تلماسه
در سال دوردست ۱۰۱۹۱، تمام سیارات جهان شناخته شده تحت کنترل امپراتور پادشاه، شادام چهارم هستند. باارزشترین کالا در جهان مادهای به نام ادویه «ملانژ» است که گفته میشود قدرت افزایش طول عمر، گسترش آگاهی و حتی «خم کردن فضا» را دارد؛ یعنی توانایی سفر به هر فاصلهای بدون حرکت فیزیکی. گفته میشود این ادویه ملانژ تنها در سیاره کویری آراکیس تولید میشود، جایی که مردم «فرمن» (FREMEN) منتظر ظهور مردی هستند که طبق پیشگوییها آنها را به آزادی واقعی میرساند. این سیاره کویری آراکیس به نام «تلماسه» (DUNE) نیز شناخته میشود. یک گزارش محرمانه از «اتحادیه» فضایی (GUILD) درباره شرایط و نقشههایی صحبت میکند که میتواند تولید «ادویه» را به خطر بیندازد؛ نقشههایی که چهار سیاره را درگیر میکند: آراکیس، کالادان، گیدی پرایم و کایتان، دنیایی که حداقل از نظر ظاهری بسیار شبیه به زمین و محل سکونت امپراتور جهان شناخته شده است. «اتحادیه» یک ناوبر سطح سه را به کایتان میفرستد تا جزئیات را از امپراتور جویا شود و از او بخواهد پل آتریدیس جوان، پسر دوک لتو آتریدیس از کالادان را به قتل برساند.
سال انتشار: 1984 کارگردان: David Lynch ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Frank Herbert، David Lynch امتیاز: 6.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
میدونم این فیلم طرفدارای خاص خودش رو داره (هم کتابش و هم فیلمش)، اما برای منی که هیچوقت کتاب رو نخونده بودم، تجربه اولین تماشاش... معمولی بود. میتونم جلوههای ویژه میدانی و بصریش رو (نسبت به زمان خودش) تحسین کنم، اما داستان و شخصیتها واقعاً من رو جذب نکردن. اصلاً حوصلهام سر نرفت، ولی درگیرش هم نشدم. به نظرم (و شاید توی کتاب هم همینطور باشه)، شخصیت اصلی با بازی کایل مکلاکلن (Kyle McLaghlan) به جز اون مبارزه با چاقو در انتهای فیلم با استینگ (Sting)، با چالش خاصی روبرو نشد؛ اون مبارزه هم با توجه به اینکه قبلاً انتقامش رو از قاتل پدرش گرفته بود، خیلی ضدحال و ناامیدکننده بود. فکر نمیکنم تمایلی به تماشای دوبارهاش داشته باشم، اما کنجکاوم ببینم دنی ویلنوو (Denis Villeneuve) توی اقتباس خودش چیکار میکنه. **۳.۰ از ۵**
2021-09-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من کتاب «تلماسه» فرانک هربرت رو وقتی دبیرستانی بودم خوندم و چیز زیادی ازش یادم نیست، جز اینکه عالی بود و یکم ترسناک. اون موقع احتمالاً پیامهای زیرپوستی کتاب رو درک نکرده بودم. تا حالا هیچکدوم از فیلماش رو ندیده بودم، برای همین تصمیم گرفتم نسخه ۱۹۸۴ دیوید لینچ و نسخه ۲۰۲۱ دنی ویلنوو رو پشت سر هم ببینم. اینجا نظرم رو درباره نسخه لینچ میگم و توی نقد فیلم ۲۰۲۱، هر دو رو مقایسه میکنم. شاید این نظر محبوبی نباشه: نسخه لینچ (همین فیلم) **شاهکاره** و تلماسه ویلنوو رسماً **آشغاله**. دلیلش هم اینه: آیا شخصیتهای نسخه دیوید لینچ اغراقآمیز و عجیبغریب هستن؟ بله! و دقیقاً به همین خاطر خیلی بهتره! خب معلومه، این یه فیلم علمیتخیلیه! شما فیلمهای مارول رو میبینید و قدرتهای ماورایی رو باور میکنید؟ تمام شخصیتهای لینچ توی این دنیای فانتزی سورئال، کاملاً ملموس و باورپذیر هستن. تا آخر فیلم لینچ، من با تکتک شخصیتها همدردی میکردم، حتی شخصیتهای منفی هم احساساتم رو درگیر کردن. روند رشد شخصیت پل آتریدیس واقعگرایانه و جذاب بود. اما نکته اصلی اینجاست: فیلمنامه. دیوید لینچ به ما یه داستان کامل داد. متأسفانه اون اجازه تدوین نهایی رو نداشت و وقتی منتقدها فیلم رو کوبیدن، ازش اعلام برائت کرد. با وجود اینکه لینچ یه هنرمند واقعی و نابغهست، استودیو ۴۵ دقیقه از فیلم رو حذف کرد. ۴۵ دقیقه! خیلی دوست دارم نسخه اصلی رو ببینم! حتی با وجود خرابکاری استودیو، حتی بعد از ۴۰ سال، فیلم لینچ دیدگاه شفافی داره و پیام همیشگی فرانک هربرت رو منتقل میکنه. نمیتونم همین حرف رو درباره نسخه ویلنوو بزنم. به خودتون لطف کنید و نسخه دیوید لینچ رو ببینید.
2021-11-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**لیاقتش اینه که فراموش بشه.** من کتابی که فیلم از روش ساخته شده رو نخوندم، هیچوقت هم ندیدم جایی برای فروش بذارن و شک دارم اصلاً توی کتابفروشیهای پرتغال موجود باشه. من خیلی طرفدار آثار تخیلی که توی فضا میگذرن نیستم، اما کیفیت رو وقتی ببینم تشخیص میدم. و توی این فیلم هیچ کیفیتی ندیدم. فیلمنامه کاملاً احمقانهست: یه امپراتوری کهکشانی خبیث داریم (انگار یکی زیادی «جنگ ستارگان» دیده)، که یه ظالم (واقعاً خلاقانه!) بهش حکومت میکنه و یه جنگ مقاومتی که توش یه قهرمان برای دموکراسی و آزادی توی یه سیاره شنی و طاقتفرسا میجنگه. مشکل اینجاست که این سیاره تنها جاییه که میشه یه جور ماده مخدر توهمزا کشت کرد که برای اقتصاد و بقای اون امپراتوری حیاتیه. فیلمهای دیوید لینچ سلیقه هر کسی نیست، و با اینکه کارهای دیگهاش رو دوست داشتم («مخمل آبی» و «جاده مالهالند» به نظر من بهترین کاراش هستن)، فکر نمیکنم اون برای ساخت فیلمهای علمیتخیلی ساخته شده باشه. سبک کارگردانی اون خیلی بصری و استایلمحوره و ترکیب اون با جلوههای ویژه، فضای عجیب و داستانی عجیبتر، اصلاً ترکیب خوبی از آب درنیومده. درباره همکاری دینو د لائورنتیس هم تردید دارم... به جز موارد خیلی نادر، از فیلمهایی که این تهیهکننده توشون دست داشته خوشم نیومده... حداقل اونایی که تا حالا دیدم. با این حال، شکی ندارم که پتانسیل پروژه و همکاری این دو اسم باعث شده بودجه خوبی فراهم بشه و بازیگرهای معروفی جذب بشن. اما لینچ با محتوا راحت به نظر نمیرسه و به جز چند صحنه بصری که امضای خودش رو دارن، چیز زیادی به ما نمیده و نمیتونه بازیگرها رو به بهترین شکل هدایت کنه. فکر کنم خود کارگردان هم به این موضوع واقفه. علاوه بر این، استقبال ضعیف منتقدها و فروش بد باعث شد پروژه دفن بشه و امروز به راحتی فراموش بشه. تیم بازیگری هم در کل ضعیفه، مخصوصاً با توجه به بودجه و اسم کارگردان و تهیهکنندهها. استینگ، خواننده راک، توی فیلم هست اما اون بازیگر نیست و هیچوقت یه بازی واقعی ارائه نمیده: فقط دیالوگهاش رو میگه و خودش رو نشون میده. صحنهای که تقریباً لخت ظاهر میشه، حداقلش اینه که بگیم احمقانهست. پاتریک استوارت و مکس فون سیدو کاملاً هدر رفتن و نقشهای فرعی بهشون داده شده، در حالی که میتونستن کارهای بیشتری بکنن. ویرجینیا مدسن بیاثر و غیرقابلباوره، کایل مکلاکلن انتخاب اشتباهی برای این نقش بود و بقیه بازیگرها هم به یه بازی متوسط راضی شدن. فیلم فیلمبرداری استایلوار و حقههای زیادی داره که اگه خود فیلم اینقدر غیرواقعی و تخیلی نبود، شاید بهتر جواب میداد. جلوههای بصری و ویژه همیشه خوب عمل نمیکنن و دکورها و لباسها هم، در خوشبینانهترین حالت، بدسلیقه هستن. موسیقی متن خیلی حماسیه، اما با توجه به کیفیت پایین کل اثر، برای چنین فیلمی زیادی پرطمطراق به نظر میرسه.
2022-10-17