ادوارد دستقیچی
در قلعهای بر فراز یک تپه، بزرگترین اختراع یک مخترع زندگی میکند؛ ادوارد (Edward)، موجودی که تقریباً یک انسان کامل است. مخترع پیش از آنکه بتواند دستهای ادوارد را کامل کند، از دنیا میرود و به جای دست، قیچیهای فلزی برای او باقی میماند. از آن زمان، ادوارد در تنهایی زندگی کرده تا اینکه بانوی مهربانی به نام پگ (Peg) او را پیدا کرده و به خانه خود دعوت میکند. در ابتدا، همه اهالی محله از او استقبال میکنند، اما به زودی اوضاع رو به وخامت میگذارد.
سال انتشار: 1990 کارگردان: Tim Burton ژانر: Drama، Fantasy، Romance نویسندگان: Tim Burton، Caroline Thompson امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
داستان هیولای فرانکنشتاین رو در نظر بگیرید، خالق متنفر رو ازش حذف کنید و گلهای اون دختربچه رو با یه محله رنگارنگ و پاستلی دوران ریگان جایگزین کنید. با اینکه این فیلم محبوبترین اثر تیم برتون (Tim Burton) برای من نیست، اما حس میکنم این فیلم به بهترین شکل سبک و علایق داستانی اون رو نشون میده.
2014-07-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلی لذتبخش بود. جالبه که آدم چطوری چیزها رو توی ذهنش تصور میکنه. اسم «ادوارد دستقیچی» رو شنیده بودم اما واقعاً چیز زیادی دربارهاش نمیدونستم؛ مثلاً انتظار داشتم فیلم خیلی تاریک و سیاه باشه - احتمالاً فقط به خاطر دیدن پوسترش اینجا و اونجا. اما فیلم خیلی فانتزیتر و بامزهتر از چیزی بود که فکر میکردم، البته از نوع مثبتش. یه جورایی ته دلم دوست داشتم مسیر خلاقانهتر و تاریکتری رو پیش میگرفتن، به جای اینکه فقط روی نوظهور بودن داشتن قیچی به جای دست تکیه کنن؛ هرچند منصفانه بگم، یه جاهایی به جنبههای عمیقتر هم ناخنک میزنن. با این حال، از دیدن روند داستان واقعاً سرگرم شدم. عجیب و در عین حال شگفتانگیز بود. جانی دپ (Johnny Depp) بازیگر بزرگیه و اینجا هم عالیه، مخصوصاً با اون میمیکهای صورت و حرکات بدنش. دیدن وینونا رایدر (Winona Ryder) هم باحال بود، کسی که این اواخر توی سریال «چیزهای عجیب» (Stranger Things) خیلی از بازیش لذت بردم. آلن آرکین و آنتونی مایکل هال هم حضور دارن. ظاهر فیلم همونطور که از تیم برتون انتظار داشتم، خیلی تمیز و خاصه. امضای «بو ولش» (Bo Welch) کاملاً توش دیده میشه؛ محلهاش خیلی شبیه چیزیه که ولش برای فیلم «گربه در کلاه» محصول ۲۰۰۳ ساخته بود - که من واقعاً اون رو هم دوست داشتم. بدون شک ارزش دیدن داره.
2021-01-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
عاشق این فیلمم. انگار یه نسخه غیرشرور از فردی کروگر (Freddy Kruger) هستش. البته پایانش میتونست بهتر باشه.
2023-05-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
وینسنت پرایس (Vincent Price) تمام عمرش رو صرف ساختن ثمره عشقش کرده؛ یک «پسر»، انسانی مصنوعی که فقط دست نداره و به جاش موقتاً دو جفت قیچی داره. متاسفانه، خالق قبل از اینکه بتونه این مشکل رو حل کنه میمیره و «ادوارد» جوان (جانی دپ) در قلعه بلندش تنها میمونه. تنهاست، تا اینکه دایان ویست مهربون («پگ») او رو زیر بال و پر خودش میگیره و به دوستای زیادش معرفی میکنه - از جمله وینونا رایدر («کیم») که در اوج آمادگیه - و همگی متوجه میشن که ادوارد استعداد عجیبی در باغبانی و آرایشگری داره! به زودی او نقل محافل و ورد زبون مردم شهر میشه - اما همیشه یه وصله ناجوره. و البته وقتی یه اتفاق بد میافته - در اینجا سرقتی که براش پاپوش میدوزن - دوستای دمدمیمزاجش خیلی راحت بهش پشت میکنن. این یه داستان تاثیرگذار از معصومیت و انسانیته؛ دپ نقش خودش رو با مهارت، ظرافت و طنز بازی میکنه و نیم ساعت آخر فیلم، نقد تند و تیزی به بیفکری و خودخواهی آدمهاست که هنوز هم بعد از این همه سال مصداق داره. مثل خیلی از داستانهای پریان، ریشه در اخلاقیات درست داره و تیم برتون در ارائه یک تمثیل مدرن، ظریف و لذتبخش که شما رو به یک اندازه میخندونه، به لبخند وامیداره و از شرم به درد میاره، از زمانه خودش جلوتره.
2023-08-26