Moonlighting

Moonlighting

مدی هیز (Maddie Hayes)، مدل برتر، توسط مشاور سرمایه‌گذاری‌اش که با تمام پول‌های او به آمریکای جنوبی فرار کرده، مورد خیانت قرار می‌گیرد. تنها چیزهایی که برای مدی باقی مانده، خانه‌اش، زیبایی و هوش فوق‌العاده‌اش و یک آژانس کارآگاهی ورشکسته به نام «فرشتگان شهر» (که مدی نامش را به «بلو مون» تغییر می‌دهد) است. او به دلیل بی‌پولی می‌خواهد آژانس را بفروشد، اما تنها کارآگاه آنجا یعنی دیوید ادیسون (David Addison) سعی می‌کند او را متقاعد کند که به عنوان رئیس جدید به آن‌ها ملحق شود. به این ترتیب مدی هیز وارد دنیای کارآگاه‌های خصوصی می‌شود؛ کاری سخت که شامل جاسوسی از شوهران خیانتکار، پیدا کردن افراد گمشده یا قاتلان، خنثی کردن سوءقصد به جان افراد مهم و کمک به عاشقان می‌شود. در این میان، مدی و دیوید سعی می‌کنند به هم عادت کنند و متوجه تفاوت‌های فاحش خود در سبک زندگی، شوخ‌طبعی و نحوه‌ی اداره‌ی آژانس می‌شوند. شاید همین تفاوت‌هاست که باعث می‌شود آن‌ها زوجی ایده‌آل به نظر برسند. آیا آن‌ها عاشق هم می‌شوند یا نه؟ جذابیت اصلی سریال در دیالوگ‌های گیج‌کننده، جذاب و گاهی بی‌معنی، چشمان مدی هیز و لبخند دیوید ادیسون نهفته است. طرفداران واقعی هم قطعاً از شعرهای خانم دی‌پستو (Miss Dipesto) پشت تلفن لذت خواهند برد.

سال انتشار: 1985–1989 کارگردان: ژانر: Comedy، Drama، Mystery نویسندگان: Glenn Gordon Caron امتیاز: 7.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

تلویزیونی که زندگی آدم رو عوض می‌کنه! واقعاً جدی می‌گم. سال ۱۹۸۵، سریال «مهتاب» من رو از یه آدم بدقلق و عصبی به یه آدم خوشحال و خندان تبدیل کرد. این اولین سریالی بود که دیالوگ‌هاش رو توی مکالمات روزمره‌م استفاده می‌کردم. فردای شبی که سریال پخش می‌شد، می‌رفتم سر کار و همون تیکه‌هایی رو که بروس ویلیس (Bruce Willis) توی سریال می‌خوند، زمزمه می‌کردم. «مهتاب» بخش بزرگی از جوونی من بود و هنوز هم خاطرات خیلی عزیزی برام زنده می‌کنه.

2023-06-25