نابودگر
از سال ۲۰۲۹، زمانی که ماشینهای بیروح تمام دنیا را تسخیر کردهاند، یک سایبورگِ آدمکشِ شکستناپذیر به نام «نابودگر» (Terminator) به لسآنجلس سال ۱۹۸۴ فرستاده میشود. مأموریت مرگبار او کشتن زنی به نام Sarah Connor (سارا کانر) است؛ زنی که روحش هم از نقشی که در آینده بشریت دارد خبر ندارد. اما از همان آیندهی ویرانشده، مدافعی به نام Kyle Reese (کایل ریس) که سربازی شجاع از ارتش مقاومت انسانهاست، به گذشته میآید تا جلوی این قاتل سایبرنتیک را بگیرد. نابودگر نه احساس دارد، نه میخوابد و تا مأموریتش را تمام نکند متوقف نمیشود. آیا آیندهی ما در گذشتهمان رقم میخورد؟
سال انتشار: 1984 کارگردان: James Cameron ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: James Cameron، Gale Anne Hurd، William Wisher امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نمیشه. هیچکس برنمیگرده خونه. هیچکس دیگهای هم نمیتونه بیاد. فقط اون هست و من. راستش نوشتن نقد برای «نابودگر» این روزها یکم بیهوده به نظر میرسه، چون هر کسی که میخواسته ببیندش تا حالا دیده. واقعیت اینه که جلوههای ویژهاش الان دیگه یکم قدیمی و لرزان به نظر میاد ولی اصلاً مهم نیست، چون سال ۱۹۸۴ معرکه بود. داستانش فوقالعاده پرانرژی، با شخصیتپردازیهای عالی و اتمسفر تک-نوآر (tech-noir) هست. جایگاهش در تالار افتخارات فیلمهای علمی-تخیلی تضمین شدهست و تأثیرش روی این ژانر غیرقابلانکاره. بازیگرهای اصلی هم با این فیلم جای پاشون رو در دنیای علمی-تخیلی سفت کردن. حرف دیگهای لازم نیست، «نابودگر» مثل یک کمیکبوک زنده و پرجنبوجوشه؛ یک فیلم باکلاس، با ریتم دقیق و داستانی که به شکلی درخشان پیچیده و کاملاً درگیرکنندهست. ۹/۱۰
2015-05-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نوشتن نقد برای فیلمی به این قدمت واقعاً بیهوده به نظر میاد، اما چون این یکی از فیلمهای محبوب منه، گفتم هر طور شده نظرم رو بنویسم. به نظر من «نابودگر» یک داستان عاشقانه زیبا و در عین حال تراژیک در بستر آینده و گذشتهست. سربازی از آینده به دهه ۸۰ فرستاده میشه تا مادرِ رهبر مقاومت (John Connor) رو از دست یک ماشین کشتار سایبرنتیک پیشرفته نجات بده. این رو همه میدونیم. چیزی که من عاشقش بودم اینه که این سرباز، یعنی Kyle Reese (کایل ریس)، داوطلب این مأموریت انتحاری میشه. اون فقط به یک دلیل داوطلب شد: چون عاشق این زن، یعنی Sarah Connor (سارا کانر) شده بود. با اینکه دههها زمان و «روز داوری» بینشون فاصله انداخته بود، پسرِ سارا داستانهای مادرش رو برای ریس تعریف میکرد و یک عکس ازش به اون داده بود؛ انگار عمداً میخواست ریس عاشق مادرش بشه تا به خاطر همین عشق، سفر در زمان رو قبول کنه و کار تقریباً غیرممکن رو انجام بده. یعنی محافظت از سارا برای نجات نسل بشر و کشتن یک T-800 خفن با سلاحهای ابتدایی. تیراندازیها و انفجارها فیلم رو حسابی سرگرمکننده کرده. خط داستانی، با اینکه شاید عجیب به نظر بیاد، ولی فوقالعادهست و تو دهه ۸۰ و ۹۰ همه داشتن دیالوگهای این فیلم رو تکرار میکردن. همیشه ارزش دیدن داره و با گذشت زمان اصلاً ابهتش رو از دست نداده.
2017-02-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
میدونم با گفتن این حرف تو اقلیت قرار میگیرم، اما اولین فیلم «نابودگر» در واقع فیلم محبوب من تو این فرنچایزه. این حرفم اصلاً به معنی بد بودن فیلم دوم نیست، «روز داوری» (Judgment Day) واقعاً معرکهست. اما من عاشق اون حسوحال تاریک، جمعوجور و ترسناکِ علمی-تخیلی نسخه اصلی هستم (البته این حرفم کنایه به تمام فیلمهاییه که بعد از T2 ساخته شدن). انتخاب Schwarzenegger (شوارتزنگر) برای نقش نابودگر یک انتخاب نبوغآمیز بود. اولاً، هر محدودیتی که اون موقع تو بازیگری داشت، پشت این واقعیت که نقش یک ماشین سرد و بیاحساس رو بازی میکرد، پنهان شد. و اصلاً میتونید تصور کنید کسی با اون هیکل دنبالتون باشه؟ بیخیالِ زرادخانهای که تو جیبش داره یا اسکلت فلزی توقفناپذیرش، خودِ آرنی یه ماشینه! شکار شدن توسط اون آدم واقعاً وحشتناکه و این رو میتونید تو بازی بازیگرهای نقش اصلی حس کنید. «نابودگر» یکی از بهترین فیلمهاییه که تا حالا دیدم، و من فیلم زیاد دیدم. نمره نهایی: ۴.۵ ستاره از ۵. جذابیت فوقالعاده زیاد. نمیتونم از فکر کردن بهش دست بردارم.
2018-03-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ارزش دیدن داشت، شاید دوباره هم ببینمش و پیشنهادش میکنم. اصلاً نمیفهمم چی شد، من نسخه ۲۰۲۰ رو دیدم و حتی کیفیتش بهتر به نظر نمیرسید و اطلاعات زیادی هم دربارهاش نبود. جلوههای ویژه میدانی خوبی داره، کلی اکشن داره که توش یه ماشین دنبال یه زنه و یه سرباز از آینده هم بهش کمک میکنه. Arnold (آرنولد) در نقش یک سایبورگ بیاحساس وزن عجیبی به فیلم میده، اما Linda Hamilton (لیندا همیلتون) بقیه بار فیلم رو به دوش میکشه. فکر نمیکنم تقصیر Michael Biehn (مایکل بین) باشه، اما شخصیت Kyle Reese (کایل ریس) تو این فیلم یکم فراموششدنیه. عمق این فیلم اکشن فقط روی مفهوم سفر در زمان و اینکه آیا واقعاً میشه آینده رو تغییر داد یا نه، بنا شده. فیلم خوبیه، اما برای سال ۲۰۲۰ اون حس خاص رو نداره؛ بیشتر به عنوان پیشدرآمدی برای قسمت دوم اهمیت داره.
2020-07-29
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بفرمایید، این هم فیلمی که همه چیز از اونجا شروع شد. آرنولد در نقش ربات واقعاً باورپذیر نبود؟ خیلی تهدیدآمیز و ترسناک به نظر میرسید و اون لهجه غلیظش هم کاملاً به نقش میخورد. و بعد، البته، داستان اونقدر باورنکردنی بود که همه رو از همون اول جذب کرد؛ آدم منطق رو کنار میگذاشت چون میدونست قراره یه تجربه هیجانانگیز داشته باشه. فیلمبرداری کاملاً درخشان بود، همه چیز برای اولین قسمت از فرنچایز نابودگر عالی پیش رفت و ما شاهد تبدیل شدن Sarah Connor (سارا کانر) از یک پیشخدمت ترسو در ابتدای فیلم، به یکی از شناختهشدهترین قهرمانان علمی-تخیلی در پایان فیلم بودیم. واقعاً فیلم فوقالعادهای بود.
2023-01-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**اولین فیلم جیمز کامرون (James Cameron) بلافاصله مهارت بینظیر او را در ساخت فیلمهای اکشن علمی-تخیلی و جهانسازی نشان میدهد و «نابودگر» را به استاندارد طلایی تریلرهای علمی-تخیلی تبدیل میکند.** فرنچایز نابودگر فراز و نشیبهای خودش رو داشته، اما نمیشه جایگاه نمادین و تأثیر زیادش روی فرهنگ عامه رو انکار کرد. خیلیها «نابودگر ۲» رو اوج این سری میدونن، اما برای من، همین فیلم اوله. با اینکه T2 از هر لحاظ نسبت به نسخه اصلی ارتقا پیدا کرد، اما «نابودگر» اولین تجربه کارگردانی جیمز کامرون بود و او در اولین حضورش روی صندلی کارگردانی، یک شاهکار علمی-تخیلی ساخت که باعث خلق پنج دنباله، یک سریال تلویزیونی، بازیهای ویدیویی و کلی چیز دیگه شد. داستان و دنیایی که این فیلم پایهگذاری کرد بسیار غنی و گستردهست و نشاندهنده توانایی نویسندگی کامرونه. با این حال، بخش مورد علاقه من و دلیلی که این فیلم رو بهترینِ این سری میدونم، شخصیت Kyle Reese (کایل ریس) هست. یک تفنگدار جنگدیده از آینده که تمام عمرش برای زنده موندن جنگیده و حالا به گذشته سفر میکنه تا از سارا کانر محافظت کنه. بازی Michael Biehn (مایکل بین) هم سرسختانه و قهرمانانهست و هم ترس و رنج سالها مقاومت در برابر ماشینها رو به خوبی نشون میده. اون قهرمان دوران بچگی من بود و حتی اسم پسرم رو از روی اون گذاشتم! با اینکه جان و سارا کانر در داستان نابودگر خیلی مهم هستن، اما کایل ریس قلب این داستانه. فیلم اول جلوههای ویژه قدیمی داره (البته برای زمان خودش عالی بود) و بودجهاش کمتر از دنبالههاست، اما تم ترسناک و شخصیتهای جذابش باعث میشه همیشه یکی از فیلمهای محبوب من باقی بمونه.
2023-02-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
آرنولد شوارتزنگر (Arnold Schwarzenegger) با بدن برهنه و یک مأموریت مشخص وارد لسآنجلس سال ۱۹۸۴ میشه. اول از همه پیدا کردن لباس و بعد حذف کردن تمام کسانی که اسمشون «سارا کانر» هست و توی دفترچه تلفن لیست شدن. چند لحظه بعد «کایل» (Michael Biehn) با هدف خنثی کردن این نقشه پلید از راه میرسه و رقابت شروع میشه. در این میان، «سارا» (Linda Hamilton) روحش هم خبر نداره که هدف قرار گرفته، تا اینکه اخبار شروع میکنه به گزارش قتلهای وحشیانه همنامهای اون. سارا میترسه و توی یک کلاب شبانه پناه میگیره در حالی که پلیسهای شهر برای نجاتش راهی میشن. مسئله اینه که آرنی فقط یک مرد گنده و عضلانی نیست، اون یک ماشین کشتار عضلانی و تقریباً نامیراست. حالا «کایل» و «سارا» کار سختی دارن تا فقط زنده بمونن و نقشهای بکشن که دشمنشون رو قبل از اینکه اونها و بقیه رو نابود کنه، از بین ببرن. به جز موسیقی سینتیسایزر که دیگه خیلی قدیمی شده، این فیلم هنوز هم به عنوان یک اثر علمی-تخیلی ترسناک و سرگرمکننده سرپاست. درسته که فیلمنامه هیچوقت اولویت اول جیمز کامرون نبوده و اینجا هم همینطوره، اما سرعت فیلم و استفاده محدود ولی موثر از جلوههای ویژه، یک پایان هیجانانگیز رو رقم میزنه که تا لحظه آخر حس خطر رو به بیننده منتقل میکنه. همیلتون بازیگر خیلی خوبی نیست، اما با جلو رفتن فیلم، شیمی خوبی با «بین» پیدا میکنه و باعث میشه فیلم حتی الان که نزدیک چهل سال ازش گذشته، ارزش دیدن روی پرده بزرگ رو داشته باشه.
2023-03-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«نمیشه باهاش معامله کرد. نمیشه باهاش حرف زد. اون نه ترحم میفهمه، نه پشیمونی و نه ترس. و مطلقاً هم متوقف نمیشه... هرگز، تا وقتی که تو رو بکشه!» دیگه چی میشه گفت که تا حالا گفته نشده؟ یک تریلر علمی-تخیلی معرکه که نه تنها داستانش جذابه، بلکه کامرون حتی اون موقع هم قبل از اینکه خیلی معروف بشه، فیلم رو عالی ساخته بود. آرنولد ترسناکه، لیندا همیلتون و مایکل بین انگار برای این نقشها ساخته شدن و موسیقی فیلم هم هنوز به آدم لرزه میندازه.
2025-01-01