تسخیرناپذیران

تسخیرناپذیران

پس از ساختن امپراتوری با الکل قاچاق، آل کاپون (Al Capone)، رئیس افسانه‌ای تبهکاران، با مشت آهنین بر شیکاگو حکومت می‌کند. اگرچه الیوت نس (Eliot Ness)، مامور منع فروش الکل، تلاش می‌کند کاپون را سرنگون کند، اما حتی بهترین تلاش‌های او به دلیل فساد گسترده در نیروی پلیس شیکاگو شکست می‌خورد. نس با استخدام گروهی نخبه از ماموران قانون که با رشوه یا ترس متزلزل نمی‌شوند، از جمله جیمی مالون (Jimmy Malone) پلیس ایرلندی-آمریکایی، عزم خود را برای سپردن کاپون به دست عدالت جزم می‌کند.

سال انتشار: 1987 کارگردان: Brian De Palma ژانر: Crime، Drama، Thriller نویسندگان: David Mamet، Oscar Fraley، Eliot Ness امتیاز: 7.8

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

تا وقتی جنگ تموم نشده دست از جنگیدن برندار، اینم از درس امروز. این فیلم یکی از بهترین فیلم‌های گانگستری تاریخ هست و دی‌پالما (DePalma) به خوبی حق مطلب رو در مورد فیلمنامه پرانرژی ممت (Mamet) ادا کرده. بازیگری‌ها در بالاترین سطح ممکنه؛ اون آرامش اجتناب‌ناپذیری که دنیرو (DeNiro) باهاش به شخصیت کاپون ابهت و تهدید می‌بخشه واقعاً تحسین‌برانگیزه، در حالی که سرسختی و جسارت اندی گارسیا (Andy Garcia) در نقش جورج استون یک تجربه لذت‌بخش و تازه است.

اما این‌ها کافی نیست چون برای موفقیت فیلم، بازیگران اصلی باید بار فیلم رو به دوش بکشن. شان کانری (Connery) که از نظر بازیگری حرف نداره (البته بگذریم از لهجه‌اش، ولی وقتی شخصیت‌پردازی به این دقت و تیزی هست، کی به لهجه اهمیت می‌ده؟)، اما این کوین کاستنر (Costner) در نقش الیوت نس هست که مثل ستاره‌ای که قرار بود به زودی بشه، می‌درخشه. یک بازی جادویی که موفق می‌شه لطافت واقعی عشق به خانواده رو با سفرهای کوتاه به نیمه تاریک وجود برای پیروزی خیر بر شر ترکیب کنه.

عاشق اینم که فیلم نشون می‌ده خشونت و ترس چطور روی خانواده‌ها تاثیر می‌ذاره؛ تم مادر و فرزند در قلب تپنده فیلم قرار داره، دقت کنید که چطور بعضی از خشن‌ترین صحنه‌ها با صحنه‌های لطیف نس و خانواده‌اش دنبال می‌شن. سکانس‌های فیلم به شدت سرگرم‌کننده و جذاب هستن؛ درگیری پر سر و صدا در مرز کانادا و تعقیب و گریز و تقابل روی پشت‌بوم عالی هستن، اما اوج هنر دی‌پالما تماشای اون ادای احترام درخشان به فیلم رزم‌ناو پوتمکین (Battleship Potemkin) در ایستگاه قطار یونیون هست که در یک‌چهارم پایانی فیلم حسابی می‌چسبه.

واقعاً وقتی فیلمی به این پختگی هست، حقایق تاریخی چه اهمیتی داره؟ فیلم ترسناک، تاثیرگذار و حتی شوخ‌طبعانه است. پس برای من، این فیلم در تمام بخش‌ها نمره ۱۰ از ۱۰ می‌گیره (بله، حتی با وجود لهجه شان!).

پی‌نوشت: آکادمی لازم دونست انیو موریکونه (Ennio Morricone) رو برای موسیقی متن فوق‌العاده‌اش نامزد کنه، اما عجیبه که اون بخشی از این موسیقی رو قبلاً برای تم اصلی فیلم موجود (The Thing) جان کارپنتر در سال ۱۹۸۲ استفاده کرده بود؛ احتمالا اون موقع متوجه نشدن! شاید به خاطر تفاوت ژانر بوده...

2020-01-12


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

فیلم تسخیرناپذیران یکی از اون کلاسیک‌هایی هست که قبلاً چند بار دیده بودم، اما دقیقاً یادم نبود آخرین بار کی تماشاش کردم، برای همین انگار برام مثل یک فیلم جدید بود چون بیشتر جزئیات داستان رو فراموش کرده بودم. واقعاً از تجربه دوباره تماشای چنین فیلم گانگستریِ دوره‌ایِ فوق‌العاده‌ای لذت بردم.

تیم بازیگری بی‌نظیره، اما باید از سطح تولید خیره‌کننده فیلم برای اثری محصول سال ۱۹۸۷ شروع کنم. از طراحی صحنه گرفته تا سکانس‌های اکشن خوش‌ساخت، همه چیز دقیقاً شبیه شیکاگوی دوران ممنوعیت الکل به نظر می‌رسه. عاشق نحوه اجرای دیالوگ‌ها هستم. امروزه دیگه داشتن فیلمی که پر از گفتگوهای طولانی و بدون کات بین شخصیت‌ها باشه، چندان رایج نیست. بیشتر کارگردان‌ها فقط از سبک خسته‌کننده «دیالوگ-کات-دیالوگ» استفاده می‌کنن. من طرفدار پر و پا قرص برایان دی‌پالما نیستم، با اینکه او یکی از محبوب‌ترین حماسه‌های اکشن من یعنی «ماموریت غیرممکن» رو شروع کرد، اما مهارت‌های او در قاب‌بندی و چیدمان صحنه در این فیلم فوق‌العاده است. هر حرکت بازیگر به شکلی بی‌نقص توسط دوربین دنبال می‌شه و باعث می‌شه تک‌تک نماها ارزشمند باشن.

فیلمنامه ساختار بسیار خوبی داره. هر بار که انرژی فیلم کم می‌شه، اتفاق تاثیرگذاری می‌افته. یک صحنه اکشن عالی، یک پیشرفت جدید در داستان که مسیر روایت رو عوض می‌کنه، یا تصمیمی از طرف یک شخصیت که بیننده رو نگران نتیجه‌ای اجتناب‌ناپذیر می‌کنه. در نتیجه، فیلم به ندرت ریتمش رو از دست می‌ده و همیشه به شکلی سرگرم‌کننده باقی می‌مونه. چهار شخصیتی که گروه اصلی رو تشکیل می‌دن همگی از نظر عاطفی جذاب هستن و بازیگرانشون هم بازی‌های فوق‌العاده‌ای ارائه می‌دن... به جز نقش اصلی، یعنی کوین کاستنر. نمی‌دونم بقیه هم با من هم‌عقیده هستن یا نه، اما به نظر من بازی کاستنر به شدت تک‌بعدی هست. در طول فیلم، او در موقعیت‌های مرگبار قرار می‌گیره، افرادی که براش مهم هستن می‌میرن و در نهایت با آل کاپون روبرو می‌شه، اما حالت چهره‌اش در تمام این صحنه‌ها و خیلی صحنه‌های دیگه، به طرز عجیبی تقریباً یکسانه. این اولین فیلم بزرگ او بود که به شهرت رسوندش، اما من تنها کسی نیستم که فکر می‌کنم بازی او در این فیلم تنوع حسی نداره. با این حال، این موضوع اونقدر حواس‌پرت‌کن نیست که نتونم با شخصیتش ارتباط برقرار کنم.

در مورد بقیه بازیگران، شان کانری با بازی در نقش جیم مالون تمام توجهات رو به خودش جلب می‌کنه. او جذاب و بامزه است، اما وقتی لازم باشه شخصیتش رو در یک صحنه بسیار تاریک و دراماتیک پیش ببره، هیچ مشکلی در ارائه یک بازی استثنایی نداره. اندی گارسیا جوان هم ثابت می‌کنه که پتانسیل تبدیل شدن به یک بازیگر بزرگ رو داشته (که همین‌طور هم شد) و چارلز مارتین اسمیت هم در نقش اسکار والاس به طرز غافلگیرکننده‌ای باهوش و شوخ‌طبع ظاهر شده.

مشکل اصلی من با فیلم، کم بودن زمان حضور رابرت دنیرو در نقش آل کاپون هست. البته این داستانِ افرادیه که اون گانگستر معروف رو گرفتن، نه بیوگرافی خود او. اما با این حال، نه تنها هدر دادن یک بازیگر فوق‌العاده است، بلکه هدر دادن یک شخصیت بالقوه عالی هم هست. آل کاپون ظاهراً یک تاجر بسیار باهوش و رئیس بی‌رحم تبهکاران هست که سازمانی به شدت محافظت‌شده داره، اما او فقط در چند صحنه پراکنده ظاهر می‌شه، انگار فقط یک شرور تصادفیه که آدم‌خوب‌ها باید شکستش بدن. قبول دارم که اون صحنه‌ها واقعاً باحال هستن، اما او شبیه اون تهدید بزرگی که فیلم ادعا می‌کنه نیست، چون بیننده به سختی فرصت پیدا می‌کنه آل کاپون رو بشناسه و بفهمه چطور این همه قدرت داره.

در مجموع، تسخیرناپذیران بعد از گذشت بیش از سی سال هنوز هم به خوبی پابرجا موند‌ه. از نظر تولید، نه تنها صحنه‌ها و لباس‌ها کاملاً یادآور دوران ممنوعیت الکل هستن، بلکه قاب‌بندی‌های فنی و خیره‌کننده برایان دی‌پالما لذت‌بخش هستن. دیالوگ‌های طولانی و جذاب با بازی‌های درخشان (بدون شک شان کانری ستاره فیلمه) ارتقا پیدا کردن، هرچند کوین کاستنر کمی در بیان احساسات ضعیف عمل می‌کنه. حتی سکانس‌های اکشن این فیلم محصول ۱۹۸۷ از خیلی از بلاک‌باسترهای امروزی بهتر به نظر می‌رسه. دیوید ممت فیلمنامه‌ای خوش‌ساخت نوشته که به ندرت جذابیتش رو از دست می‌ده و شخصیت‌های بسیار گیرایی داره. موسیقی متن اعتیادآور انیو موریکونه رو هم نباید فراموش کرد. با این حال، هم رابرت دنیرو و هم شخصیتش آل کاپون، کمتر از حد انتظار استفاده شدن. برای چنین شخصیت مهمی که مدام مسیر روایت رو تغییر می‌ده، کم بودن زمان حضورش اجازه نمی‌ده بیننده انگیزه‌هاش رو درک کنه یا حس کنه چقدر واقعاً تهدیدآمیزه. با این وجود، این یک اثر کلاسیک هست که ارزش دوباره دیدن رو داره و قطعاً توصیه‌اش می‌کنم. نمره: -A

2020-05-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

هاوارد هاکس یک فیلم عالی رو این‌طور تعریف می‌کرد: «سه صحنه خوب و هیچ صحنه بدی نداشته باشه.» تسخیرناپذیران یکی از بزرگترین صحنه‌های تاریخ سینما رو داره، و نه فقط به این خاطر که از روی معروف‌ترین صحنه فیلم رزم‌ناو پوتمکین الگوبرداری شده؛ بلکه این صحنه خودش به تنهایی به یک نماد تبدیل شده. این فیلمِ برایان دی‌پالما چندین صحنه خوب دیگه هم داره و می‌شه گفت حتی یک صحنه بد هم نداره؛ با این حال، چند تا صحنه داره که اصلاً منطقی به نظر نمی‌رسن - حتی بعضی از اون خوب‌ها.

به خصوص صحنه چوب بیسبال خیلی سرگرم‌کننده‌ست، اما من هنوز هم نمی‌دونم اون شخصی که آل کاپون (Robert De Niro) تا حد مرگ کتکش می‌زنه کیه و چیکار کرده بود که مستحق چنین سرنوشتی باشه (توی اینترنت به چند تا توضیح برخورد کردم، از جمله حدس خودم، اما هیچ‌کدوم با منطق جور در نمیومد). البته اینکه خودِ آل کاپون شخصاً و به معنای واقعی کلمه یک نفر رو با چوب بزنه بکشه، همون‌قدر احتمالش کمه که الیوت نس (Kevin Costner) فرانک نیتی (با بازی دیوانه‌وار بیلی دراگو) رو از پشت‌بوم به پایین پرت کنه - یعنی اصلاً محتمل نیست؛ نیتی مدت‌ها بعد از وقایع فیلم خودش رو با تیر کشت (هرچند دی‌پالما شاید برای ادای احترام به واقعیت تاریخی، صحنه‌ای رو گذاشته که نس به کلاه نیتی شلیک می‌کنه؛ طبق روایت ویکی‌پدیا از خودکشی نیتی، «اولین تیری که نیتی با دست لرزان شلیک کرد خطا رفت و از کلاه شاپوی او گذشت»).

معمولاً فیلم‌هایی که از نظر تاریخی دقیق نیستن اعصاب من رو خرد می‌کنن؛ اما تسخیرناپذیران یک درس تاریخ نیست - اگر هم باشه، یک داستان حماسی با یک قهرمان مردمی (و کسی مردمی‌تر از کاستنر پیدا نمی‌شه) و یک شرور کهن‌الگویی هست (و این نزدیک‌ترین جوابی هست که می‌تونیم برای سوال صحنه چوب بیسبال پیدا کنیم؛ کاپون این کار رو فقط برای نشون دادن شرارت محض انجام می‌ده). مهم‌تر از همه، ممکنه در حقایق دست برده شده باشه، اما قطب‌نمای اخلاقی فیلم همیشه جهت درست رو نشون می‌ده و می‌دونه که «قانون سخت است، اما قانون است» (dura lex sed lex).

2022-08-30