همسایه من، توتورو
دو دختر کوچک، ساتسوکی (Satsuki) ۱۰ ساله و خواهر ۴ سالهاش می (Mei)، به همراه پدرشان به خانهای در روستا نقل مکان میکنند تا به مادر بستریشان نزدیکتر باشند. ساتسوکی و می کشف میکنند که جنگل نزدیک خانه، محل زندگی موجودات جادویی به نام توتوروها (Totoros) است. آنها به زودی با این توتوروها دوست میشوند و ماجراهای جادویی متعددی را تجربه میکنند.
سال انتشار: 1988 کارگردان: Hayao Miyazaki ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: Hayao Miyazaki امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**"کودکی" در یک فیلم.** این فقط کماله – یه راه عالی برای گذروندن وقت و دوباره وصل شدن به دوران جوانیت. همه چیز تو این فیلم فوقالعادهست، اما به خصوص روشی که میتونه حس شگفتی و تخیلت رو برانگیزه. کاش میتونستم اینو تو بچگی ببینم، دلم میخواست توتورو (Totoro) و کتباس (Catbus) رو پیدا کنم، مثل توتورو غرش کنم، یا روی شکمش بخوابم. خب... باید فقط تصورش کنم. جالبه که این فیلم همزمان با Grave of the Fireflies، یکی دیگه از شاهکارهای جیبلی (Ghibli)، اکران شد، که من اون رو درباره از دست دادن معصومیت خلاصه کردم. **این فیلم درباره حفظ معصومیته.**
2020-05-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
(هشدار اسپویلر) از دیدن این داستان ظریف و چندلایه که به خوبی هم برای مخاطبان کودک، مشتاق شخصیتهای دوستداشتنی و تخیل جذاب، و هم برای بزرگسالان با درک عمیقتر از پسزمینه نمادین، مناسب بود، لذت بردم. مثل اکثر فیلمهای میازاکی (Miyazaki)، تمرکز زیادی روی قدرت دنیای طبیعی وجود داشت. هر وقت انسان دنیای طبیعی رو منحرف میکنه، دنیای طبیعی انگار مقاومت میکنه. به نظر میرسه مادر کمتر دیده شده در داستان به دلیل نوعی گسست ذهنی/فیزیکی که احتمالاً با دنیای طبیعی داشته، بیمار است. میازاکی از طریق قدرت منحصر به فرد کودکان برای استفاده از تخیلشان، به ویژه کودکانی که خارج از شهر و در میان طبیعت زندگی میکنند، هدیه منحصر به فردی را نشان میدهد که کودکان برای برقراری مجدد پیوند از دست رفته بین بزرگسالان ناسالم و قدرت شفابخش دنیای طبیعی دارند. من کاملاً تحت تأثیر قرار گرفتم که میازاکی چقدر ظریف این پیوند را بین دو کودک، تخیل آنها و دنیای طبیعی برقرار کرد. توتورو (Totoro)، غول دوستداشتنی و ساکت، استعارهای عالی و غیرمنتظره برای قدرت شفابخش دنیای طبیعی و تخیل دوران کودکی است :)
2020-07-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به طرز تهاجمی بامزه. 'My Neighbor Totoro' یه داستان فوقالعاده دلنشین داره، که از طریق انیمیشنی بیعیب و نقص و زیبا روایت میشه. نوریکو هیداکا (Noriko Hidaka) و چیکا ساکاموتو (Chika Sakamoto) در نقش ساتسوکی (Satsuki) و می (Mei) برجسته هستن، رابطه بین این دو شخصیت خیلی شیرینه. البته تو بعضی قسمتها کمی داد و بیداد میکنن که یه ذره آزاردهنده است، اما این قطعاً جزو "ایرادهای جزئی" محسوب میشه. یه فیلم ساده، که تخیل کودکان رو به بهترین شکل نشون میده. من از کتباس (Catbus) خیلی خوشم اومد. 🐱
2024-01-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بامزه و شیرین. همین.
2024-03-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگرچه شاید داستان اینجا کمی ضعیف باشه، اما این هنوز هم ترکیبی باشکوه از خانواده و فانتزی از انیمیشن دستساز هایائو میازاکی (Hayao Miyazaki) بااستعداده. همه چیز درباره دو خواهر به نامهای "می" (Mei) و "ساتسوکی" (Satsuki) هست که با پدرشون به یه خونه جدید و نسبتاً روستایی سفر میکنن. البته برای دخترا همه اینا یه ماجراجویی بزرگه و هنوز از در وارد نشده متوجه میشن که خونه ساکنان خاص دیگهای هم داره. مسئله اینه که آیا اونا بیخطرن یا نه! خوشبختانه، یه پیرزن از خونه نزدیک خیالشون رو راحت میکنه و به زودی "مادربزرگ" گهگاهی بین مدرسه و ملاقات با مادر بیمارشون تو بیمارستان نزدیک، ازشون مراقبت میکنه.
همونطور که اونا محوطه رو کاوش میکنن، کشف میکنن که اونجا پر از موجودات طبیعی و ماوراءالطبیعه است – و اون موجود همنام فیلم – یه جور هیبرید بین گربه و پاندا – به زودی بخش جداییناپذیری از ماجراهاشون میشه، در حالی که اونا مشتاقانه منتظر برگشت مادرشون به خونه هستن.
سادگی فیلم بود که واقعاً برای من خوب کار کرد. یه خانواده صمیمی با یه زخم روحی در حال جوشش، زمینهای برای موقعیتشون فراهم میکنه، اما این موضوع بر بازی بچهها غلبه نمیکنه. اونا غم رو میشناسن، مطمئناً، اما شادی و عشق رو هم میشناسن؛ یه اتوبوس گربهای جادویی هشتپا (یا شاید ده پا؟) وجود داره و اونا همسایه خجالتیشون رو دارن که از فکر کردن به دخترا هم میترسه! این یه ترکیب دلپذیر از فانتزی، جامعه و خانواده است که مطمئناً ازش لذت میبرید. البته یه چتر با خودتون ببرید!