آشوب
جنگسالار ژاپنی، هیدتوری ایچیمونجی (Hidetori Ichimonji)، تصمیم میگیرد زمان بازنشستگی فرا رسیده و قلمرو خود را بین سه پسرش تقسیم کند. پسران بزرگتر و میانی او – تارو (Taro) و جیرو (Jiro) – با تصمیم او موافقت میکنند و قول میدهند که در روزهای باقیمانده از او حمایت کنند. اما کوچکترین پسر، سابورو (Saburo)، با همه آنها مخالفت میکند و استدلال میکند که احتمال کمی وجود دارد که سه برادر متحد بمانند. جنگسالار که از گستاخی پسرش توهین شده، سابورو را تبعید میکند. هنگامی که جنگسالار بازنشستگی خود را آغاز میکند، به سرعت متوجه میشود که دو پسر بزرگترش خودخواه هستند و هیچ قصدی برای عمل به وعدههایشان ندارند. این امر منجر به جنگ میشود و تنها سابوروی تبعید شده میتواند او را نجات دهد.
سال انتشار: 1985 کارگردان: Akira Kurosawa ژانر: Action، Drama، War نویسندگان: Akira Kurosawa، Hideo Oguni، Masato Ide امتیاز: 8.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**فیلم خوبی است، پر از جزئیات و واقعگرایی تاریخی، اما بدون دلیل لازم، به طرز دردناکی طولانی است.** من قبلاً دو تا از مشهورترین فیلمهای آکیرا کوروساوا (Akira Kurosawa) را دیدهام و رک و پوستکنده بگویم، هنوز نمیتوانم بفهمم چرا این کارگردان ژاپنی معمولاً یک نابغه سینمایی در نظر گرفته میشود. فیلمهایش کاملاً خوب هستند، دقیق و موشکافانه ساخته شدهاند، جزئیات زیادی در آنها رعایت شده، اما به طور خاص فراموشنشدنی نیستند… این نظر من است. این فیلم اقتباسی از طرح داستان «شاه لیر» شکسپیر است: یک جنگسالار، در میانه دوران فئودالی ژاپن، تصمیم میگیرد کنارهگیری کند و زمینها، قدرت و قلعههایش را بین سه پسرش تقسیم کند. فقط یکی از آنها مخالف است و به پدر هشدار میدهد که بعید است آنها به عنوان برادر در کنار هم بمانند، که این موضوع خشم پدر پیر را برمیانگیزد. با این حال، آینده صحت حرفهای پسر کوچکتر را ثابت میکند، زمانی که دو برادر بزرگتر پدرشان را تحقیر میکنند و درگیریها شروع میشود. مرد پیر که دیوانه شده و تنها یک دلقک او را همراهی میکند، در نهایت در حالی که برادران با هم میجنگند، از پا در میآید. در مورد بازیگران صحبت نمیکنم چون آنها را نمیشناسم. فقط میتوانم بگویم که آنها در چارچوب و نوع فیلمی که در موردش صحبت میکنیم، خوب کار کردند. یک سبکپردازی بیش از حد، هم در اجرا و هم در دیالوگها وجود دارد که تئاتری و تصنعی به نظر میرسد، اما نمیدانم این عمدی بوده یا نه. از نظر فنی، فیلم امتیازات زیادی دارد، که با فیلمبرداری عالی، بسیار رنگارنگ و با نورپردازی خوب شروع میشود. دکورها فوقالعاده هستند، به ویژه قلعهها که با کوچکترین جزئیات بازسازی شدهاند، و لباسها نیز خوب، زیبا و از نظر تاریخی معتبر هستند. فکر نمیکنم اگر بگویم این فیلم احتمالاً برخی از بهترین صحنههای جنگی را در فیلمهای تاریخی با پسزمینه ژاپن دارد، بیانصافی کرده باشم. هیچ CGI در کار نیست، جلوههای ویژه با دقت استفاده شدهاند و جنگ به گونهای بازسازی شده که تا حد امکان واقعی باشد، با صدها سیاهیلشکر که لباسهای کامل پوشیدهاند و تلاش زیادی از سوی تیم تولید صورت گرفته است. برای یک مورخ، نمیتوان چیزی بیشتر از این خواست. مشکل بزرگ این فیلم این است که برای سرگرمی ساخته نشده، بلکه برای وادار کردن شما به فکر کردن ساخته شده، و پر از صحنهها و سکانسهایی است که طراحی شدهاند تا بیننده را وادار کنند به آنچه میبیند فکر کند. این چیزی است که میتوانست جواب دهد، اگر گاهی اوقات بیش از حد رمزآلود نبود. مخاطب باید بفهمد که کارگردان چه چیزی را میخواهد منتقل کند، و این اغلب اتفاق نمیافتد. علاوه بر این، این فیلمی است که به مخاطب رحم نمیکند: خیلی خوب شروع میشود، خیلی خوب تمام میشود، اما تمام بخش میانی به طرز غیرقابل تحملی طولانی و کشدار است. چیزی که میتوانست در دو دقیقه گفته یا انجام شود، در پنج دقیقه انجام میشود، و دیالوگها و صحنههای زیادی وجود دارند که به نظر نمیرسد هیچ کارکردی جز طولانیتر کردن فیلم داشته باشند.
2023-04-23