The Fly
یک دانشمند عجیب و غریب با فناوری تلهپورتاسیون (انتقال از راه دور) خود دنیا را تغییر میدهد. وقتی به نظر میرسد آزمایشش خوب پیش میرود، دکتر سث براندل (Seth Brundle) دستگاهش را روی خودش آزمایش میکند و با بدترین نوع آفت روی کره زمین، یعنی مگس، ترکیب میشود. بهای اینکه یک انسان نقش خدا را بازی کند چیست؟ فقط سث میداند.
سال انتشار: 1986 کارگردان: David Cronenberg ژانر: Drama، Horror، Sci-Fi نویسندگان: George Langelaan، Charles Edward Pogue، David Cronenberg امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**تبدیل شدن تدریجی به هیولا، یا همان تسلیم شدن تدریجی در برابر پیری**_
یک دانشمند عجیب و غریب که در یک آزمایشگاه انبارمانند در یک شهر بزرگ در شمال شرقی زندگی میکند (جف گلدبلوم)، کشف میکند که چگونه اشیا را تلهپورت کند، که این موضوع توجه یک روزنامهنگار (جینا دیویس) را جلب میکند. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه او احمقانه اختراعش را روی خودش استفاده میکند و یک مگس مزاحم ناخواسته با او تلهپورت میشود. جان گتز (John Getz) در نقش سردبیر زن حضور دارد و جوی بوشل (Joy Boushel) نقش کوچک اما قابل توجهی به عنوان تاونی (Tawny) دارد.
«مگس» (۱۹۸۶) طرفداران زیادی دارد، احتمالاً به خاطر کارگردان/نویسندهاش دیوید کراننبرگ (David Cronenberg)، اما من آن را نسبت به نسخه ۱۹۵۸ با بازی وینسنت پرایس (Vincent Price) کماثرتر دیدم. با وجود جلوههای پیشرفته و خونین، به اندازه کافی جذاب یا وحشتناک نیست (به خصوص صحنه پایانی در نسخه اصلی). لوکیشنهای تکبعدی هم آزاردهنده هستند: به جز صحنه عالی بار، کل فیلم در یک آزمایشگاه کثیف یا یک ساختمان اداری شیک میگذرد.
سه بازیگر اصلی به طرز عجیبی قدبلند هستند. در حالی که گلدبلوم (۱۹۴ سانتیمتر) قابل قبول است و تمام تلاشش را میکند، اما او جنس بازیگر نقش اول را ندارد، هرچند در نقشهای فرعی خوب است. و من هیچوقت طرفدار پر و پا قرص دیویس نبودم، اما حدس میزنم خوب است. حداقل این دو کاملاً شبیه کسانی هستند که برای هم ساخته شدهاند و همینطور هم بازی میکنند.
نکته مثبت فیلم این است که استعارهای است از اینکه چگونه پیری و بیماری به آرامی بدن را از بین میبرند. با وجود تصاویر تهوعآور، فیلم دلخراش و غمانگیز است، چیزی که شاید در یک فیلم علمی تخیلی درباره مردی که به مگس تبدیل میشود، انتظارش را نداشته باشید. خوشبختانه از افتادن در دام لودگی و ملودرام جلوگیری میکند.
فیلم ۱ ساعت و ۳۶ دقیقه است و در تورنتو فیلمبرداری شده و کارهای استودیویی در کلاینبرگ (Kleinburg) در نزدیکی آن انجام شده است. نمره: B-/C+
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هیچکس نمیتواند جف گلدبلوم را بازیگر همهکارهای بنامد، اما اینجا او در نقش «براندل» کاملاً در عنصر خودش است. او یک دانشمند دیوانه است که آرزو دارد بتواند اشیا را تلهپورت کند، درست مثل ویلی وانکا در سال ۱۹۷۱. او به همان اندازه مشتاق «ورونیکا» (جینا دیویس)، روزنامهنگار است و به او دسترسی انحصاری میدهد تا تحقیقاتش را دنبال و فیلمبرداری کند. همه چیز به طرز شگفتانگیزی خوب پیش میرود - ابتدا یک شال، سپس اشیای متحرکتر و در نهایت خودش.
مشکل اینجاست که یک مگس اتفاقی قبل از انتقال وارد محفظه میشود و بعد از آن، او و پسرعموی دو بال جدیدش سفری را به سمت یک رابطه همزیستی جهنمی آغاز میکنند. او میتواند روی سقف بخزد؛ پرواز کند و از همه مهمتر - قربانیانش را در استفراغ خودش حل کند!
دیوید کراننبرگ (David Cronenberg) و گلدبلوم از این کار لذت زیادی میبرند. دیالوگها سرگرمکننده هستند و عجیبترین درجه از شیمی بین او و دیویس وجود دارد که یکی از نقشآفرینیهای تعیینکننده دوران حرفهای او را ارائه میدهد. جلوههای بصری و گریم - به خصوص در اواخر فیلم - پایانی مناسب برای این فیلم ترسناک علمی تخیلی خونین و اغلب خندهدار ارائه میدهند که تقریباً، اما نه کاملاً، به خوبی نسخه ۱۹۵۸ است. قطعاً اگر میتوانید ارزش دیدن روی پرده بزرگ را دارد - به نوعی آنجا خیلی بهتر به نظر میرسد.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
قبض برقش چقدر بود و چطور تمام فیوزهای ساختمانش نپرید؟ تلهپادها باید کلی برق مصرف کنند.
به هر حال، فیلم سرگرمکننده است. این یک فیلم معمولی دهه ۸۰ است، با داستانی که فقط ۵ دقیقه طول میکشد تا راه بیفتد و بازیگرانی که با استعداد بودند و هنوز به اندازه کافی ارزان بودند که در یک فیلم ترسناک علمی تخیلی بازی کنند. اما خب، این یک سرگرمی بیمغز هم هست، دقیقاً عمیق نیست، درباره علم است و خطرات آن، اما هرگز واقعاً موفق نمیشود خطرات علم را به روشی قابل توجه بررسی کند... بیشتر شبیه «مسخ» کافکا است، که قبلاً بررسی شده. اما مهم نیست، چون شما دارید آن را برای سرگرمی بیدغدغه تماشا میکنید.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«مگس» خیلی خوبه. آیندهنگری موفقی داره. به نظر میرسه بازیهای فالآوت (Fallout) ازش الهام گرفتن. جلوههای فیزیکی شگفتانگیز و باحالن. اگه به خون و خونریزی حساسی، نبین.
چرا اول یه دستگاه کوچکتر نساخت که روی... مگسها آزمایش کنه، به جای اینکه مستقیم بره سراغ دستگاههای اندازه انسان و روی بابونها تست کنه؟ اونا باید گرون باشن. موشها چی؟ ماهیت مضحک فیلم لذتبخشه. بازیها سرگرمکننده هستند و در عین حال داستان (روایت) رو تقویت میکنن. اون یارو چقدر یه آدم عوضی فوقالعادهایه. فیلم سرگرمکننده و جذابه. کمیابه. من عاشق علمم. جینا دیویس (Gena Davis) زیباست. اگه براندلمگس نبود، باهاش قرار میذاشتم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«مگس» دیوید کراننبرگ (David Cronenberg) یک سقوط گروتسک، غمانگیز و به طرز عجیبی زیبا به ژانر وحشت جسمانی (Body Horror) است. آنچه به عنوان یک عاشقانه علمی تخیلی با مفهوم بالا شروع میشود، به آرامی، درست مانند شخصیت اصلیاش، به چیزی بسیار آزاردهندهتر و فراموشنشدنی تبدیل میشود. یکی از فیلمهای مورد علاقه منه!
2025-07-08