Big

Big

جاش باسکین (Josh Baskin) برای اینکه بتواند در شهربازی با دختری که رویش کراش دارد وقت بگذراند، حاضر است هر کاری بکند تا بزرگ شود. او یک دستگاه «زولتر» (Zoltar) پیدا می‌کند و آرزو می‌کند که بزرگ شود. بعد از اینکه زولتر به او می‌گوید «آرزویت برآورده شد»، جاش متوجه می‌شود که دستگاه اصلاً به برق وصل نیست. او صبح روز بعد در بدن یک بزرگسال از خواب بیدار می‌شود اما هنوز همان شخصیت کودکانه را دارد. جاش با کمک بهترین دوستش، بیلی (Billy)، یاد می‌گیرد که چطور مثل بزرگترها رفتار کند. اما وقتی صاحب یک دوست‌دختر و یک شغل سرگرم‌کننده می‌شود، دیگر دلش نمی‌خواهد دوباره بچه شود. آیا جاش بزرگ می‌ماند یا دوباره به یک پسر ۱۳ ساله تبدیل می‌شود؟

سال انتشار: 1988 کارگردان: Penny Marshall ژانر: Comedy، Drama، Fantasy نویسندگان: Gary Ross، Anne Spielberg امتیاز: 7.3

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

عاشق این فیلم بودم وقتی بچه بودم. هر بار می‌رفتم شهربازی، همیشه امیدوار بودم یه دستگاه مثل این پیدا کنم. هنوزم یکی از فیلم‌های محبوب کل زندگیمه.

2023-04-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

آخ، کاش هنوز اون‌قدر جوون بودم که آرزو کنم بزرگ‌تر بشم! این مشکلیه که «جاش» (Josh) جوون (با بازی دیوید مسکو) باهاش دست‌ و پنجه نرم می‌کنه؛ کسی که فقط می‌خواد زودتر از شر مسخره‌بازی‌های مدرسه و دوران بلوغ راحت بشه. خب، یه دستگاه سکه‌ای عجیب به اسم «زولتر» در ازای یه سکه، بهش پیشنهاد یه آرزو می‌ده. اونم آرزو می‌کنه و می‌ره خونه می‌خوابه و فکر می‌کنه همش چرت و پرته، اما صبح که بیدار می‌شه، شلوار جینش دیگه اندازه‌اش نیست و مادرش هم از دیدن تام هنکس (Tom Hanks) توی خونه وحشت‌زده می‌شه! چیزی که این پسر بچه نخواسته بود، یه ذهن بزرگسال برای این بدن جدید بود؛ پس چون موندن توی خونه دیگه امن نیست، می‌زنه بیرون تا توی دنیای بزرگترها گلیم خودش رو از آب بکشه. خوشبختانه یه کار پیدا می‌کنه، اونم کجا؟ توی یه شرکت اسباب‌بازی‌سازی. روحیه ۱۳ ساله‌اش باعث می‌شه بهترین گزینه برای تست محصولات جدید باشه و خیلی زود نظر رئیس شرکت، «مک‌میلان» (Robert Loggia) رو جلب می‌کنه. رئیس از شور و شوق و ایده‌های کارمند جدیدش کیف می‌کنه و جاشِ بزرگ خیلی زود صاحب یه آپارتمان با تمام امکاناتی می‌شه که یه بچه آرزوش رو داره. البته موفقیتش به مذاق همه خوش نمی‌آد، مخصوصاً «پل» (John Heard) که یکی از مدیرهای شرکت بود، اما «سوزان» (Elizabeth Perkins) که خودش هم آدم موفقیه، از طرز فکر تازه و خودِ جاش خوشش می‌آد. حالا جاشِ بزرگسال هم به اون علاقه‌مند می‌شه، اما از نظر احساسی... خب، باید فیلم رو ببینید. هنکس اینجا عالیه و دیدگاه کودکانه رو بی‌نقص اجرا می‌کنه. استرس‌ها، سادگی‌ها و اشتیاق جاشِ جوون با اون آستین‌های بلندش در موقعیت‌های بزرگسالانه، واقعاً لذت‌بخشه. کل‌کل‌هاش با پل هم خوب دراومده و بخش‌های عاشقانه هم اون حس اولین کراش رو خیلی دقیق و بامزه یادآوری می‌کنه. فیلم یادآوری می‌کنه که زندگی هیچ‌وقت به اندازه دوران جوونی و بی‌خیالی، ارزش زندگی کردن نداره. پایان فیلم هم قابل پیش‌بینیه و به نظرم یه ذره غم‌انگیز بود، اما خب لابد باید همین‌طوری تموم می‌شد!

2025-11-21