The Running Man
در سال ۲۰۱۹، اقتصاد جهانی فروپاشیده است. آزادیهای بزرگ ایالات متحده دیگر وجود ندارند؛ این ملت که زمانی بزرگ بود، مرزهایش را بسته و به یک کشور پلیسی و نظامی تبدیل شده که تمام فیلمها، هنر، ادبیات و ارتباطات را سانسور میکند. با این حال، یک نیروی مقاومت کوچک به رهبری دو انقلابی با این ظلم مبارزه میکنند. دولت با کنترل کامل بر رسانهها، سعی میکند با پخش برنامههای مسابقهای که در آن جنایتکاران محکوم برای جانشان میجنگند، اشتیاق ملت برای آزادی را سرکوب کند. محبوبترین و سادیستیترین این برنامهها «مرد فراری» (The Running Man) با اجرای دیمون کیلیان است. وقتی اعتراض مسالمتآمیز شهروندان گرسنه در بیکرزفیلد کالیفرنیا شکل میگیرد، به افسر پلیسی به نام بن ریچاردز دستور داده میشود به سمت جمعیت شلیک کند، اما او نمیپذیرد. او توسط افسران دیگر مهار شده، حمله انجام میشود و ریچاردز برای قتل عام نزدیک به صد غیرنظامی غیرمسلح پاپوش دوخته میشود. ماهها بعد، پس از یک فرار جسورانه از زندان، ریچاردز دوباره دستگیر شده و مجبور میشود به همراه سه محکوم دیگر در برنامه «مرد فراری» شرکت کند. او با کمک آنها، در میان ویرانههای زلزله لسآنجلس با گلادیاتورهای سادیستی که به دنبال شکارشان هستند میجنگد، در حالی که به کیلیان قول میدهد برای تسویه حساب برگردد. در این میان، شرکتکنندگان باید در ویرانهها به دنبال نیروهای مقاومت بگردند تا شاید بتوانند بالاخره حقیقت را درباره دولت افشا کنند.
سال انتشار: 1987 کارگردان: Paul Michael Glaser ژانر: Action، Sci-Fi، Thriller نویسندگان: Stephen King، Steven E. de Souza امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من اهل سیاست نیستم، دنبال بقام. «مرد فراری» به کارگردانی پل مایکل گلیزر و اقتباسی از داستان استیون کینگ (با نام مستعار ریچارد باکمن) توسط استیون دی سوزا است. آرنولد شوارتزنگر، ماریا کونچیتا آلونسو و ریچارد داوسون در اون بازی میکنن. موسیقی متن از هارولد فالترمایر و فیلمبرداری کار توماس دل روت هست. شاید فیلم پر از کلیشه باشه و کمی عجیب و غریب به نظر برسه، اما یک اثر علمی-تخیلی آیندهنگرانه و به شدت سرگرمکنندهست. شوارتزنگر ناخواسته وارد محبوبترین برنامه تلویزیونی زمانه یعنی «مرد فراری» میشه. یک نمایش سادیستی که در اون محکومها رو به مناطق مختلف میفرستن و باید از دست قاتلهای حرفهای فرار کنن. منتظر کلی خشونت اغراقآمیز، لباسهای عجیب و غریب و البته تیکههای کلامی مخصوص آرنولد باشید. نگاه تند فیلم به تکامل برنامههای تلویزیونی واقعاً پیشگویانه است و همه اینها با موسیقی صنعتی دهه هشتادی فالترمایر همراه شده. اگه بدونید قراره چی ببینید، خیلی بهتون میچسبه، چون این یک فیلم کلاسیک آرنولدی از دوران پر هرجومرج و پاپکورنی دهه ۸۰ هست. با این دید، برای طرفدارهای آرنولد یک ضیافت لذتبخشه، ولی برای بقیه شاید اون جذابیت لازم رو نداشته باشه. ۷/۱۰
2016-08-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«ریچاردز» (آرنولد شوارتزنگر) همیشه با مقامات مشکل داشته. معمولاً به این خاطر که دوست نداره دستورات بیپایه و اساس رو در آمریکای نظامیشده اجرا کنه. وقتی بالاخره خودش رو در سمت اشتباه قانون میبینه، گزینههاش محدود میشه به شرکت در یک مسابقه تلویزیونی مرگبار. اگه آخرین نفری باشه که زنده میمونه، میتونه آزادی و یک زندگی لوکس رو به دست بیاره، اما در این راه باید با تهیه کننده حیلهگر، «کیلیان» (ریچارد داوسون) بازی کنه که اصلاً قصد نداره یک سنت هم بهش بده. اما طولی نمیکشه که ریچاردز میفهمه یک جریان مقاومت زیرزمینی در حال شکله که هدفش نابودی شبکه و بازگرداندن آزادی به مردمه. با وجود «شکارچیانی» مثل «فایربال» (جیمز براون) که دنبالش هستن، این گروه بیتجربه چه شانسی دارن که بفهمن به کی اعتماد کنن و پیروز بشن؟ نمیگم این یکی از کارهای خیلی کاریزماتیک آرنولده، و نه داوسون و نه نوچههاش اونقدرها حس تهدید ایجاد نمیکنن، اما فیلم به خوبی مفهوم برنامههای واقعنما (Reality TV) پولپرست رو مسخره میکنه و نشون میده مردم وقتی تماشاچی هستن، حاضرن چه کارهایی بکنن و چه چیزهایی رو تحمل کنن. در واقع، بشریت اینجا به ریشههای وحشیانه و گلادیاتوری خودش برمیگرده. سخته بگیم این فیلم چند تا ایده رو ناخواسته خلق کرده یا به شکل افسردهکنندهای پیشبینی کرده، و اگه کارگردان وقت بیشتری روی دیالوگها میذاشت و یک «کیلیان» خبیثتر انتخاب میکرد، میتونست یک هشدار جدی برای آینده باشه. در نهایت، فیلم کمی در بیان اعتقادات خودش لنگ میزنه و موسیقی فالترمایر هم دیگه خیلی قدیمی شده.
2025-11-16