Big Man on Campus
یک مرد گوژپپشتِ مشکوک، از توی برجِ محل زندگیش توی محوطه دانشگاه یواسالای (UCLA) با تلسکوپ مشغول فضولی است که چشمش به یک دختر خوشگل میافتد. او با شهوت به نگاه کردن به دختر ادامه میدهد تا اینکه میبیند یک نفر دارد به زور دختری را که سعی داشته جلوی کتک خوردن دوستپسرش را بگیرد، هل میدهد. این صحنه گوژپشت را عصبانی میکند و او مثل تارزان با تاب خوردن از طناب به وسط محوطه دانشگاه میپرد و به مردی که دختر را هل داده حمله میکند. گوژپشت بعدش توسط حراست دانشگاه دستگیر میشود و اساتید دانشگاه، یعنی همون دختر خوشگل یعنی کتی و دوستپسرش الکس، او را معاینه میکنند. موقع برگشت به سمت خوابگاه، گوژپشت از ماشین پلیس فرار میکند و الکس، کتی و یکی از اساتید که همراهشان بود یعنی دکتر وبستر، به دنبالش میافتند. او این سه نفر را تا برج خودش میبرد و همهجا را نشانشان میدهد. بعد دکتر وبستر به این نتیجه میرسد که بهتر است آنجا بماند و او به همراه کتی از الکس میخواهند پیش گوژپشت بماند. الکس بعد از یک بحث طولانی بالاخره قبول میکند و زندگی با گوژپشت را شروع میکند. گوژپشت زندگی روی زمین را از دکتر وبستر و استاد دیگری به نام دکتر ژرار یاد میگیرد. الکس و گوژپشت که بعداً خودش را باب مالوگا-لوگا-لوگا-لوگا-لوگا مینامد، بحثها و دردسرهایی با هم دارند، بهخصوص سر کتی، اما بعداً وقتی به باب خبر میرسد که کتی دردسر افتاده و برای کمک به او میرود، رفاقتشان دوباره جوش میخورد؛ البته بعداً معلوم میشود همهچیز سرکاری بوده و او از دست حراست دانشگاه که میخواهند به جرم ورود غیرقانونی به خوابگاه دخترانه دستگیرش کنند، فرار میکند.
سال انتشار: 1989 کارگردان: Jeremy Kagan ژانر: Comedy، Fantasy نویسندگان: Allan Katz امتیاز: 6.0