The Breakfast Club
کلر استندیش (Claire Standish)، اندرو کلارک (Andrew Clark)، جان بندر (John Bender)، برایان جانسون (Brian Johnson) و آلیسون رینولدز (Allison Reynolds) به جز اینکه همگی در دبیرستان شرمر (Shermer) در ایلینوی درس میخوانند، وجه مشترک چندانی با هم ندارند و به استثنای کلر و اندرو، در مدرسه با هم معاشرت نمیکنند. به زبان ساده و به تعبیر خودشان، کلر یک «پرنسس»، اندرو یک «ورزشکار»، جان یک «مجرم»، برایان یک «مغز متفکر» و آلیسون یک «مورد خاص و منزوی» است. اما وجه مشترک دیگر آنها این است که در روز شنبه، ۲۴ مارس ۱۹۸۴، باید ۹ ساعت را در کتابخانه مدرسه به عنوان تنبیه سپری کنند، آن هم تحت نظارت آقای ورنون که از دفترش در آن سوی سالن مراقب آنهاست. از هر کدام خواسته شده که در این مدت مقالهای حداقل هزار کلمهای درباره اینکه «فکر میکنند چه کسی هستند» بنویسند. در شروع این ۹ ساعت، اگر واقعاً قصد نوشتن مقاله را داشتند، احتمالاً چیزی شبیه به همان تصویری که دنیا از آنها دارد و آنچه که به باورشان تزریق شده، مینوشتند. اما بر اساس اتفاقاتی که در این ۹ ساعت رخ میدهد، ممکن است به دیدگاه متفاوتی نسبت به خودشان و چهار نفر دیگر برسند.
سال انتشار: 1985 کارگردان: John Hughes ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: John Hughes امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
مغز متفکر، ورزشکار، پرنسس، مورد خاص و مجرم؛ بله، داریم درباره «باشگاه صبحانه» حرف میزنیم. این فیلم به عنوان یکی از آثار تاثیرگذار دهه ۸۰ شناخته میشه و جایگاهش رو به عنوان یک کلاسیک بیننسلی تثبیت کرده. _اونها پنج تا دانشآموز بودن که هیچ وجه مشترکی نداشتن و مجبور بودن یه شنبه رو توی کتابخونه مدرسه تنبیه بشن. ساعت ۷ صبح حرفی برای گفتن نداشتن، اما تا ساعت ۴ بعدازظهر سفره دلشون رو پیش هم باز کردن و شدن «باشگاه صبحانه»._ این فیلم به کارگردانی جان هیوز (John Hughes) و با بازی جاد نلسون (Judd Nelson)، مولی رینگوالد (Molly Ringwald)، امیلیو استوز (Emilio Estevez)، آنتونی مایکل هال (Anthony Michael Hall) و الی شیدی (Ally Sheedy) واقعاً لیاقت این همه تعریف رو داره. فیلم یه کمدی-درام خیلی خوبه و در بخشهایی، مثل سکانس آخر که همه توضیح میدن چرا تنبیه شدن، به طرز غافلگیرکنندهای عمیق میشه. بازیها درخشانن و با اینکه تعداد بازیگرها خیلی کمه (کلاً همین پنج نفر و ناظم مدرسه)، اما چون خیلی خوب بازی میکنن، اصلاً چشم از فیلم برنمیدارید. چیزی که من خیلی دوست داشتم این بود که چطور کلیشههای استاندارد کالج رو گرفتن و در طول فیلم ذرهذره اونها رو کالبدشکافی کردن تا نشون بدن که در واقع همه اینها چقدر با هم مشترک هستن. همهشون عشقها و نفرتها، حساسیتها و بار سنگین انتظارات والدین، مدرسه و جامعه رو روی دوششون داشتن. فیلم هم خندهداره، هم غمانگیز و در نهایت خیلی روحیهبخش تموم میشه. اگه خیلی وقته ندیدینش، وقتشه دوباره برید سراغش. اگه هم تا حالا ندیدین، پیشنهاد میکنم حتماً ببینیدش؛ یه کپسول زمان عالی از فیلمیه که موضوعاتش هنوز هم بعد از این همه سال صدق میکنه.
2020-06-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**دیالوگهای زورکی و مصنوعی با شخصیتپردازیهای رو اعصاب**_
فیلم «باشگاه صبحانه» محصول ۱۹۸۵ به نویسندگی و کارگردانی جان هیوز (John Hughes)، یه درام-کمدی نوجوونه درباره پنج تا دانشآموز از گروههای مختلف که یه شنبه کامل رو توی مدرسه تنبیه میشن. مولی رینگوالد نقش دختر محبوب رو بازی میکنه، امیلیو استوز ورزشکاره، آنتونی مایکل هال خرخون مدرسه است، جاد نلسون شورشیِ معتاد و الی شیدی هم یه آدم عجیب و غریب و عصبیه. پل گلیسون و جان کاپلوس هم در نقش مدیر و سرایدار حضور دارن.
این فیلم به عنوان یه اثر شاخص دهه ۸۰ خیلی اسم در کرده، اما من واقعاً ناامید شدم. بیشتر بحثهای بین این پنج نفر خیلی ساختگی و غیرقابلباور به نظر میرسه. بعضی از دیالوگها واقعاً آدم رو معذب میکنه. شخصیت لات فیلم میتونست مثل «فونزی» یا «وینی باربارینو» جذاب باشه، اما انقدر یه آدم رو مخ و دهنلق و عوضیه که هیچ حس همدلیای برنمیانگیزه؛ مخصوصاً وقتی که بدون هیچ دلیل مشخصی بارها به اون دختر موقرمز توهین میکنه. *** خطر لو رفتن داستان *** اینکه آخرش این دو تا با هم رفیق میشن واقعاً توهین به شعور مخاطبه. *** پایان لو رفتن داستان *** بماند که دو نفر دیگه هم خیلی غیرواقعی با هم جفت میشن.
عجیبه که این فیلم رو کمدی معرفی کردن، چون واقعاً چیز خندهداری نداره، هرچند بعضی جاها مثل سکانسهای موسیقی سرگرمکنندهست. متاسفانه هیوز اصلاً اهل راک سنگین نبود و موسیقی متن فیلم فقط شامل گروههای معمولی «نیو ویو» دهه هشتادیه، درست مثل بقیه فیلماش. اشتباه نکنید، یکی دو تا آهنگ خوب مثل «We Are Not Alone» از کارلا دویتو هست، اما گروههای خفن سال ۱۹۸۴ مثل ون هیلن، اسکورپیونز، جوداس پریست یا متلی کرو کجا بودن؟ زیادیه اگه بخوایم فقط «یک» آهنگ داشته باشیم که واقعاً بترکونه؟ البته موسیقی کمترین مشکل فیلمه. بازیگرها خوبن، اما دیالوگهای هیوز اصلاً متقاعدکننده نیست و باعث میشه کاراکترها رو باور نکنید. فیلمنامه به یه بازنویسی جدی نیاز داشت. نمره من: -C
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه کلاسیک تمامعیار، شک نکنید. اگه مخالفید، متاسفم چون اشتباه میکنید. جان هیوز (John Hughes) یه نابغه مطلق بود.
2023-06-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سخته فیلم دیگهای از جاد نلسون (Judd Nelson) یادم بیاد، اما توی این فیلم واقعاً میدرخشه. اون تابلوی تمامعیارِ یه آدم کلهشق بین پنج تا نوجوونه که یه شنبه برای یه تنبیه به ظاهر بیهوده کشونده شدن به مدرسه. این موقعیت برای مدیرشون «ورنون» (با بازی پل گلیسون) مثل مائده آسمانیه؛ کسی که از اعمال قدرتِ رو به زوالش روی این بچهها لذت میبره. وقتی مدیر اونها رو به حال خودشون میذاره تا کار کنن، بچهها شروع میکنن به کالبدشکافی شخصیت همدیگه. نلسون (بندر) همون آدم یاغیه: پر سروصدا، گستاخ و مایه دردسر. اندرو (امیلیو استوز) ورزشکار دبیرستانه؛ کلر (مولی رینگوالد) کمی از بقیه فاصله میگیره؛ برایان (آنتونی مایکل هال) خرخونه و آلیسون (الی شیدی) هم که معمای گروهه و به ندرت حرف میزنه. با شروع بحثهای «بندر»، یک ساعت و نیمِ پرچالش شروع میشه که باعث میشه هر کدومشون — گاهی با میل خودشون و گاهی به اجبار — بخشهای خصوصی و بحثبرانگیز شخصیتشون رو رو کنن. در حالی که ناظمشون توی زیرزمین با سرایدار سرگرمه، این گروهِ به ظاهر ناهماهنگ کمکم میفهمن که خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکردن با هم مشترک دارن. به لطف یه فیلمنامه واقعاً قوی و بازیهای خیلی طبیعی، ما شاهد چیزی هستیم که اصلاً قابل پیشبینی نیست. البته که کلیشههای سنتی مثل خانوادههای از هم پاشیده یا انتظارات عجیب والدین یا شورشهای نوجوونی وجود داره، اما اینجا با طنز زیاد و باورپذیری بیشتری نسبت به فیلمهای مشابه ارائه شدن. تقریباً هیچ خط قرمزی وجود نداره، اما در عین حال هیچ چیز زنندهای هم نشون داده نمیشه. جان هیوز کمدی رو با لحظات جدی خیلی خوب ترکیب کرده و بازیگرها هم چیزی متفاوت ارائه دادن.
2025-01-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من عاشق این فیلمم. وقتی دیدم سینما داره اکران مجدد میذاره، بلافاصله بلیط رزرو کردم تا روی پرده بزرگ ببینمش. هنوزم فکر میکنم «باشگاه صبحانه» یه فیلم فوقالعادهست و پیام اصلیش هنوز هم عمیقاً مهم و به روزه. عاشق ایدهاش هستم: یه گروه از دانشآموزهای کاملاً متفاوت در تنبیه: ورزشکار، ایمو، دختر محبوب، خرخون و قانونشکن، همه با هم یه جا گیر افتادن. با گذشت زمان، برچسبها کنار میرن و پیوندی بینشون شکل میگیره. اونها میفهمن که هر کسی درگیریهای خودش رو داره، هر کسی صدایی داره، هدفی داره و جایگاهی در این دنیا. اون حس اتحاد و همدلی، اون کنار هم اومدن با وجود تفاوتها، چیزیه که من بیشتر از همه ستایشش میکنم. فیلم یه پیام قدرتمند داره: مهم نیست کی هستی، تو به اندازه کافی خوب هستی. تو متعلق به اینجایی. و من عاشق اینم.
2025-06-08