Hook
پیتر پن (Robin Williams) بزرگ شده و اکنون یک وکیل بیرحم در زمینه ادغام و تملک شرکتهاست و با مویرا (Caroline Goodall)، نوه وندی (Maggie Smith)، ازدواج کرده است. کاپیتان جیمز هوک (Dustin Hoffman) فرزندان او، جک (Charlie Korsmo) و مگی (Amber Scott) را میرباید و پیتر به همراه تینکربل (Julia Roberts) به نورلند (Neverland) بازمیگردد. او باید با کمک تینکربل و «پسران گمشده»، دوباره به یاد آورد که چگونه پیتر پن باشد تا بتواند با نبرد دوباره با کاپیتان هوک، فرزندانش را نجات دهد.
سال انتشار: 1991 کارگردان: Steven Spielberg ژانر: Adventure، Comedy، Family نویسندگان: J.M. Barrie، James V. Hart، Nick Castle امتیاز: 6.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چی میشد اگه پیتر پن بزرگ میشد و یادش میرفت کی بوده؟ چی میشد اگه برمیگشت به نورلند؟
فیلم «هوک» محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، با بازی رابین ویلیامز در نقش یک وکیل آمریکاییه که بعد از دزدیده شدن دو بچهاش در لندن توسط کاپیتان هوک (داستین هافمن)، مجبوره به جزیره نورلند بره. اونجا با تینکربل پری (جولیا رابرتز)، دزدای دریایی و یه گروه از پسرای گمشده به رهبری روفیو (دانته باسکو) ماجراهای عجیبی رو پشت سر میذاره؛ در همین حال، هوک هم سعی میکنه دل بچههای پیتر رو به دست بیاره. مگی اسمیت و گوئینت پالترو هم به ترتیب نقش پیری و جوونیِ وندی رو بازی میکنن.
این یه فیلم ماجراجویی/فانتزی/کمدی خانوادگیه که از همون جنس فیلمایی مثل «جادوگر شهر آز» (۱۹۳۹)، «چیتی چیتی بنگ بنگ» (۱۹۶۸)، «ویلی وانکا و کارخانه شکلاتسازی» (۱۹۷۱)، «مجموعه حوادث ناگوار» (۲۰۰۴) و «به سوی جنگل» (۲۰۱۴) ساخته شده؛ فقط مثل بعضی از اونا موزیکال نیست، هرچند یکی دو تا آهنگ توش شنیده میشه. بسته به سلیقهتون، «هوک» نه بهتر و نه بدتر از این فیلماست (البته «جادوگر شهر آز» که کلاً تو یه سطح دیگهست). با اینکه من عاشق فیلمای شمشیرزنی جدی هستم، پیتر پن همیشه برای سلیقه من زیادی بچگونه و فانتزی بوده. جالبه چون من خودم «سندرم پیتر پن» دارم، چیزی که اسپیلبرگ هم اعتراف کرده داره؛ و همسرم هم «تضاد وندی» داره (میتونید سرچ کنید چی هستن).
طرفدارای پیتر پن قطعاً بیشتر از من از این فیلم خوششون میاد. با این حال، فیلم توسط کلی آدم بااستعداد ساخته شده و لحظات واقعاً خندهداری داره (من خودم حداقل چهار بار بلند بلند خندیدم). شخصیت هوک با بازی هافمن واقعاً موندگاره. رابرتز هم در نقش تینکربل به طرز غافلگیرکنندهای خوبه، ولی کاش روی زیباییاش بیشتر تاکید میکردن. حالا که حرفش شد، فیلم به جذابیت زنانه بیشتری نیاز داشت؛ حتی سازندههای «چیتی چیتی بنگ بنگ» هم میدونستن که باید یه ذره از این چاشنی رو اضافه کنن.
هم اسپیلبرگ و هم ویلیامز سکانسهای اول و آخر فیلم رو دوست داشتن، ولی درباره بخش طولانی وسط فیلم که در نورلند میگذره و بدنه اصلی فیلم رو تشکیل میده، تردیدهایی داشتن. ویلیامز اعتراف کرده بود که در نورلند احساس سردرگمی میکرده، احتمالاً چون خیلی سریع از یه ماجرا به ماجرای دیگه پرتاب میشده. اما دکورهای فیلم که مال دوران قبل از جلوههای کامپیوتری (CGI) هستن، خیلی رنگارنگ و خلاقانهان؛ در کل فیلم سرگرمکننده و پرانرژیایه. فقط پیتر پن مدل من نیست.
زمان فیلم ۲ ساعت و ۲۲ دقیقهست (که یکم طولانیه). نویسندهها: جیمز وی. هارت، نیک کسل و مالیا اسکاچ مارمو فیلمنامه رو بر اساس مفاهیم آثار جی. ام. باری، مخصوصاً «پیتر و وندی» (۱۹۱۱) نوشتن. باکس آفیس: فیلم ۷۰ میلیون دلار هزینه داشت (بدون احتساب تبلیغات) و ۳۰۱ میلیون دلار در کل دنیا فروخت که ۱۲۰ میلیون دلارش داخلی بود. با اینکه چهارمین فیلم پرفروش دنیا در سال ۱۹۹۱ شد، ولی تهیهکنندههای طماع باز هم اون رو یه شکست در نظر گرفتن. نمره من: B-/C+
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هیچوقت فیلمی بهتر از این درباره پیتر پن ساخته نمیشه. این فیلم خیلی قدیمیه ولی هر بار که میبینمش، عاشقشم.
2023-05-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، قبول دارم که این فیلم اون انیمیشن کلاسیک ۱۹۵۳ دیزنی نیست، اما هنوزم یه ماجراجویی فوقالعاده سرگرمکنندهست که قطعاً کودک درون همهمون رو بیدار میکنه. «پیتر بنینگ» یه تاجر کلهگنده است که با بیتوجهی به خانوادهاش اهمیت نمیده. وقتی با اونا از آمریکا به لندن میره تا «وندی مادربزرگ» (مگی اسمیت) رو ببینه، میفهمیم که اون فرزندخوانده بوده و توسط همین پیرزن که از کلی یتیم نگهداری میکرده پیدا شده - از جمله همسرش «مویرا» (کارولین گودال).
فقط وقتی که دو تا بچهاش اواخر یه شب برفی به طرز مرموزی از اتاقشون دزدیده میشن، اون کمکم زندگی قبل از فرزندخواندگیاش رو به یاد میاره - و با کمک جادو و درخشش «تینک» (جولیا رابرتز) خیلی زود به «نورلند» برمیگرده تا با دشمن قدیمیاش «کاپیتان هوک» (داستین هافمن) در یه نبرد جانانه برای پس گرفتن بچههاش روبرو بشه. اون که هنوز به کل ماجرا شک داره، باید یاد بگیره که دوباره باور کنه، امیدوار باشه و شادی رو حس کنه تا بتونه «پسران گمشده» رو راضی کنه که در این ماموریت خطرناک کمکش کنن.
این فیلم خیلی کیف میده. هافمن در نقش اون آدم شرورِ باکلاس و قلاببهدست عالیه و حتی بچهها هم خیلی رو مخ نیستن. در واقع، اونا جنگهای غذایی باحالی دارن و کلی حرکات آکروباتیک و شیطنت هم توی فیلم هست. من خیلی با مفهوم «پن» حال نکردم - به نظرم یکم زیادی ظالمانه و تهدیدآمیز میومد - حتی بیروح، با توجه به اینکه هدف کتاب سر جیمز باری اینه که به ما یادآوری کنه چی توی زندگی مهمه: آدمها، وفاداری، عشق و بیشتر از همه، شادی!!
بله، فیلم یکم طولانیه. خیلی طول میکشه تا راه بیفته، اما وقتی راه افتاد، واقعاً ارزش خندیدن رو داره چون فیلمنامه برای همه سنین شوخی داره و موسیقی متن هم که خب، بلافاصله میشه تشخیص داد کار جان ویلیامزه. من طرفدار پر و پا قرص این داستانم و اگه این فیلم بتونه حتی نصف اون حس و حال دلنشین رو منتقل کنه (و بخشی از بودجه بیمارستان گریت اورموند استریت لندن رو تامین کنه)، پس فقط میتونه اتفاق خوبی باشه. ستاره دوم سمت راست و مستقیم تا خودِ صبح...