وقتی هری سالی را دید…
هری (Harry) و سالی (Sally) زمانی با هم آشنا میشوند که سالی پس از فارغالتحصیلی هر دو از دانشگاه شیکاگو، هری را به نیویورک میرساند. فیلم در طول زندگی آنها پیش میرود، در حالی که هر دو به دنبال عشق هستند، اما شکست میخورند و بارها و بارها با یکدیگر برخورد میکنند. سرانجام یک دوستی نزدیک بین آنها شکل میگیرد و هر دو از داشتن دوستی از جنس مخالف لذت میبرند. اما سپس با این مشکل روبرو میشوند: "آیا یک مرد و یک زن میتوانند بدون اینکه رابطه جنسی مانع شود، دوست باشند؟"
سال انتشار: 1989 کارگردان: Rob Reiner ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Nora Ephron امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه کلاسیک جاودانه!
2021-02-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
همونطور که انتظار میرفت، ارزش دیدن رو داشت. «وقتی هری سالی را ملاقات کرد...» یکی از اون فیلمهاست که من خیلی در موردش شنیده بودم، اما بدون اینکه چیز ملموسی از داستانش بدونم، تنها چیزی که در این مورد میدونستم، مکان «کَتز دلیکتسن» (Katz's Delicatessen) بود – حتی نه کل صحنه، فقط اون نقل قول معروف (خارج از متن) از استل راینر (Estelle Reiner). البته به عنوان یه درام کمدی رمانتیک، بیشتر میدونی چی قراره ببینی، اما این فیلم انصافاً چیزهای بیشتری داره؛ من از پرشهای زمانی خیلی خوشم اومد، مثلاً بیلی کریستال (Billy Crystal) در تمام طول فیلم عالیه، خندهدار و حتی در لحظاتی تأثیرگذار. همینطور مگ رایان (Meg Ryan)، طبیعتاً، که من فقط اسمش رو میشناسم؛ به دلایل عجیبی هیچ وقت چهرهاش رو به خاطر نمیسپارم. کری فیشر (Carrie Fisher) و برونو کربی (Bruno Kirby) هم در این بین، نقشهای مکمل قویای برای دو نقش اصلی ایفا میکنن.
2024-01-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه اون صحنه افسانهای تو رستوران نبود – و برای من، اون دنباله دوستداشتنی از زن ناظر میز کناری به پیشخدمت – این فیلم فقط یه کمدی رمانتیک دیگه با ریتم تند و معمولی بود که دیالوگهای فوقالعاده زیادی داشت. همه چیز درباره تکامل رابطه بین "هری" (بیلی کریستال - Billy Crystal) و "سالی" (مگ رایان - Meg Ryan) هست. اونا از خیلی وقت پیش با هم دوست بودن، ولی همیشه ترجیح میدادن با آدمهای دیگه قرار بذارن. حالا واضحاً، همونطور که تو این جشن بدبیاریهای رابطهای پیش میریم، این روش واقعاً جواب نمیده و اونا به سوال همیشگیشون برمیگردن. آیا رابطه جنسی بینشون یه دوستی زیبا رو خراب میکنه؟ داستان تو یه بازه زمانی نسبتاً طولانی اتفاق میافته، و این به راب راینر (Rob Reiner) اجازه میده تا ماهیت اپیزودیک کمدی رو بازنشانی کنه و شریکهای جدیدی رو معرفی کنه تا ما اونا رو دوست داشته باشیم، ازشون خوشمون بیاد یا ازشون متنفر باشیم، چون نقطه اوج داستان به وضوح آفتاب تو آسمون میشه. نویسندگی گاهی اوقات هوشمندانه و مختصر و مفیده، بله، اما فقط بیش از حد زیاده و حتی با اینکه یه شباهتی از شیمی بین رایان و کریستال روی پرده وجود داره، من کل ماجرا رو فقط کمی بیش از حد واضح دیدم. فیلم بدی نیست، و میدونم که اینجا نظرم خیلی در اقلیت هست، اما این واقعاً فقط یه ابزار استاندارد برای دو ستاره با استعداد متوسطه، که یکی از اونا میتونه "بله، بله، بله..." رو به بهترین شکل ممکن انجام بده.
2024-03-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«وقتی هری سالی را ملاقات کرد...» با سرسختی تمام اصرار داره که در میان خستهکنندهترین و بیمغزترین روزمرگیهای قابل تصور زندگی کند و مزخرفات بیاهمیتی که در آنجا پیدا میکند، با عشق در یک فیلم به همان اندازه بیمعنی بافته شده است که سفر بیپایان و خستهکننده یک زوج را به سوی خوشبختی واقعی روایت میکند. این فیلم نظرات زیادی را در طول مسیر خود گنجانده است که به سرعت توسط روندهای مدرن در حال تغییر در دنیایی که کلمات قدیمی مانند جوانمردی و عاشقانه با رابطه جنسی معمولی و ارضای فوری جایگزین شدهاند، منسوخ میشوند. تلاشهای ناامیدکننده برای طنز با موفقیت حتی یک لبخند را هم بر لب نمیآورد و حتی اگر میدانید هری و سالی قرار است با هم باشند، واقعاً برایتان مهم نیست و وقتی بالاخره با هم میخوابند، تنها دلیلی که در آن لحظه علاقه نشان میدهید این است که حتماً به این معنی است که فیلم به زودی تمام میشود و شما به شهر بزرگ و بد بازگردانده میشوید و میتوانید دوباره به خانه برگردید، مطمئن از اینکه ۹۶ دقیقه از زندگیتان کاملاً هدر رفته است.
2025-01-31