The Naked Gun 2½: The Smell of Fear
ستوان فرانک دربین (Frank Drebin) بازمیگردد تا بار دیگر دنیا را نجات دهد. این بار او قصد دارد نقشههای «کلهگندههای» صنعت انرژی را نقش بر آب کند. یک دانشمند برجسته (دکتر ماینهایمر) در آستانه انتشار گزارش خود درباره تأمین انرژی در آینده است. اوضاع برای تأمینکنندگان سنتی یعنی نفت، زغالسنگ و انرژی هستهای خوب به نظر نمیرسد. برای نجات صنایع خود، این تأمینکنندگان ماینهایمر را میدزدند و یک بدل را جایگزین او میکنند که گزارشی مطلوبتر ارائه دهد. جین، منشی دکتر، معشوقه قدیمی دربین است و به این ترتیب، رابطه عاشقانه و پرشور آنها دوباره شعلهور میشود.
سال انتشار: 1991 کارگردان: David Zucker ژانر: Comedy، Crime نویسندگان: Jim Abrahams، David Zucker، Jerry Zucker امتیاز: 6.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این دنباله برای فیلم سرگرمکننده «سلاح عریان» (Naked Gun) محصول ۱۹۸۸ اصلاً بد نیست و لسلی نیلسن دوباره در نقش کاراکتر بیچارهاش یعنی «دربین» بازی میکنه. این بار او دوباره با «اد» (George Kennedy) و «نوردبرگ» (OJ Simpson) همراه میشه تا جلوی جاهطلبیهای بیزنسهای بزرگ در بخش انرژی رو بگیره. این غولهای ثروتمند برای محافظت از کنترلشون روی مصرف انرژی داخلی، نقشه دزدیدن یک دانشمند به نام «دکتر ماینهایمر» (Richard Griffiths) رو میکشن. او قراره گزارشی تاثیرگذار درباره عملی بودن انرژی خورشیدی به عنوان یک منبع ارزان و در دسترس برای همه منتشر کنه. مسئله اینجاست که فقط یک آدمربایی ساده نیست؛ اونا قصد دارن یک کلاهبردار رو جایگزین این مرد دانشمند کنن تا انحصارشون برای سالها حفظ بشه. آیا «جوخه پلیس» میتونه به موقع اوضاع رو جمع و جور کنه...؟
وقتی میفهمیم «جین» (Priscilla Presley) دستیار پروفسوره، اوضاع کمی پیچیدهتر میشه و تجدید دیدار دربین با او، فرانک رو وارد کلی ماجرای کمدی میکنه. مثل فیلم اول، شوخیها رگباری، بهروز و اغلب بیشتر شبیه لورل و هاردی هستن تا خودِ لورل و هاردی! گریفیتس بازیگر کمدی خوبی بود؛ میمیکهای صورت و هیکل درشتش ویژگیهایی بودن که خوب بلد بود چطور ازشون برای خنده گرفتن استفاده کنه. شیمی بین بازیگرها هم خیلی خوبه و چون فیلم حتی نود دقیقه هم نیست، وقت نمیکنید از داستان نسبتاً فرمولوارش خسته بشید. همین نکته آخر چیزیه که فیلم رو کمی پایین میکشه. اختراع دوباره چرخ سخته و راستش تلاش خیلی کمی شده تا این فیلم تفاوت زیادی با قسمت اول داشته باشه. خیلی شبیه به قبلیه و خیلی از شوخیها رو میشه از فرسخها قبل حدس زد. با این حال، فیلم همون چیزیه که ادعا میکنه؛ لبخند به لبتون میاره، اما شاید باعث نشه از ته دل قهقهه بزنید.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**دنبالهای که به شدت از فیلم اول پیروی میکنه، هرچند ممکنه به اون اندازه قوی نباشه.** بعد از موفقیت قابل پیشبینی فیلم اول، ساخت دنباله هم قطعی بود و مردم برای دیدن دوز جدیدی از دیوانهبازیهای لسلی نیلسن که در اوج آمادگی بود، به سینماها هجوم بردن. وقتی چهل سال بعد از اکران تجاری این فیلم رو میبینید، تشخیص دادنش سخت نیست که فیلم خیلی خوب پیر شده و هنوز هم سرگرمکننده است. قبول دارم که سبک شوخیهای این فیلم سلیقه همه نیست، چون به شدت بر پایه کمدی «بزنبکوب» (slapstick) و ایهامهای جنسی بنا شده، اما صادقانه بگم که از خیلی از کمدیهای مدرن امروزی شیکتر و هوشمندانهتره. دیالوگها خیلی احمقانه هستن (اگه بخوام محترمانه بگم)، اما همین هم جذابیت خودش رو داره. لسلی نیلسن ستاره بزرگ فیلمه و بخش زیادی از کیفیت کار مدیون حضور او و روش الهامبخشیه که کاراکتر دستوپا چلفتیش رو بازی میکنه. در واقع، بقیه بازیگرها اصلاً برامون مهم نیستن؛ اونا فقط هستن چون باید باشن. البته میشه گفت پریسیلا پرسلی کمی بیشتر برای بازیش وقت گذاشته و متریال کافی برای اجرای موفق کاراکترش داشته. ریچارد گریفیتس هم نمره قبولی میگیره و یک اضافه شدن استثنایی به تیم بازیگران مکمل نه چندان جذاب فیلمه. ضعیفترین نقطه فیلم فیلمنامهاش از آب دراومده: داستانی که برای حمایت از فیلم و به عنوان اسکلتی برای انبوه شوخیها ساخته شده، اونقدر ضعیفه که تقریباً به چشم نمیاد. بعد از نیمه اول فیلم، برام سخت بود یادم بیاد اصلاً همه چیز از کجا شروع شد. واقعاً حس میکردم داستان مهم نیست، فقط شوخیها و دیالوگهای خندهدار مهم هستن. این در مقایسه با فیلم اول یک مشکله، چون اونجا داستان هرچقدر هم دیوانهوار بود، قویتر و بهتر نوشته شده بود. فیلم همچنین ارزشهای تولید خوبی داره، از جمله دکورها، لباسها و جلوههای بصری و گریم.
2023-12-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به خوبیِ بار اول نیست، اما «سلاح عریان ۲ ½: بوی ترس» هنوز هم سرگرمکنندهست. لسلی نیلسن در نقش ستوان فرانک دربین همچنان درخشان ظاهر میشه؛ دیدن بازی او در این نقش واقعاً لذتبخشه. جورج کندی و پریسیلا پرسلی خوب عمل میکنن، و ریچارد گریفیتس و با کمی اختلاف رابرت گولت، تازهواردهای مثبتی هستن. باید بگم که به نظرم کمدی در این قسمت به قدرت قبلی نیست، شوخیها مخصوصاً کمی بیش از حد مستقیم و با چشمک و اشارههای اضافه به مخاطب هستن. با این حال هنوز هم خوش میگذره. حالا باید برم ببینم «سلاح عریان ۳۳ ۱/۳: آخرین اهانت» چی برای گفتن داره...
2024-06-09