Twin Peaks
جسد دختر جوانی به نام لورا پالمر (Laura Palmer) در ساحلی نزدیک شهر کوچک توئین پیکس در ایالت واشینگتن پیدا میشود. مأمور ویژه افبیآی، دیل کوپر (Dale Cooper)، برای تحقیق درباره مرگ عجیب او فراخوانده میشود، اما تنها با شبکهای از رمز و راز روبرو میشود که در نهایت او را به اعماق جنگلهای اطراف و به درون روح خودش میکشاند.
سال انتشار: 1990–1991 کارگردان: ژانر: Crime، Drama، Mystery نویسندگان: Mark Frost، David Lynch امتیاز: 8.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
توئین پیکس همه چی داره. یه سریال تلویزیونی که معما، درام، کمدی، تعلیق و غرابت رو طوری ارائه میده که فقط تعداد کمی از برنامههای تلویزیونی از پسش براومدن. شاید این موفقترین اثر «عامهپسند» دیوید لینچ تا به امروز باشه. داستان توی یه واقعیت موازی میگذره که شوهای تلویزیونی خانوادگی (Soap Operas) دهه هشتاد رو به سخره میگیره. اما در واقع مسخرهشون نمیکنه، بلکه بیشتر بهشون ادای احترام میکنه. شخصیتهای کلیشهای همون رفتارهای بازیگرهای سریالهایی مثل «Days of Our Lives» رو تقلید میکنن. دیوید لینچ و مارک فراست نشون میدن که توی بازی با احساسات مخاطب استادن. توئین پیکس خطوط داستانی ماوراءطبیعی رو با چنان ظرافتی ارائه میده که بیننده رو گیج و معذب میکنه. این سریال احساسات تماشاگر رو برمیانگیزه و این نشونه یه اثر باکیفیته. همین باعث شده توئین پیکس یکی از برنامههای محبوب من باشه. شخصیتها ملموس، کنجکاویبرانگیز و فراموشنشدنی هستن. یکی از بزرگترین جذابیتهای توئین پیکس، شخصیتپردازی اونه. این فقط داستان دختری نیست که کشته شده و لای پلاستیک پیچیده شده. نه، این مجموعهای از داستانهای مختلفه که به هم گره خوردن. از دوستمون کلانتر هری ترومن و رابطهاش با جوزی گرفته، تا ماجراجوییهای آدری هورنِ کارآگاه، و کارهای بابی، شلی و لئو جانسون که توی کماست. اما فراموشنشدنیترین شخصیت، همون شخصیت مرکزیه: قهرمان داستان، مأمور افبیآی دیل کوپر. نقشی که کایل مکلاکلن به بهترین شکل بازی کرده. اون تمرکز اصلی داستانه. مأمور کوپر مامور پرونده قتل لورا پالمر توی شهر کوچک توئین پیکس شده. ورود اون به شهر، مثل ورود خود ما به این فضاست، اما با یه نگاه مثبتِ عجیب. همین باعث میشه مأمور کوپر یه میزبان عالی برای یه فضای وگرنه افسردهکننده باشه. روحیه شاد اون نه تنها به داستان، بلکه به مخاطب هم سرایت میکنه. من هم میتونم با عشق معروف اون به پای گیلاس و قهوه همزادپنداری کنم. اگه بگم داستان شاخه به شاخه میشه، حق مطلب رو ادا نکردم. داستان کلی درباره یه دختر توی شهر کوچیکه که توسط یه قاتل ناشناس کشته شده. افبیآی برای تحقیق میاد، اما از اینجا به بعد همه چی عجیب میشه. ما با آدمفضاییها، کُندههای سخنگو، اتفاقات ماوراءطبیعی، تسخیر روح، زنای با محارم، خیانت، تغییر شکل فیزیکی، تلهپورت، واقعیتهای موازی و یاکوزا روبرو میشیم که همهشون به شکلی عجیب ارائه میشن و باز هم تشنه دیدن بقیهاش میمونی. برای اینکه قضیه جذابتر بشه، من دوست دارم فکر کنم این دنیا نه تنها توی فصل جدید (۲۰۱۷) یا فیلم «Fire Walk With Me» گسترش پیدا کرده، بلکه حتی دنباله فیلم «بزرگراه گمشده» لینچ هم هست. همین عجیب و غریب بودنشه که توئین پیکس رو موندگار کرده. وقتی پای دیوید لینچ وسط باشه، اینها فقط یه سری مسخرهبازی بیهوده نیست. هر چیزی یه استعارهست. حداقل برای بیشتر بخشها... فکر کنم... شاید. این غرابت، سریال رو به جاهای واقعاً تاریک و ترسناکی میبره. و باز هم این چیزیه که سریال رو اینقدر گیرا میکنه. اگه طرفدار کارهای دیوید لینچ هستید، این سریال براتون عالیه. اگه دانشجوی سینما هستید یا طرفدار سریالهای جذاب، حتماً توئین پیکس رو ببینید! داستان عجیب میشه، اما این بخشی از ماهیت کاره. بعضیها انتقاد کردن که سریال خیلی از مسیرش خارج شده یا حوصلهسربره. اما این سریالیه برای کسایی که واقعاً میخوان بشینن و از یه چیزی لذت ببرن. این یه فیلم اکشن پر از انفجار به سبک مایکل بی نیست و ممکنه خیلی از بینندههای معمولی رو پس بزنه. پاش بمونید تا داستانهایی رو ببینید که توی دنیایی با المانهای نبوغآمیز نوآر، وحشت و درام روایت میشن.
2017-08-10