین جیمز (Geraldine James) وجود دارد و کندیس برگن (Candice Bergen) نیز به عنوان روزنامهنگار عکاس که هرگز از گاندی دور نمیشود، به گاهشماری روایت کمک میکند. فیلم طولانی است و گاهی اوقات میتواند کمی کند باشد، اما ماهیت مشارکتی محض آن یادآور سینمای حماسی روزهایی است که جمعیت واقعی، ارزان، رنگارنگ و مشتاق بودند - و همه اینها به غنای این تولید باکلاس و شیک میافزاید. تجربیات پرده بزرگ از این تأثیرگذارتر نمیشوند و تماشای این فیلم در سینما، اگر بتوانید، ارزشش را دارد.
2024-01-26