پلیس بورلی هیلز
پس از قتل دوست دوران کودکیاش، اکسل فولی (Axel Foley)، کارآگاه زبل دیترویتی، راهی بورلی هیلز آفتابی میشود تا در ماموریتی تکنفره قاتل را پیدا کرده و به سزای عملش برساند. طولی نمیکشد که اکسل با روشهای غیرمتعارفش، از یک عملیات سودآور مواد مخدر پرده برمیدارد که توسط رئیس قدرتمند جنایتکاران محلی، ویکتور مایتلند (Victor Maitland)، اداره میشود؛ با این حال، فولی خودش هم دچار دردسر بزرگی میشود، چرا که ستوان اندرو بوگومیل (Andrew Bogomil) میخواهد او را از شهر بیرون کند. حالا اکسل باید با دو کارآگاه به نامهای جان تاگارت (John Taggart) و بیلی روزوود (Billy Rosewood) متحد شود تا از این توطئه پیچیده رمزگشایی کرده و کاری را که شروع کرده به پایان برساند. آیا بیتوجهی کامل فولی به روالهای قانونی به نتیجه خواهد رسید؟
سال انتشار: 1984 کارگردان: Martin Brest ژانر: Action، Comedy، Crime نویسندگان: Daniel Petrie Jr.، Danilo Bach امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تنش واقعاً بالا گرفته! اکسل فولی (Eddie Murphy)، پلیس مغرور و قانونگریز دیترویت، برای پیدا کردن مسئولین قتل دوستش راهی بورلی هیلز میشه. به محض رسیدن، به خاطر سبک کاری خشن و دیترویتیش، با هر کسی که ملاقات میکنه به مشکل میخوره. اما فولی ناامید نمیشه و با کمک دوست قدیمیش جنی سامرز (Lisa Eilbacher) و دو تا کارآگاه محلی که کنجکاو شدن، شروع به حل معما میکنه.
هی اکسل، سیگار داری؟ یه زمانی بود که ادی مورفی پادشاهی میکرد. بعد از اینکه فیلم «Trading Places» زبون تند و تیز کمدیش رو به ما معرفی کرد و «48 Hours» نشون داد که اون یه بازیگر اکشنِ تمامعیاره، فیلم «پلیس بورلی هیلز» این دوتا رو با هم ترکیب کرد و مورفی رو به یه فوقستاره تبدیل کرد. به کارگردانی مارتین برست و تهیهکنندگی زوج سیمپسون و بروکهایمر، اصلاً عجیب نیست که این فیلم سطحی، ساده (یه کمدی استاندارد از نوع تضاد فرد با محیط جدید) و کاملاً تجاری باشه. با این حال، با شور و حالی که داره، فیلمنامه طنز (دنیل پتری جونیور) و پیرنگ تمیزش، به یه اثر به شدت سرگرمکننده تبدیل میشه؛ اونم با رهبری فوقالعاده مورفی که انرژی کمدیش واگیر داره و زمانبندیش حرف نداره.
عمراً گول کلکِ موز توی اگزوز رو بخورید! سخته باور کنیم که اولش کسایی مثل اسلای استالونه و آل پاچینو برای این نقش در نظر گرفته شده بودن؛ احتمالاً نه به عنوان یه نقش کمدی، بلکه به عنوان یه فیلم اکشن پلیسی معمولی. اما با ورود مورفی، فیلم به ترکیب خوبی از اکشن و کمدی تبدیل شد. فیلم تیکههای ریزی به بورلی هیلز و افادههای آدمهاش میزنه؛ سبک زندگیای که فولی با اون سرسختیِ کفِ خیابونیش نمیتونه درکش کنه. در عین حال، متدهای پلیسیِ مقابل هم با نگاهی طنز بررسی میشن که به زیبایی در رابطه بین فولی، تاگارت (John Ashton) و روزوود (Judge Reinhold) تنیده شده. ایرادهای کوچیکی هم هست، مثلاً شخصیت منفیِ کلیشهای استیون برکوف یه جورایی ناامیدکنندهست و رانی کاکس هم متأسفانه با یه شخصیت ضعیف فقط داره وقت پر میکنه. اما این فیلم درباره مورفی، بدلکاریهای عالی و پیوند موفق اکشن و کمدییه. و در آخر، حتی موسیقی متنِ سینتیسایزری هارولد فالترمایر یعنی «Axel F»، هنوز اون حال و هوای خاص دهه ۸۰ رو داره. ۸/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این احتمالاً محبوبترین بازی ادی مورفیِ جوون و زبونباز برای منه. اون (اکسل فولی) پلیسی از دیترویته که خودش رو درگیر ماجراهای جنایی در محله اعیانی و به شدت قانونمند بورلی هیلز میبینه. با وجود مخالفتهای شدید ستوان بوگومیل (Ronny Cox)، اون در نهایت با دوتا از کارآگاهها یعنی تاگارت (John Ashton) و روزوود (Judge Reinhold) همکاری میکنه تا قاتل دوست دوران کودکیش رو پیدا کنن؛ مسیری که خیلی زود اونها رو تا زانو توی یه عملیات پرسود و مرگبار مواد مخدر فرو میبره.
شخصیت غیرمتعارف مورفی و تضادش با فرهنگ شیکِ محیط جدید، به این ستاره فرصت میده تا دقیقاً همون چیزی باشه که باید. نویسندگی فیلم دیالوگهای رگباری و سریعی براش فراهم کرده و اون دوتا همکارش هم به خوبی نقشِ هدفِ شوخیها رو بازی میکنن. همونطور که روابط طبق روال پیشبینیشده جلو میره، کل فیلم کمدی، لودگی و صحنههای اکشن رو با ظرافتی ترکیب میکنه که باعث میشه لوس و زننده نشه. البته شکی نیست که اینها به هدفشون میرسن، اما روشی که داستان دنبال میشه خندهدار و سرگرمکنندهست. حواستون به استیون الیوت در نقش رئیس هابارد هم باشه که ناباوریش نسبت به اتفاقاتی که جلوی چشمش میافته لبخند به لب میاره، درست مثل شخصیت «سرژ» با بازی برانسون پینچوت. موسیقی متن موندگاری هم داره و در کل خیلی خوش میگذره!