آکیرا
۲۰۱۹. ۳۱ سال پس از نابودی در طول جنگ جهانی سوم، توکیو (که حالا «نئو-توکیو» نامیده میشود) بازسازی شده و به یک کلانشهر پررونق تبدیل شده است. شوتارو کاندا (Shotaro Kaneda) رهبر یک باند موتورسوار است. دوست او، تتسو (Tetsuo)، در یک حادثه مجروح شده و به یک مرکز فوقسری دولتی برده میشود. او قدرتهای تلهکینتیک (دورجنبی) پیدا میکند اما تصمیم میگیرد به جای خیر، از آنها برای شرارت استفاده کند. او همان قدرتهای «آکیرا» را دارد، همان نیرویی که توکیو را در سال ۱۹۸۸ نابود کرد، و حالا به نظر میرسد که تاریخ در حال تکرار است.
سال انتشار: 1988 کارگردان: Katsuhiro Ôtomo ژانر: Animation، Action، Drama نویسندگان: Katsuhiro Ôtomo، Izô Hashimoto امتیاز: 8.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بذارید همین اول کاری یه چیزی رو روشن کنم: این نقد قراره مثبت باشه. _آکیرا_ نه تنها انیمه مورد علاقه منه، بلکه کلاً بهترین انیمیشنیه که دیدم و یکی از فیلمهای محبوبمه. کاتسوهیرو اوتومو (Katsuhiro Otomo) یه اثر اکشن علمی-تخیلی انیمیشنی برای بزرگسالان ساخته که خوبه، در واقع عالیه؛ چیزی که خیلی کمه، چون اکثر انیمیشنهای «بزرگسال» با تکیه بر شوخیهای جنسی لوس و داستانهای احمقانه، به جای روایت درست و شخصیتهای دوستداشتنی، شکست میخورن.
فیلم اوتومو مضامین دوستی، شرف، خیانت، عواقب مرگبارِ نقش خدا رو بازی کردن، جنگهای باندی، جاسوسی، فساد و سوءاستفاده از قدرت رو به هم میبافه و در تمام مدت زمانش، ریتم تند و نفسگیرش رو حفظ میکنه. همه اینها رو بریزید توی مخلوطکن و نتیجهاش میشه یکی از بزرگترین، اگه نگیم _بزرگترین_، انیمیشنهای تاریخ؛ یه کلاسیک به تمام معنا.
در ۱۶ جولای ۱۹۸۸، توکیو در یک انفجار عظیم محو شد و جنگ جهانی سوم شروع شد. در سال ۲۰۱۹، توکیو به عنوان نئو-توکیو بازسازی شده؛ یه کلانشهر پر از جرم و جنایت که توسط سیاستمدارهای فاسد اداره میشه. شوتارو کاندای ۱۶ ساله، رهبر کلهشق و دخترباز باند «کپسولها»ست که الان در حال جنگ با باند «دلقکها» هستن. باند کاندا شامل دوستاشه: تتسو شیمای ۱۵ ساله که مثل برادرشه، کای ۱۵ ساله و یامای ۱۶ ساله. وسط دعوا با دلقکها، دانشآموزها دارن اعتراض میکنن و یه پسر عجیب به اسم تاکاشی که قدرتهای ماورایی داره دزدیده شده. بعد از اینکه تتسو یکی از دلقکها رو میزنه، موتورش موقع برخورد با تاکاشی منفجر میشه. ارتش به فرماندهی سرهنگ شیکیشیما از راه میرسه و تتسو و تاکاشی رو با خودش میبره.
توی ایستگاه پلیس، کاندا باعث آزادی «کی» (Kei) ۱۷ ساله میشه که عضو گروه مقاومته. دکتر اونیشی و تیمش روی تتسو آزمایش میکنن و این باعث فرار اون میشه. تتسو موتور کاندا رو میدزده تا با دوستدخترش کائوری فرار کنه، اما دوباره توسط ارتش دستگیر میشه. وقتی کاندا سعی میکنه بفهمه چه بلایی سر تتسو اومده، اون و «کی» میفهمن که تتسو با قدرتهای جدیدش دچار جنون شده و بعد از اینکه یکی از دوستاشون رو میکشه، کاندای خشمگین تصمیم میگیره جلوش رو بگیره.
همونطور که حدس میزنید، توی _آکیرا_ اتفاقات زیادی میافته، اونقدر زیاد که باید چند بار ببینیدش تا همه چیز رو بگیرید. با اینکه اوتومو خیلی از بخشهای مانگای ناتمامش رو حذف کرده، اما هنوز هم ۱۲۴ دقیقه فیلم پر از محتواست. ما نگرانی واقعی کاندا برای تتسو رو میبینیم، از دست رفتن عقل تتسو و تبدیل شدنش به یه موجود دیگه، و تلاش سرهنگ برای مقابله با سیاستمدارهای کثیف. جالبه و شاید ترسناک که ببینیم چقدر از این مسائل توی سال ۲۰۱۹ واقعی و حتی سالهاست که داره اتفاق میافته. خطرات نقش خدا رو بازی کردن رو در آزمایشهای دکتر اونیشی میبینیم که باعث ویرانی نئو-توکیو میشه. همچنین نگاهی به مفهوم شرف داریم، وقتی کاندا سعی میکنه جلوی تتسو رو برای کشتن دشمنی که قبلاً شکست خورده بگیره.
علاوه بر اینها، اوتومو تعصب مذهبی رو هم نشون میده، جایی که مردم کورکورانه دنبال تتسو راه میافتن و فکر میکنن اون «آکیرا»ست. انیمیشن فیلم خیرهکنندهست. تمام ۳۲۷ رنگ استفاده شده چشمنواز هستن؛ مخصوصاً رنگهای قرمز. جزئیات پسزمینه فوقالعادهست؛ خیابونهای نئو-توکیو کثیف و چرکآلودن، ساختمونها از نو و عالی تا مخروبه و داغون متغیرن. هر شخصیت مثل یه آدم واقعی به نظر میرسه با کلی حسهای مختلف توی چهرهاش. خشونت فیلم هم خیلی واقعگرایانهست. باید همین الان بگم کسایی که دل نازک دارن بهتره سمت _آکیرا_ نرن. دل و روده بیرون میریزه، پلیس نصف صورتش رو از دست میده و قطع عضو داریم. اما این خشونت در خدمت داستانه.
موسیقی بخش حیاتی هر فیلمیه و _آکیرا_ هم مستثنی نیست. گروه «گینو یاماشیروگومی» با استفاده از طبل، آوازهای دستهجمعی، گیتار و حتی ارگ کلیسا، موسیقی متن بینظیری ساخته. قطعه _Kaneda_ آشناترین قطعهست که تقریباً توی همه تریلرها بوده و واقعاً هیجانآوره. در کل، _آکیرا_ یه فیلم سرگرمکننده و هیجانانگیزه که من میتونم بارها و بارها ببینمش. این یه فیلم بیزمانه که امروز هم به اندازه سال ۱۹۸۸ تاثیرگذاره. _آکیرا_ بهترین انیمیشنیه که برای مخاطب بزرگسال ساخته شده و یکی از بهترین فیلمهای دهه ۸۰ میلادی به حساب میآید. **شدیداً پیشنهاد میشه.**
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
میگن وقتی اوپنهایمر شاهد اولین آزمایش بمب اتم بود، گفت: «اکنون من خودِ مرگم، نابودگر جهانها.» این شاید ترجمه اشتباهی از باگاواد گیتا باشه که به توهم و ناپایداری میپردازه. با این حال، این حس که دستاوردهای بزرگ علمی، مثل قدرت زیاد، مسئولیت بزرگی هم به همراه دارن، همیشه درسته. اما تا به امروز، بشر نشون داده که برای این چالش آماده نیست. لیست فیلمها و رمانهای علمی-تخیلی که به این موضوع میپردازن طولانیه: متروپلیس لانگ، روزی که دنیا از حرکت ایستاد، ترمیناتور، بلید رانر و اکس-ماکینا فقط چند نمونه هستن. آکیرا هم یکی دیگه از کلاسیکهای بسیار خوشساخت در این زمینه است. داستانگویی، تمها، اکشن و مخصوصاً انیمیشن خیرهکنندهاش استادانه هستن و احتمالاً در این ژانر بیرقیب باشن. انیمیشن این کار به تنهایی یه شاهکاره.
2023-07-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**از نظر فنی خیلی خوبه، اما اونقدر گیجکنندهست که اصلاً جواب نمیده.**
من ۳۳ سالمه و کودکی من با محبوبیت انیمههای ژاپنی در اروپا و غرب با آثاری مثل «دراگون بال» گذشت. با این حال، باید بگم حتی در بچگی هم از این سبک انیمیشنهای اغراقآمیز که با چیزی که عادت داشتم ببینم فرق داشت، بدم میاومد. با این وجود، باید به این فیلم اعتبار داد. انیمیشن فیلم کیفیت فوقالعادهای داره و خیلی خوب طراحی شده و کمالگرایی شرقیها در کوچکترین جزئیات صحنهها کاملاً مشهوده. مثل بقیه انیمههای مدرن، اکشن زیادی داره و در یک محیط آیندهنگرانه و رویاگونه میگذره. در واقع، عجیبه که اونها اینقدر به آینده توجه دارن و در عین حال به سنتها و گذشتهشون احترام میذارن.
مشکل این فیلم اینه که من تا الان نتونستم داستانش رو بفهمم. گیجکنندهست و حسی که به من دست داد این بود که سازندگان اونقدر روی اکشن و اجرای فنی طراحیها تمرکز کردن که کلاً یادشون رفته همه اینها باید بر اساس یه داستان منطقی باشه که بشه بدون دشواری دنبالش کرد. آیا چیزی هست که من با ذهنیت غربی نتونستم درکش کنم؟ نمیدونم. فقط میدونم این فیلم، فارغ از ارزش فنیاش، برای من جذاب نبود.