پلیس آهنی
در دیترویتِ خشونتزده و در آستانه فروپاشی، شرکت خبیث «محصولات مصرفی اومنی» (Omni Consumer Products) قراردادی را از دولت شهر برای خصوصیسازی نیروی پلیس میگیرد. برای آزمایش سایبورگهای نابودکننده جرم و جنایت، شرکت، پلیسی به نام الکس مورفی (Alex Murphy) را به یک درگیری مسلحانه با رئیس تبهکاران، بادیکر (Boddicker)، میکشاند تا بتوانند از بدن او برای ساخت نمونه اولیه و آزمایشنشده «پلیس آهنی» (RoboCop) استفاده کنند. اما وقتی پلیس آهنی از نقشههای شوم شرکت باخبر میشود، علیه سازندگانش میشورد.
سال انتشار: 1987 کارگردان: Paul Verhoeven ژانر: Action، Crime، Sci-Fi نویسندگان: Edward Neumeier، Michael Miner امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
آخ، سال ۱۹۸۷، چه سالی بود برای سینما. یکی از بهترینهاش هم همین شاهکار پل ورهوفن در مهندسی جلوههای ویژه میدانی یعنی «پلیس آهنی» بود. این از اون فیلمهای قدیمیه که میتونم با اطمینان بهتون بگم عشقم بهش اصلاً ریشه در نوستالژی نداره. من پلیس آهنی رو تا سال ۲۰۱۳ که وارد دهه سوم زندگیم شده بودم ندیده بودم. این فیلم یه نمونه فوقالعاده از آثار اون دوره است، اما به خودی خود هم فیلم بزرگیه.
نمره نهایی: ★★★★ - بسیار جذاب. یکی از محبوبهای شخصی من.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«اونا درستت میکنن. اونا همه چیز رو درست میکنن.» در اولین روز حضور در خیابانهای دیترویت، افسر مورفی به طرز وحشیانهای توسط کلارنس بادیکر، رهبر اراذل و اوباش، کشته میشود. دانشمندان شرکت OCP موفق میشوند از بقایای بدن مورفی استفاده کرده و یک افسر پلیس سایبورگ جدید و مجهز به سلاحهای سنگین بسازند؛ کسی که میتواند خیابانها را برای همیشه از جرم و جنایت پاک کند. پل ورهوفن در طول دوران کاریاش با القاب زیادی خوانده شده: دیوانه، چالشبرانگیز و رویاپرداز؛ او اینجا در اولین فیلم بلاکباستر آمریکاییاش، تمام این ویژگیها را به نمایش میگذارد. پلیس آهنی روی کاغذ (و با آن عنوانش) شبیه یک فیلم علمی-تخیلی اکشن معمولی به نظر میرسید و ایده اصلیاش هم دقیقاً بوی خلاقیت نمیداد. اما ورهوفن فیلمنامهنویسانی مثل ادوارد نومایر و مایکل ماینر را در کنارش داشت و آنها با یک فیلمنامه برتر، دیدگاه او را کاملاً محقق کردند. اینکه پلیس آهنی نقدی هجوآمیز به توتالیتاریسم و فساد شرکتی است، حالا دیگر یک واقعیت پذیرفته شده است. هرچند در ابتدا برای تماشاگران فیلمهای تابستانی چندان واضح نبود، اما پلیس آهنی در بازبینیهای منتقدانه و تحلیلهای عمیقی که بسیاری روی آن انجام دادهاند، به خوبی سربلند بیرون آمده است. ورهوفن با داشتن فیلمنامه مورد نظرش، از خاطرات دوران کودکیاش که خانهاش در هلند توسط ارتش آلمان اشغال شده بود استفاده کرد و فاکتور تخریب را با مهارت فنی بالا به آن اضافه کرد. ورهوفن تصویری افسارگسیخته از این دیترویت ترسیم میکند، با زوایای دوربین کج و پیچشهای عجیب که فیلم را پر کردهاند و جلوههای ویژهای که حتی امروز هم فوقالعاده به نظر میرسند. پلیس آهنی بسیار خشن است، به خصوص در نسخه کارگردان که اکنون به طور گسترده در دسترس است، اما حتی در دردناکترین صحنهها هم پرانرژی و جذاب باقی میماند. ترکیب علمی-تخیلی دیوانهوار و رئالیسم انسانی به راحتی با بیننده ارتباط برقرار میکند و نتیجه نشان میدهد که ورهوفن چه کارگردان توانایی است. پیتر ولر لباس پلیس آهنی را به تن میکند (ظاهراً هفتهها عذاب کشیده) و آنچه لازم است را انجام میدهد، و نانسی آلن هم در نقش شریک مورفی، آن لوئیس، حسابی میدرخشد. اما اعتبار بازیگری فیلم بیشتر مدیون شخصیتهای ناخوشایند آن است. رانی کاکس، میگل فرر و کورتوود اسمیتِ شرور، با کمک فیلمنامه عالی، بر صحنهها مسلط هستند. میگویند ورهوفن در صحنه فیلمبرداری شخصیت سختی دارد و از همه انتظار زیادی دارد، تا جایی که حتی ولرِ معمولاً آرام را به فکر خشونت علیه کارگردانش انداخته بود. اما کمتر کسی از عوامل فیلم میتواند بگوید نتیجه نهایی ارزشش را نداشت، چون آنها با هم یک کلاسیک در این ژانر ساختند. ۹/۱۰
2019-05-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
در طول سالها چندین بار این فیلم رو دیدم و هنوز هم از نظر داستانی و طنز تلخش (ساتیر) خیلی خوب جواب میده، هرچند قطعاً بعضی از جلوههای ویژهاش قدیمی شده (مخصوصاً صحنه مرگ یکی از شخصیتها که از پنجره پرت میشه). به جز اون، یه تریلر اکشن سرگرمکننده و خونین دهه هشتادیه که دنبالهها، بازسازی و مخصوصاً قسمت سومش حتی نتونستن به گرد پاش برسن. دوست دارم فکر کنم فیلم پیشنهادی RoboCop Returns موفق میشه، اما راستش امید زیادی ندارم. **۴.۲۵/۵**
2019-11-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
پیتر ولر نقش پلیس «مورفی» رو بازی میکنه که حتی روز اول گشتزنیش رو هم توی دیترویتِ بیقانون و وحشی به آخر نمیرسونه. اما شانس باهاش یاره چون شرکت «اومنی» در حال توسعه نقشههایی برای یه پلیس فوقالعاده نیمهخودکار و مجهز به سلاحهای سنگینه؛ و خیلی سریع اون رو با این زره بدنی شگفتانگیز - هرچند کاملاً بدقواره - ترکیب میکنن که بهش اجازه میده وظایف جدیدش رو بدون ترس از آسیب دیدن انجام بده. اما خیلی زود متوجه میشه که وسط یه شبکه از فساد گیر افتاده. آیا میتونه زنده بمونه، همکارش «آن» (نانسی آلن) رو نجات بده و نقشه شومی رو که ممکنه به همون جنایتکارهایی که اون رو تا دم مرگ بردن ربط داشته باشه، خنثی کنه؟ کلی اکشن و انفجار در ادامه میاد و داستان به سمت پایان کاملاً قابلپیشبینیش حرکت میکنه. سرعت فیلم خوبه، یه سری دیالوگهای خیلی پیشپاافتاده داره - کلاً همون چیزهای معمولیه که به نظرم بد نبود، اما الان دیگه واقعاً قدیمی شده. ولر خوبه، اما ترجیح میدادم آرنولد این نقش رو بازی میکرد تا یکم کاریزما و شوخی به این فضای خشک و اداری تزریق کنه. کاملاً قابل تماشا است، اما نمیتونم خیلی ازش تعریف و تمجید کنم.
2022-05-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«این رو به یه دلار و ده سنت میخرم!» این یکی از شاهکارهای ورهوفنه. ترکیبی از اکشن و پارودی، با کارگردانیِ «توی چشم» که ورهوفن رو یه پله بالاتر از تارانتینو قرار میده؛ چون تارانتینو در واقع با شخصیتهای تکبعدی، خورههای سینما رو مسخره میکنه، در حالی که ورهوفن به همه ابعاد مختلف میده. اینجا ما با نیروی پلیسی طرف هستیم که در برابر جنایتی که ستایش میشه، در حال فروپاشیه. انگار داره آینده رو پیشبینی میکنه! بیزنسهای بزرگ ادعا میکنن که با تجهیز پلیس مثل ارتش، دارن اون رو اداره میکنن. یه پلیس ساده به اسم مورفی، با خطرناکترین جنایتکار درگیر میشه و این جنایتکار واقعاً یه موجود خاصیه؛ احتمالاً با اون قیافه درسخون و دیالوگهاش خندهتون میگیره، اما اون مرگباره. با این حال، به باندش میگه که به مورفی «کمک» کنن (با کنایه). بیزنس بزرگ یه رئیس بزرگ داره، یه پیرمرد که به گفته نفر دومش، دیک، در شرف بازنشستگیه. و اسم «دیک» واقعاً برازندهاش هست. در همین حال، یه جوون تازه به دوران رسیده که یه جورایی ضدقهرمانه و میگل فرر نقشش رو بازی میکنه، از «دیک» نمیترسه. ممکنه بعضی از صحنههای معروفش رو دیده باشید و حتماً تکیهکلام «این رو به یه دلار میخرم» رو شنیدید، که قرار بود دقیقاً همون تکیهکلام بیمعنیای باشه که واقعاً هم شد. پیتر ولر مورفیه و نانسی آلن همکار وفادارشه. کمدی سیاه این فیلم کمک میکنه که به همون اثر کلاسیکی تبدیل بشه که هست.
2023-04-18