Boyz n the Hood

Boyz n the Hood

تصویرسازی جان سینگلتون (John Singleton) نویسنده و کارگردان از مشکلات اجتماعی در محله‌های فقیرنشین لس‌آنجلس، در قالب داستان سه دوست که با هم در «محله» بزرگ می‌شوند، روایت می‌شود. برادران ناتنی، دابوی (Doughboy) با بازی آیس کیوب و ریکی بیکر (Ricky Baker) با بازی موریس چسنات، شخصیت‌های متضادی دارند و رویکردهای بسیار متفاوتی را نسبت به زندگی سختی که با آن روبرو هستند، ارائه می‌دهند. ریکی یک ورزشکار نمونه است که به دنبال بورسیه فوتبال در دانشگاه USC و نجات یافتن از طریق ورزش است، در حالی که دابوی تسلیم خشونت، الکل و جنایت‌های محیط اطرافش می‌شود، اما همچنان حس غرور و مرام خاص خود را حفظ می‌کند. در میان این دو، دوستشان تری استایلز (Tre Styles) با بازی کوبا گودینگ جونیور قرار دارد که خوش‌شانس است پدری به نام فیوریوس استایلز (Furious Styles) با بازی لارنس فیشبرن دارد تا به او بیاموزد که قدرت شخصیت لازم برای انجام کار درست را داشته باشد و همیشه مسئولیت کارهایش را بپذیرد.

سال انتشار: 1991 کارگردان: John Singleton ژانر: Crime، Drama نویسندگان: John Singleton امتیاز: 7.8

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

ریک، الان دهه نوده. دیگه نمی‌تونیم از آدمای خودمون بترسیم پسر. ۱۹۹۱: «از هر بیست و یک مرد سیاه‌پوست آمریکایی، یک نفر در طول زندگی‌اش به قتل می‌رسد» «بیشتر آن‌ها به دست یک مرد سیاه‌پوست دیگر کشته می‌شوند».

«صلح را بیشتر کنید» پیام پایانی فراخوان قدرتمند، هوشمندانه و تاثیرگذار جان سینگلتون (John Singleton) برای آرامش در جنوب مرکزی لس‌آنجلس است. کسانی که فیلم را ندیده‌اند اغلب به اشتباه فکر می‌کنند فیلمی است که خشونت را ستایش می‌کند، اما اولین فیلم سینگلتون ما را به جنوب مرکزی می‌برد و با روایت ساده داستان، ما را همان‌جا نگه می‌دارد. خبری از حقه‌بازی‌های سینمایی یا ژست‌های اخلاقی گل‌درشت از سوی کارگردان (و نویسنده) نیست؛ فقط نگاهی بی‌تکلف به زندگی در یک گتوی مدرن.

داستان سه نوجوان سیاه‌پوست را دنبال می‌کند که در آستانه بزرگسالی، به آینده‌شان فکر می‌کنند. برادران، دابوی (Ice Cube) و ریکی بیکر (Morris Chestnut) و بهترین دوستشان تری استایلز (Cuba Gooding Jr)، هر کدام نگرانی‌های معمولِ پشت سر گذاشتن دوران نوجوانی را دارند. پدر و مادر، دخترها، شغل، و اینکه دوباره به زندان برنگردند! اما این یک درام معمولیِ بلوغ نیست؛ ما شاهد محله‌ای هستیم که این پسرها در آن زندگی می‌کنند. جایی که یک رفتن ساده به مغازه می‌تواند به قیمت جانت در یک تیراندازی خیابانی تمام شود. جایی که کسانی که مشتاق یادگیری و انجام تکالیفشان هستند، تمرکزشون با صدای مداوم شلیک گلوله و آژیرهایی که شب‌های جنوب مرکزی را پر کرده، از بین می‌رود.

اگرچه می‌توان سینگلتون را متهم کرد که برخی از شخصیت‌هایش را بیش از حد قدیس‌گونه نشان داده، اما باید او را بخشید چون این در نهایت یک فیلمِ «پیام‌دار» است. علاوه بر این، تصویر او از این محله خاص از خاطرات صادقانه‌اش نشأت گرفته، چون خودش زمانی جوانی در جنوب مرکزی لس‌آنجلس بوده. یکی از برگ‌های برنده فیلم همین‌جاست؛ سینگلتون از طریق مشاهدات خودش، از ساکنان «محله» می‌خواهد که مسئولیت کارهایشان را بپذیرند. چیزی که به لطف تاملات عمیق پدر تری (با بازی فوق‌العاده و کنترل‌شده‌ی لارنس فیشبرن) اعتبار داستانی پیدا می‌کند.

وقتی تنش‌های انباشته شده با تراژدی اجتناب‌ناپذیری که همه باید منتظرش باشند منفجر می‌شود، ضربه‌اش مثل پتکی است که به استخوان می‌خورد. نه با خون‌ریزی بیهوده برای تاثیرگذاری، بلکه با نشان دادن عواقبی که یک خانواده را در بر می‌گیرد. این فیلم یکی از تاثیرگذارترین و کوبنده‌ترین صحنه‌های سینمای دهه ۹۰ را خلق می‌کند، صحنه‌ای که وقتی دیده شود، به سختی از حافظه پاک می‌شود. سینگلتون می‌توانست داستان را همان‌جا تمام کند، اما فراتر می‌رود، عواقب را بسط می‌دهد و ما را همراه با شخصیت‌ها به نتیجه‌گیری نهایی «صلح را بیشتر کنید» می‌برد. این فیلم را با القاب مختلفی صدا کرده‌اند، از یک فیلم آموزشی گرفته تا مهم‌ترین فیلم سیاه‌پوستان آمریکایی که تا به حال ساخته شده. من با نظر دوم موافقم. ۹/۱۰

2019-05-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

جان سینگلتون (John Singleton) واقعاً سبک مورد علاقه من نیست. منظورم اینه که فیلم سال ۹۱ اکران شد اما تا وقتی که از شبکه HBO پخش نشد، توی اون منطقه‌ای که من بزرگ شدم خیلی دیده نشد. با این حال فیلم «عدالت شاعرانه» (Poetic Justice) دیده شد و وقتی بالاخره نشستم پای «پسران محله»، توقعم خیلی پایین بود. راستش فکر می‌کردم مثل «عدالت شاعرانه» کاملاً بی‌هدف باشه. و آره، از فیلم «آموزش عالی» (Higher Learning) که قبل از این دیده بودم خوشم اومد، اما هنوز حس می‌کردم کارگردان داره انگشت اتهام رو به سمت سفیدپوست‌ها می‌گیره و به بیننده می‌گه که ما همه شرور هستیم و علت تمام مشکلات دنیاییم. پس با این ذهنیت رفتم سراغ فیلم که قراره با یه اثر نژادپرستانه اما خوش‌ساخت روبرو بشم. اما اینطور نبود.

واقعیت اینه که فیلم فوق‌العاده بود. و صادقانه بگم، اولین فیلمی بود که درباره باندها و گنگ‌ها می‌دیدم که از زاویه دید پلیس نبود و در عین حال اون‌ها رو ستایش نمی‌کرد. و هنوز هم یکی از معدود فیلم‌های گنگستریه که دیدم و سبک زندگی اون‌ها رو جذاب نشون نمی‌ده. می‌دونم که این دو تا کاملاً با هم فرق دارن، اما فیلم جوری بود که انگار داره به موضوع گنگ‌ها با رویکردی شبیه «پدرخوانده» نگاه می‌کنه... و جواب هم داد. عالی جواب داد. شما هم می‌تونید با شخصیت‌ها همذات‌پنداری کنید - هرچند شاید نباید این حرف رو بزنم - و هم ببینید که فرهنگ گنگستری چیز وحشتناکیه. برخلاف «عدالت شاعرانه»، این فیلم حرفی برای گفتن داره. و برخلاف «آموزش عالی»، انگشت اتهام نژادپرستانه به سمت کسی نمی‌گیره. واقعاً به مسائل می‌پردازه و داستان تعریف می‌کنه و راستش، تماشا کردنش یعنی عاشقش شدن.

2023-01-14