سینما پارادیزو

سینما پارادیزو

پسری که در یک روستای بومی در سیسیل بزرگ شده، پس از شنیدن خبر مرگ یک دوست قدیمی، به عنوان یک کارگردان مشهور به خانه بازمی‌گردد. فیلم در قالب فلاش‌بک روایت می‌شود و سالواتوره (Salvatore) خاطرات دوران کودکی و رابطه‌اش با آلفردو (Alfredo)، آپاراتچی سینما پارادیزو را مرور می‌کند. تحت تأثیر پدرانه آلفردو، سالواتوره عاشق فیلم‌سازی می‌شود؛ این دو ساعت‌های زیادی را به بحث درباره فیلم‌ها می‌گذرانند و آلفردو با حوصله مهارت‌هایی را به سالواتوره می‌آموزد که به پله‌ای برای ورود این پسر جوان به دنیای فیلم‌سازی تبدیل می‌شود. این فیلم مخاطب را با تغییرات سینما و زوال حرفه سنتی فیلم‌سازی، تدوین و اکران همراه می‌کند و همچنین رویای یک پسر جوان برای ترک شهر کوچک خود و ورود به دنیای بیرون را به تصویر می‌کشد.

سال انتشار: 1988 کارگردان: Giuseppe Tornatore ژانر: Drama، Romance نویسندگان: Giuseppe Tornatore، Vanna Paoli امتیاز: 8.5

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

یه کمدی-درام قشنگ درباره دوران جوانی یه بچه ایتالیایی در یه شهر کوچک.

2012-11-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

**روح‌نواز** چرا باید تموم می‌شد... این فیلم مثل یه نفس تازه بود. همه‌چیزش اون‌قدر باطراوت و روح‌نواز بود که هیچ‌وقت ازش خسته نمی‌شید. از اون فیلم‌هاییه که می‌تونید بارها و بارها و بارها تماشاش کنید... موسیقی، داستان، بازیگری، کارگردانی، تدوین، همه‌شون دست به دست هم دادن تا این فیلم به یه جواهر تمام‌عیار تبدیل بشه. یکی از بهترین فیلم‌هایی که تا حالا دیدم و خواهم دید؛ نه به خاطر اینکه با بقیه فیلم‌ها فرق داشت یا بهتر نوشته و کارگردانی شده بود، بلکه چون «جادو» بود و تو ذهن آدم موندگار می‌شه. روح فیلم حتی بعد از تیتراژ هم باهاتون می‌مونه. برای همیشه باهاتون می‌مونه. فقط با یادآوری صحنه‌ها، لبخند شخصیت‌ها و موسیقی‌اش، نمی‌تونم جلوی لبخند زدنم رو بگیرم... هر کسی که می‌خواد شادی رو «حس» کنه، باید این فیلم رو ببینه. در یک کلمه: روح‌نوازه!!

2017-05-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

وقتی به سینماتوگرافی فکر می‌کنید، این روزها معمولاً یادتون به سینمای دیجیتال می‌افته. اما در اوایل دهه ۵۰ و ۶۰ و بعد از اون، چیزی به اسم «نگاتیو» یا فیلم وجود داشت. قبل از اینکه دوربین‌ها تصاویر رو دیجیتالی روی کارت حافظه ذخیره کنن، از فیلم استفاده می‌کردن. آپاراتچی‌ها قدیما مجبور بودن پروژکتورها رو با دست بچرخونن (قبل از اینکه مدل‌های اتوماتیک بیاد)، وگرنه فیلم آتیش می‌گرفت. این فیلم درباره دوستی بین یه آپاراتچی و یه پسر بچه عشقِ فیلمه که مکبر کلیسا هم هست؛ پسری که شاید کلاس چهارم باشه. این فیلم عالیه! من زیاد فیلم خارجی (غیر انگلیسی‌زبان) ندیده بودم، در واقع این اولین فیلم خارجی بود که دیدم و چقدر خوشحالم که اولین تجربه‌ام این بود. می‌دونید چرا؟ چون این فیلم فوق‌العاده‌ست! موسیقی متن کوتاهی که داره توسط آهنگسازش بی‌نظیر ساخته شده. ژاک پرن (Jacques Perrin) نسخه بزرگسالی خیلی خوبی برای توتو هست. تنها نقد منفی که دارم، کم‌کاری روی شخصیت «النا» بود. منظورم اینه که اون معشوقه سالواتوره بود تا وقتی که سالواتوره از سربازی برگشت، و بعدش دیگه هیچ خبری ازش نشد. این فیلم یه اثر کلاسیکه و اصلاً خودِ معنای کلاسیکه. هر کسی که فیلم می‌بینه یا قصد داره فیلم‌باز بشه، باید این رو تماشا کنه. دیدنش برای هر دوره و هر نسلی از تماشاگران واجبه.

2017-05-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

**باشکوه.** اولین بار چند سال پیش این فیلم رو دیدم، اما تازه الان بعد از تماشای دوباره‌اش تصمیم گرفتم درباره‌اش بنویسم. برای من، این یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایتالیاست. مثل یه افسانه مدرنه که جنبه‌های جذاب سینما رو بهمون نشون می‌ده و یادآوری می‌کنه که چرا عاشقش هستیم. البته همه‌چیز می‌گذره و سینما هم مراحل زیادی رو پشت سر گذاشته، دگرگون شده و پایان دوران سینماهای کلاسیک بزرگ هم یکی از اون مراحل بود. و حالا؟ پاندمی به ما نشون داد که سینما می‌تونه بدون سالن‌های نمایش هم زنده بمونه. و اگه تولید تلویزیون‌ها و سیستم‌های صوتی رو در نظر بگیریم که روز به روز «سینمایی‌تر» و به‌صرفه‌تر می‌شن، آیا روزی می‌رسه که اتاق نشیمن ما سینمای خصوصی خودمون باشه با تمام کیفیت پرده بزرگ؟ آینده رو کسی نمی‌دونه و همون‌قدر که شگفت‌انگیزه، ترسناکم هست؛ اما بگذریم. هر کسی که سینما رو دوست داره باید این فیلم رو ببینه. دوز بالایی از نوستالژی داره، می‌تونه مخاطب رو تحت تأثیر قرار بده (من رو که حسابی تکون داد) و آدم رو به فکر درباره زندگی وامی‌داره. توضیح دادنش یه کم سخته، فکر می‌کنم از اون فیلم‌هاییه که دست می‌ذاره روی یه نقطه شخصی در وجود هر تماشاگر، و این چیزی نیست که بشه راحت روی کاغذ آورد چون زندگی هیچ دو نفری شبیه هم نیست. همچنین تماشای فیلم‌های مختلفی که روی پرده سینما «پارادیزو» نمایش داده می‌شه لذت‌بخشه؛ ادای احترام‌های خیلی قشنگی به فیلم‌های معروف هستن. تیم بازیگری خیلی قویه. این یکی از بهترین بازی‌های کارنامه فیلیپ نوآره (Philippe Noiret) هست؛ اون‌قدر خوب بازی کرده که می‌تونست اون سال نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد بشه. سالواتوره کاشو (Salvatore Cascio) کوچک هم عالی کار کرده و نقشش کاملاً باورپذیره. انزو کاناواله و مارکو لئوناردی هم فوق‌العاده هستن. کارگردانی تورناتوره (Tornatore) عملاً بی‌نقصه. از نظر فنی هم فیلم چشم‌گیره: علاوه بر بازسازی دقیق دورانی که داستان در اون اتفاق می‌افته، تکامل فنی سینما و تغییرات خودِ منطقه «جیانکالدو» رو در طول زمان به زیبایی نشون می‌ده. انتخاب لوکیشن‌ها هوشمندانه بوده، کار روی آکسسوار، لباس و صحنه با دقت انجام شده و فیلم‌برداری بسیار زیبایی داره. تدوین فیلم هم هیچ ایرادی نداره، مخصوصاً اگه نسخه طولانی (Extended) رو ببینید. انیو موریکونه (Ennio Morricone) با کارش در این فیلم، یکی از بهترین موسیقی متن‌های دوران کاریش رو خلق کرده؛ تک‌تک ملودی‌ها ارزش شنیدن دارن.

2023-04-03