رقصنده با گرگها
ستوان جان دانبار پس از آنکه به طور تصادفی نیروهای اتحادیه را به پیروزی در جنگ داخلی میرساند، قهرمان نامیده میشود. او درخواست اعزام به مرزهای غربی را میدهد، اما آنجا را متروکه مییابد. او به زودی متوجه میشود که تنها نیست و با گرگی که او را «دو جوراب» (Two-socks) مینامد و یک قبیله کنجکاو از سرخپوستان آشنا میشود. دانبار به سرعت با قبیله دوست میشود و زنی سفیدپوست را پیدا میکند که توسط سرخپوستان بزرگ شده است. او به تدریج احترام این مردم بومی را به دست میآورد و سبک زندگی مردمان سفیدپوست را رها میکند.
سال انتشار: 1990 کارگردان: Kevin Costner ژانر: Adventure، Drama، Western نویسندگان: Michael Blake امتیاز: 8.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یکی از محبوبترین فیلمهای تمام دوران زندگیمه. اصلاً یادم نمیاد چند بار دیدمش و باز هم خواهم دید. کوین کاستنر بازی خیرهکنندهای ارائه داده، اما بقیه بازیگرها هم عالی هستن. آدم حس خیلی خوبی از اینکه قوم لاکوتا کی بودن و هستن پیدا میکنه. احترام.
2017-04-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من نسخه طولانی (Extended) این فیلم رو دیدم و فقط باید بگم هر فیلمی که بتونه چهار ساعت طول بکشه و در نهایت به یه توده آشغال خستهکننده تبدیل نشه، لایق تحسین خیلی جدیه. با این حال، «رقصنده با گرگها» واقعاً سبک مورد علاقه من نیست و با اینکه تونست توجهم رو حفظ کنه، فکر نمیکنم دیگه هیچوقت دوباره ببینمش. کاستنر میدونه داره چیکار میکنه و این عالیه، اما یه فیلم چهار ساعته درباره تاریخ آمریکا با المانهای عاشقانه قوی هیچوقت قرار نیست من رو شگفتزده کنه. نمره نهایی: ۳ ستاره - خوشم اومد. شخصاً پیشنهاد میکنم یه بار ببینیدش.
2019-12-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دو تا بازیگر هستن که این سالها واقعاً باهاشون مشکل دارم. یکی تام هنکس و اون یکی کوین کاستنر. روایت یکنواخت و مونوتیپ کاستنر وقتی داره داستان رو از روی دفترچه خاطراتش تعریف میکنه، باعث میشه این داستانِ فوقالعاده زیبا، در خیلی از جاها کُند و خستهکننده بشه. اون نقش «ستوان دانبار» رو بازی میکنه که بعد از یه درگیری خیلی نزدیک با نیروهای کنفدراسیون در طول جنگ داخلی آمریکا، به یه پاسگاه دورافتاده اعزام میشه و اونجا در تنهایی زندگی میکنه و فقط یه گرگ («دو جوراب») همدمشه. تا اینکه یه جنگجوی عبوری موقع حمام کردن اون رو میبینه و پا به فرار میذاره. چیزی که در ادامه میبینیم، یه داستان با ریتم ملایمه که روند شکلگیری رابطه اون با قبیله همسایهاش یعنی «سیو» رو نشون میده. فیلم موسیقی متن موندگار جان باری رو داره که با فیلمبرداری عالی همراه شده و بازی گراهام گرین («پرنده لگدزن») و بقیه بازیگرهای بومی آمریکا هم عالیه. مشکل فقط خودِ کوینه. اون قدرت پشت تولید فیلم بود و قطعاً توی کارگردانی مهارت داشت، اما بازیگریش... خیلی خوابآوره. اون اصلاً حس تنهایی، ترس و شادی رو که شخصیتش با غرق شدن در یه هویت جدید (که گاهی هم خشنه) تجربه میکنه، خوب منتقل نمیکنه. داستان به خوبی نگرشهای غالب هر دو فرهنگ نسبت به همدیگه و شک و بیاعتمادیشون رو نشون میده و اگه نقش «دانبار» رو یه بازیگر وزنهدارتر بازی میکرد، میتونستیم به جای یه فیلم طولانی، یه فیلم موندگار داشته باشیم. با این حال هنوز هم فیلم خوبیه، فقط ستاره فیلم باید انرژی بیشتری میذاشت.
2023-08-26