زن زیبا
ادوارد لوئیس (Edward Lewis) به دلیل ثروت بیکران و ظاهر جذابش، ظاهراً میتواند هر زنی را که بخواهد داشته باشد؛ او به یک همراه دائمی نیاز دارد تا در رویدادهای اجتماعی در کنارش باشد و به پیشبرد اهدافش به عنوان یک غارتگر شرکتها کمک کند. با این حال، او بیشتر از آنکه به زنان اهمیت دهد، با شریک جرم و وکیل ده سالهاش، فیلیپ استاکی (Philip Stuckey)، بر روی تصاحب شرکتها تمرکز میکند؛ به طوری که تمام زنانی که در زندگیاش بودهاند احساس نادیده گرفته شدن کرده و در نهایت او را ترک کردهاند، حقیقتی که او تازه در حال درک آن است. در بورلی هیلز، ادوارد که برای تصاحب شرکت جیمز مورس (James Morse) ورشکسته به یک همراه نیاز دارد، طی یک برخورد اتفاقی، تصمیم میگیرد ویوین وارد (Vivian Ward)، یک زن خیابانی در بلوار هالیوود را استخدام کند تا به مدت یک هفته و به صورت ۲۴ ساعته همراه او باشد. او این کار را انجام میدهد چون به دنبال یک فرد حرفهای است که به کارش متعهد باشد، اما بعد از پایان هفته هیچ تعهدی نسبت به او نداشته باشد. فرای این برخورد اتفاقی، او همچنین به این دلیل این تصمیم را میگیرد که ویوین از جنبههای خاصی او را غافلگیر میکند و شبیه به دیگر زنان خیابانی نیست. ویوین که در لسآنجلس و این حرفه تازهکار است، هنوز باید ظاهر و رفتار مناسبی داشته باشد؛ ادوارد علاوه بر پرداخت پول، او را تا حد زیادی به حال خود میگذارد تا خودش را آماده کند. در این میان، او یک مربی غیرمنتظره به نام بارنی تامپسون (Barney Thompson)، مدیر هتل بورلی ویلشر، پیدا میکند. بارنی باید مرز باریکی را بین راضی نگه داشتن مشتریان سطح بالای هتل و حفظ وقار اشرافی آن رعایت کند، که طبیعتاً شامل پذیرش افرادی که به دنبال اتاقهای ساعتی هستند نمیشود. همانطور که بارنی و همکارانش ویوین را به یک سیندرلا تبدیل میکنند، این سوال پیش میآید که آیا ویوین میتواند به زندگی قبلیاش در بلوار هالیوود برگردد و آیا شاهزاده رویاهای او فرای این یک هفته، در قالب ادوارد یا هر کس دیگری که او را واقعاً به چشم سیندرلا میبیند، ظهور خواهد کرد یا خیر.
سال انتشار: 1990 کارگردان: Garry Marshall ژانر: Comedy، Romance نویسندگان: J.F. Lawton امتیاز: 7.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه نسخه خیابونی از پیگمالیون! ادوارد لوئیس مرد خیلی ثروتمندیه، اما همونطور که همه میدونن، پول همهچیز نیست. وقتی یه رابطه شکستخورده دیگه هم به لیست ناکامیهاش اضافه میشه، ادوارد با این احتمال روبرو میشه که باید یه هفته شلوغ کاری و اجتماعی رو به تنهایی بگذرونه. اینجاست که با ویوین وارد آشنا میشه؛ یه زن خیابانی پرانرژی که با روحیات شاد و بیخیالش ادوارد رو تحت تاثیر قرار میده و برای همراهی تو اون هفته استخدام میشه. هفتهای که بعیده هیچکدومشون فراموشش کنن.
یه زمانی مد شده بود که به بازی ریچارد گییر (Richard Gere) و جولیا رابرتس (Julia Roberts) حمله کنن؛ مخصوصاً کسایی که از این دوتا بازیگر خوششون نمیاومد، مدام میگفتن این فیلم هم یکی دیگه از اون کمدی-رمانتیکهای کلیشهای دهه ۸۰ هست که فقط برای خوشایند مردم ساخته شده. انگار خیلیا نمیتونن درک کنن چرا «زن زیبا» سال ۱۹۹۰ اینقدر محبوب شد. فیلم گری مارشال (Gary Marshall) چهارمین فیلم پرفروش سال ۹۰ بود و دوباره ژانر فیلمهای عاشقانه رو سر زبونها انداخت. پس تمام کسایی که از این فیلم بدشون میآد، بهتره با این واقعیت کنار بیان!
از همون تیتراژ اول که آهنگ «The King Of Wishful Thinking» پخش میشه، آدم میفهمه با چه سبکی طرفه. بله، کل ساختار و داستان فیلم یه جور فانتزی و رویاپردازیه؛ آخه کی واقعاً فکر میکنه زنهای خیابونی ظاهر و رفتاری مثل جولیا رابرتس دارن؟ اما اگه با انتظاری غیر از دیدن یه افسانه مدرن شبیه «بانوی زیبای من» (My Fair Lady) سراغ این فیلم اومدید، مشکل از خودتونه. نکته جالب اینجاست که فیلم فرای شاد کردن دل بیننده، حرفهای دیگهای هم برای گفتن داره. مارشال با کمک نویسندهاش، خیلی هوشمندانه نشون میده که ادوارد هم به نوعی مثل ویوین یه «کاسب» و دلاله، با این تفاوت که ادوارد خیلی ثروتمنده و جایگاه اجتماعی بالایی داره.
شیمی بین رابرتس و گییر عالیه، واسه همین اصلاً عجیب نبود که سال ۹۹ دوباره تو فیلم «عروس فراری» (Runaway Bride) کنار هم بازی کردن. بازیگرهای مکمل هم مثل هکتور الیزوندو (Hector Elizondo) در نقش مدیر هتل، فوقالعاده به فیلم کمک کردن. فیلم پر از لحظات شادیه که آدم رو یاد دوران طلایی کمدیهای کلاسیک و عشقهای غیرمنتظره میندازه. درسته که فیلم گاهی بیش از حد شیرین میشه و پایانش هم از اول معلومه، اما اگه میخواید یه وقت آروم و لذتبخش داشته باشید، میفهمید چرا این فیلم اول دهه ۹۰ اونقدر ترکوند. ۸/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه پیگمالیون خیابونی؟ ادوارد لوئیس مرد خیلی ثروتمندیه، اما پول همهچیز نیست. وقتی یه رابطه دیگه هم تو زندگیاش شکست میخوره، ادوارد باید یه هفته پر از مراسمهای مختلف رو تنها بگذرونه. اما برخوردش با ویوین وارد، یه زن خیابانی سرزنده، همهچیز رو عوض میکنه. ویوین با انرژی مثبتش ادوارد رو جذب میکنه و برای یه هفته همراهی استخدام میشه؛ هفتهای که زندگی هردوشون رو تغییر میده.
خیلیها به بازی ریچارد گییر و جولیا رابرتس انتقاد کردن، مخصوصاً اونایی که با ژانر کمدی-رمانتیک دهه ۸۰ مشکل دارن. اما واقعیت اینه که این فیلم سال ۱۹۹۰ چهارمین فیلم پرفروش باکسآفیس شد و دوباره تب فیلمهای رمانتیک رو داغ کرد. ساختار داستان کاملاً فانتزیه و نباید انتظار واقعگرایی داشت. این فیلم یه جور «بانوی زیبای من» مدرنه. مارشال و نویسندهاش خیلی خوب نشون دادن که ادوارد هم به نوعی یه دلاله، فقط تو یه سطح لوکستر. شیمی بین دو بازیگر اصلی عالیه و هکتور الیزوندو هم در نقش مدیر هتل بینظیره. فیلم پر از حس خوب و لحظات نوستالژیکه. با اینکه پایانش قابل پیشبینیه، اما هنوز هم دیدنش لذتبخشه. ۸/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«من و تو خیلی شبیه هم هستیم ویوین. جفتمون برای پول آدمها رو دور میزنیم.» ریچارد گییر همیشه نقش آدمهای پولدار و ازخودراضی رو خیلی خوب بازی کرده، اما هر کاری میکنم نمیتونم با جولیا رابرتس تو این نقش کنار بیام. به نظرم انتخابش برای این نقش اصلاً درست نبود. بازیاش خوبه، اما این نقش بهش نمیخوره. خب، همیشه که همهچیز عالی پیش نمیره.
2021-04-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**بازیهای درخشان و کارگردانی باتجربه، یه کلاسیک کمدی-رمانتیک ساخته که پر از جذابیت و اصالته.** بیدلیل نیست که این فیلم یه اثر کلاسیک شده! جولیا رابرتس و ریچارد گییر با ظرافت و صداقت تمام، شخصیتهایی رو به تصویر میکشن که پر از دردهای عاطفی هستن. داستان «زن زیبا» شاید بارها گفته شده باشه، اما با تجربه گری مارشال و بازیهای خوب بازیگرا، داستان خیلی واقعی و دلنشین از آب دراومده. من خودم خیلی طرفدار کمدی-رمانتیک نیستم، اما این فیلم واقعاً دوستداشتنی بود. بازیگرهای مکمل در نقش کارکنان هتل هم یه لایه دیگه از جذابیت و مهربونی به فیلم اضافه کردن. فیلم مخاطب رو کاملاً با خودش همراه میکنه تا شاهد رشد و چالشهای شخصیتها باشه. این فیلم استاندارد کمدی-رمانتیک رو خیلی بالا برد.
2022-12-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلیها از این فیلم متنفرن چون میگن تنفروشی رو واقعی نشون نداده. خیلیهای دیگه هم میگن به زنها توهین شده و بحثهای سیاسی راه میندازن و... واقعاً خستهکننده است! این فقط یه فیلمه! وظیفهاش این نیست که واقعیت رو نشون بده، وظیفهاش سرگرم کردنه! اصلاً خیلی وقتها فیلمها ساخته میشن تا برعکس واقعیت رو نشون بدن که بتونیم از دنیای واقعی فرار کنیم. هر چقدر میخواید بد بگید، اما واقعیت اینه که فیلم سرگرمکننده و مفرحیه. اگه دنبال یه درام تلخ و سیاه درباره تنفروشی هستید، برید «راننده تاکسی» (Taxi Driver) رو ببینید. من وقتی نشستم پای «زن زیبا»، دنبال یه درام سیاه نبودم، دلم یه فیلم شاد میخواست که سرگرمم کنه. کسایی که از غیرواقعی بودن فیلم شکایت میکنن، انگار اصلاً نمیدونن دارن چی میبینن. مگه میشه یه درام تلخ و واقعی ساخت و بعد اسمش رو گذاشت کمدی-رمانتیک؟ این دوتا با هم جور در نمیآن. فیلم همون چیزیه که ادعا میکنه: یه کمدی-رمانتیک. پس به عنوان همون چیزی که هست ببینیدش و لذت ببرید.
2023-01-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«لوئیس» (ریچارد گییر) یه تاجر بیرحمه که عاشق معاملههای پرسوده و براش مهم نیست کارش چه تاثیری روی بقیه میذاره. اون وارد شهر میشه و با «ویوین» (جولیا رابرتس) آشنا میشه. از هم خوششون میآد و ادوارد تصمیم میگیره ویوین پیشش بمونه تا تو چندتا مهمونی رسمی همراهیش کنه؛ فقط کافیه لبخند بزنه و حرف نزنه! برای همین بهش کارت اعتباری میده تا بره خرید و ظاهرش رو عوض کنه، و اینجاست که میفهمیم ویوین اونقدرها هم که فکر میکردیم ساده نیست. ادوارد با وجود تمام سختگیریهاش، کمکم عاشقش میشه. داستان ساده و قابل پیشبینیه، اما شیمی بین گییر و رابرتس عالیه. هکتور الیزوندو هم در نقش مدیر هتل خیلی خوب بازی کرده. اون صحنه فروشنده مغازه که از روی ظاهر قضاوت کرد و یه پورسانت تپل رو از دست داد هم که دیگه فراموشنشدنیه. فیلمنامه کوتاهه اما شوخیهای خوبی داره و جامعهای رو نقد میکنه که بدون شناخت، آدمها رو قضاوت میکنه. رابرتس یه شخصیت شیطون و دوستداشتنی رو ارائه داده که انگار واقعاً جاش توی اون لیموزینهای کشیده است. فیلم خیلی سرگرمکنندهایه.
2024-06-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم کاملاً معمولی. دیالوگها شاید نسبت به زمان خودش کمی جلوتر بود، اما در کل فیلم خیلی احساسی و کلیشهایه. بازیگرها کاریزمای خوبی دارن، اما تو یه داستان به این سادگی، نقشهاشون خیلی تخت و مقوایی از آب دراومده. نمیدونم افسانههای مدرن رو چطوری باید خوب ساخت، اما اکثر فیلمهایی که تو این سبک دیدم از این بهتر بودن. ۶/۱۰
2024-07-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«زن زیبا» فیلم درخشانی هست که زیر لایه کمدی و شادش، یه جنبه تلخ و جدی هم داره. مثلاً اونجایی که استاکی سعی میکنه از ویوین سوءاستفاده کنه و نزدیک بود بهش تجاوز بشه، تاریکی دنیای ویوین رو به خوبی نشون میده. با این حال، بخشهای عاشقانه و کمدی خیلی خوب با هم ترکیب شدن. هرچند رابطه ادوارد و ویوین در ابتدا خیلی خوب شکل میگیره، اما بعد از اینکه معلوم میشه این دوتا تحت هر شرایطی به هم میرسن، داستان دیگه جای جدیدی برای رفتن نداره.
2025-10-04