ماهی به نام واندا
در لندن، جورج توماسون، دوستدختر جذاب آمریکاییاش واندا و همکارشان کن پایل در حال نقشهکشیدن برای آخرین سرقت خود هستند: دزدیدن الماسهایی به ارزش ۱۳ میلیون پوند. آنها قصد دارند بعد از سرقت با اموال مسروقه از کشور خارج شوند. به پیشنهاد واندا، آنها از برادرش اوتو که متخصص اسلحه است کمک میگیرند. در واقع اوتو برادر واندا نیست، بلکه معشوقه جدید اوست؛ احمقی که به بوی بدن خودش علاقه دارد و فکر میکند چون نیچه میخواند روشنفکر است. واندا و اوتو قصد دارند با لو دادن جورج به پلیس، الماسها را برای خودشان بردارند. اما واندا نقشه دارد اوتو را هم دور بزند. جورج دستگیر میشود اما جای الماسها را عوض کرده و به کسی نمیگوید کجاست. حالا واندا سعی میکند وکیل مدافع جورج، یعنی آرچی لیچ را فریب دهد تا جای الماسها را بفهمد...
سال انتشار: 1988 کارگردان: Charles Crichton, John Cleese ژانر: Comedy، Crime نویسندگان: John Cleese، Charles Crichton امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «ماهیای به نام واندا» خیلی روان توی فیلمنامهای که دنبال عجیبوغریب بودنه پیش میره. شاید بدونید که کمدی ژانر مورد علاقه من نیست. من معمولاً با شوخیهای عامیانه نمیخندم. کمدیهای کلاسیک بریتانیایی هم هیچوقت جذبم نکرده بود. برای همین وقتی سراغ این فیلم رفتم که خیلیا بهش میگن فوقالعاده خندهدار، یکم استرس داشتم. همه نشانهها میگفت که ازش خوشم نمیاد: دو تا بازیگر «مانتی پایتون»، یه شخصیت زن که از جذابیتش برای رسیدن به خواستههاش استفاده میکنه و تضاد اصطلاحات بریتانیایی و آمریکایی.
اما با وجود همه اینها، من عاشق این فیلم شدم! کمدی وقتی خوب نوشته بشه، واگیر داره. وقتی فهمیدم خود جان کلیز (John Cleese) این فیلمنامه رو نوشته، خیالم راحت شد. اون نابغه کمدیه. فیلم «ماهیای به نام واندا» فقط یه سری صحنه خندهدار تصادفی نیست، بلکه تکرار هوشمندانه موقعیتهای غیرمنطقیه. هر بار که واندا و آرچی با هم هستن، اوضاع بدتر و خندهدارتر میشه. مثلاً وقتی آرچی منتظر وانداست و یهو زنش وارد میشه، یا اون «برادر» واندا که یهو میپره وسط و ادای مامورهای مخفی رو درمیاره.
هر شخصیت ویژگی خاص خودش رو داره: آرچی با دستوپا چلفتی بودنش، واندا با جذابیتش، اوتو که از کلمه «احمق» متنفره و کن که لکنت زبان داره. این تفاوتها باعث شده کمدی خیلی طبیعی به نظر برسه. بازیها عالیه، مخصوصاً کوین کلاین که با داد و فریادهاش شاهکار کرده. با اینکه بعضی شوخیها ممکنه الان قدیمی به نظر برسه، ولی در کل نویسندگی و اجرای فیلم حرف نداره. کمدیهای مدرن واقعاً نمیتونن چیزی شبیه این بسازن.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه کمدی سبک که بدک نیست، ولی در نهایت از یاد آدم میره. من این فیلم رو وقتی جوونتر بودم، مثلاً ۱۵ یا ۲۰ سال پیش دیدم و خیلی خوشم اومد. اما زمان میگذره و ما هم عوض میشیم؛ دیشب که دوباره دیدمش اونقدرها برام خندهدار نبود. داستان با یه سرقت الماس شروع میشه. دزدها همدیگه رو خوب نمیشناسن و به هم نارو میزنن. الماسها گم میشه و حالا اونا باید هم الماسها رو پیدا کنن و هم تنها شاهدی که میتونه لو شون بده رو بکشن.
فیلم بازیگرای خیلی معروفی داره: جیمی لی کرتیس، جان کلیز، کوین کلاین و... با اینکه نقشهای اصلی مال کلیز و کرتیسه، ولی به نظرم بازیگرای مکمل بهتر بودن. کوین کلاین واقعاً فراتر از انتظار ظاهر شده؛ اون خندهدار و تیزهوشه. اما خود فیلم از نظر فنی خیلی معمولی و حتی ارزونقیمت به نظر میرسه. شوخیها هستن ولی اونجوری نیست که آدم رو از خنده روده بر کنه. این فیلم سال ۸۹ نامزد سه تا اسکار شد و کوین کلاین هم جایزه گرفت، ولی واقعیت اینه که امروز دیگه کمتر کسی یادش مونده. توی حافظه سینمایی موندگار نشده.