پدرخوانده: بخش ۳

پدرخوانده: بخش ۳

در آخرین قسمت از سه‌گانه پدرخوانده، Don Michael Corleone (دون مایکل کورلئونه) که اکنون سالخورده شده، تلاش می‌کند تا فعالیت‌های خانواده جنایتکار خود را قانونی کرده و خود را از دنیای خشن زیرزمینی بیرون بکشد، اما جاه‌طلبی‌های جوانان مانع او می‌شود. در حالی که او سعی دارد امور مالی خانواده کورلئونه را با واتیکان پیوند بزند، باید با دسیسه‌های گانگستری تشنه‌تر که به دنبال برهم زدن نظم موجود مافیاست و همچنین رابطه عاشقانه محافظ جوانش با دخترش دست و پنجه نرم کند.

سال انتشار: 1990 کارگردان: Francis Ford Coppola ژانر: Crime، Drama نویسندگان: Mario Puzo، Francis Ford Coppola امتیاز: 7.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

واو، این فیلم واقعاً در مقایسه با دو قسمت اول ضعیف‌تره. داستان که روی دوران پیری «مایکل» (Al Pacino) تمرکز داره، بیشتر شبیه به یک سریال اپیزودیک یا حتی عامه‌پسند (Soap Opera) شده. اون مصممه که قانونی بشه، از خانواده‌اش مراقبت کنه و با وجود توطئه‌های «دون آلتوبلو» (Eli Wallach) و دار و دسته‌اش که می‌خوان ترورش کنن و تاج و تخت کورلئونه رو صاحب بشن، زنده بمونه. Talia Shire در نقش خواهرش «کانی» خیلی خوب بازی کرده، اما Andy Garcia در نقش «وینسنت» (پسر سانی که کشته شد) با اون رفتارای چاپلوسانه‌اش واقعاً رو مخ بود. این فیلم واقعاً جای خالی بازیگرای مکمل قوی قبلی رو حس می‌کنه. خبری از Robert Duvall نیست؛ Diane Keaton هم (با اون جواهرات واقعاً زشتش) حضور خیلی کمی داره و کل فیلم همین‌طوری پیش می‌ره تا به یک پایان غم‌انگیز می‌رسه که اصلاً در حد و اندازه داستان فوق‌العاده Puzo یا شخصیت‌پردازی‌های جذاب قبلی نبود. ظاهر فیلم عالیه و تولید درجه یکی داره، اما داستانش اصلاً با بقیه قسمت‌ها قابل مقایسه نیست.

2022-04-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

**_مایکل کورلئونه به دنبال رستگاریه، در حالی که یک جوان جویای نام بیزنس‌های خلاف رو به دست می‌گیره_**

فیلم «پدرخوانده: قسمت سوم» محصول ۱۹۹۰ به کارگردانی Francis Ford Coppola (فرانسیس فورد کوپولا)، با بازی Al Pacino (آل پاچینو) در نقش دون مایکل کورلئونه سالخورده در سال ۱۹۷۹ روایت می‌شه. او سعی داره فعالیت‌هاش رو در نیویورک و ایتالیا قانونی کنه و بابت گناهانش توبه کنه. او مربی برادرزاده‌اش، Vincent Mancini (اندی گارسیا) می‌شه، در حالی که سعی می‌کنه دختر نوجوانش، مری (Sofia Coppola)، رو از او دور نگه داره.

بازیگران اصلی: Diane Keaton در نقش کی، همسر سابق مایکل، و Talia Shire در نقش کانی، خواهرش، دوباره حضور دارن. Franc D'Ambrosio نقش آنتونیو، پسر مایکل رو بازی می‌کنه که می‌خواد دانشکده حقوق رو رها کنه و خواننده اپرا بشه. George Hamilton در نقش بی.جی هریسون بازی می‌کنه که در واقع جایگزین تام هاگن (Robert Duvall) به عنوان مشاور مالی و وکیل ارشد مایکل شده. Eli Wallach نقش یک دون پیر و Joe Mantegna نقش گانگستری رو بازی می‌کنه که مایکل بعد از نیمه‌بازنشستگی، مسئولیت «ایتالیای کوچک» رو بهش سپرده. Raf Vallone نقش یک کاردینال مشکوک و Bridget Fonda نقش یک خبرنگار رو در نقشی کوتاه بازی می‌کنن.

قسمت سوم از نظر لحن و کیفیت با قسمت دوم برابری می‌کنه، اما من به این یکی از نظر ارزش سرگرمی امتیاز بیشتری می‌دم. مایکل (پاچینو) اینجا ابعاد انسانی خیلی بیشتری داره، برخلاف تصویر خشک و یکنواختش در قسمت دوم. سکانس‌های اعتراف به گناه پیش یک کشیش در باغ واتیکان و بعداً صحنه‌های با کی در سیسیل نمونه‌های خوبی هستن. هایلایت‌های دیگه‌ای هم در دراما وجود داره، مثل صحنه ورود به خانه وینسنت، قتل‌عام آتلانتیک سیتی، ترور در جشنواره خیابانی و کل سکانس پایانی اپرا که اجرای نمایش رو با حملات خشونت‌آمیز مختلف و پیامدهاش ترکیب می‌کنه.

Andy Garcia خون تازه و شور و حال خاصی به این سه‌گانه آورده، سوفیا هم در نقشی نسبتاً کوچک خوب ظاهر شده. اول قرار بود Winona Ryder این نقش رو بازی کنه، اما چون مریض بود نتونست و فرانسیس در لحظه آخر دخترش رو انتخاب کرد که به نظرم برای این نقش مناسبه. واقعاً کسی فکر می‌کنه وینونا رایدر می‌تونست این نقش حاشیه‌ای رو بهتر بازی کنه؟ من قبل از دیدن فیلم کلی انتقاد مسخره درباره بازی سوفیا شنیده بودم و منتظر یک فاجعه بودم، اما اصلاً این‌طور نبود. اون برای نقش یک شخصیت فرعی که یک نوجوان بی‌تجربه، کمی خجالتی و لوسه، کارش رو خوب انجام داد. خطاب به اون‌هایی که کورکورانه دنبال موج انتقادهای احمقانه راه افتادن: دهنتون رو ببندید و برید دنبال زندگیتون!

پیام اخلاقی داستان کاملاً واضحه: انتخاب زندگی در جرم و جنایت سازمان‌یافته نتیجه‌ای جز یک زندگی غم‌بار با قلبی شکسته و مرگ زودهنگام اطرافیانت نداره. نیازی به گفتن نیست که زندگی به اندازه کافی سخت هست، پس نباید سراغ این مسیر احمقانه رفت.

حرف آخر: این یک درام جنایی ارزشمنده که لحظات درخشان زیادی داره، اما در حد فیلم اول نیست که به تنهایی یک شاهکاره. اگه طرفدار دو فیلم اول هستید، دیدن این یکی تقریباً واجبه. شاید اون عظمت هیجان‌انگیز فیلم اول رو نداشته باشه، اما تقریباً با دومی برابره، هرچند من این یکی رو کمی بیشتر دوست دارم.

زمان فیلم ۲ ساعت و ۴۲ دقیقه (یا ۲ ساعت و ۵۰ دقیقه در نسخه طولانی‌تر) است و در سیسیل و جاهای مختلف ایتالیا از جمله واتیکان، نیویورک، آتلانتیک سیتی و دریاچه تاهو فیلمبرداری شده. نویسندگان: کوپولا و ماریو پوزو. نمره: +B

2023-07-09