ارتش تاریکی
«اش» به همراه ماشینش به سال ۱۳۰۰ میلادی منتقل میشود، جایی که توسط لرد آرتور اسیر شده و به همراه دوک هنری سرخ و چند تن از مردانش به بردگی گرفته میشود. وقتی اش به درون یک گودال پرتاب میشود، دو هیولا را شکست داده و احترام ارتش و ملازمان آرتور را به دست میآورد. «مرد دانا» به اش اشاره میکند که او همان «برگزیده» است که باید کتاب «نکرونومیکون» را بازگرداند، اما اش فقط میخواهد به خانه برگردد. وقتی او میفهمد که تنها راه بازگشت به زمان خودش استفاده از نکرونومیکون است، تصمیم میگیرد به سرزمین ناپاک «ددایتها» سفر کند. مرد دانا به او توصیه میکند که برای برداشتن ایمن کتاب باید کلمات «Klaatu Barada Nikto» را بگوید. با این حال، اش کلمه آخر را فراموش میکند و ارتشی از مردگان برای حمله به قلعه آرتور و بازپسگیری کتاب برمیخیزند. نبرد میان زندگان و مردگان در حال آغاز است و حمایت هنری سرخ تنها راه کمک به اش و آرتور برای شکست دادن ارتش تاریکی است.
سال انتشار: 1992 کارگردان: Sam Raimi ژانر: Comedy، Horror نویسندگان: Sam Raimi، Ivan Raimi امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اسم من «اش» هست و من یک بردهام. تا جایی که میتونم حدس بزنم، سال ۱۳۰۰ میلادی هست و دارن منو کشانکشان به سمت مرگم میبرن. «ارتش تاریکی» رو سام ریمی کارگردانی کرده و فیلمنامه رو هم با برادرش ایوان نوشته. بازیگرایی مثل بروس کمپبل، امبت دیویتس و مارکوس گیلبرت توی فیلم هستن. موسیقی کار جوزف لودوکا و فیلمبرداریش هم بر عهده بیل پوپ بوده. اش (کمپبل) به سال ۱۳۰۰ میلادی منتقل میشه و باید با ارتش مردگان بجنگه و نکرونومیکون رو پیدا کنه تا بتونه برگرده خونه. این فیلم غیررسمی همون «کلبه وحشت ۳» (Evil Dead III) هست، اما طرفدارا میدونن که این فیلم با دو قسمت قبلی خیلی فرق داره. ترکیب ماجراجوییهای پرانرژی قرون وسطایی با المانهای کمدی-ترسناک، ایده معرکهایه که اکثر جاها جواب داده. البته باید با همون لحن شلوغپلوغش قبولش کنید؛ قطعاً این فیلم برای مخاطبای سختگیر و روشنفکر نیست. هرچند که حداقل باید بهش یه شانس داد تا یه روز دلگیر رو براتون بسازه. کمپبل در نقش اش دوباره حسابی به دردسر میافته و کمدی فیزیکی جذابش با اون تیکههای کلامیِ بیربط به زمان خودش، خیلی خوب چفت شده. فیلم ریتم تندی داره و با یه لحن خودمانی و شوخ اجرا شده که راحت میشه باهاش ارتباط گرفت. انگار یه کتاب کمیک زنده شده و اصلاً افت نمیکنه، هرچند بعضی از هیولاهای کارتونیش یکم مصنوعی به نظر میان. اگه بدونید با چه سبک فیلمی طرفید، خیلی سرگرمکنندهست و راحت میشه فهمید چرا بین طرفدارای Evil Dead اینقدر محبوبه. ۷ از ۱۰. پانویس: این فیلم پایانبندیهای متفاوتی داره که من فقط اون پایان غمانگیزِ معجون زمان رو دیدم، ولی چون آدم ضدحالی هستم، همون پایان رو ترجیح میدم.
2019-10-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بروس کمپبل در بهترین حالتش با اون تیکه کلام معروف «بهم یکم محبت کن عزیزم». کلاتو ورادا... منمن... مگه چی ممکنه خراب بشه؟! این فقط یه فیلم شاد و سرگرمکنندهست.
2022-10-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«اش» (بروس کمپبل) یه فروشنده ابزارآلات پرحرفه که یه جورایی خودش و ماشینش رو به ۷۰۰ سال قبل و وسط یه منطقه جنگی قرون وسطایی میفرسته! «لرد آرتور» (مارکوس گیلبرت) ارباب جدیدشه و اش به همراه همبندش «دوک هنری سرخ» (ریچارد گرو) خیلی زود با مرگ در ته یه گودال مرگبار روبرو میشن! خوشبختانه، اون چندتا وسیله مفید توی صندوق عقب ماشینش داره و استفاده بهموقع از ارهبرقی بهش کمک میکنه فرار کنه و تبدیل بشه به ناجی برگزیدهای که باید «نکرونومیکون» رو پیدا کنه. ماموریتش شامل یه سفر خطرناک از سرزمین «ددایتها» برای پیدا کردن یه کتاب مقدسه. فقط کلمات جاودانه مایکل رنی یعنی «Klaatu Barada Nikto» میتونه نجاتش بده... خب، نیازی به گفتن نیست که هیچکدوم از این نقشههای بزرگ درست پیش نمیره. اون نصف عبارت جادویی رو فراموش میکنه و فقط موفق میشه ارتشی از مردههای شاکی رو زنده کنه که مصمم هستن قلعه رو محاصره کنن و کتاب رو برای خودشون پس بگیرن. دشمنها خیلی زود با هم دوست میشن، به تیرها دینامیت میبندن، منجنیقها شروع میکنن به پرتاب مواد منفجره و همه امیدوارن که بتونن مردگان رو شکست بدن! فیلم واقعاً از اینکه ستاره بزرگی نداره سود برده. کل تیم بازیگری دست به دست هم دادن تا یه ماجراجویی اکشن سریع به سبک «کملوت» بسازن که کلی از ارجاعات قرن بیستمی هم توش هست. یان آبرکرومبی هم در نقش مرد دانا عالی عمل کرده. کلی آتیشبازی و شمشیرزنی داره، با مقدار زیادی شوخیهای لوس و بامزه. به نظر من، این یکی از بهترین و سرگرمکنندهترین کارهای سام ریمی هست. تقلیدیه؟ بله، هست، اما این باعث نمیشه که یه گشتوگذار لذتبخش توی تاریخ و افسانه نباشه که ارزش یه بعدازظهر وقت گذاشتن جلوی تلویزیون رو داره.
2023-04-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«ارتش تاریکی» برای من یه تجربه ضد و نقیضه؛ از یه طرف یه ماجراجویی فانتزی خیلی شاد و سرگرمکنندهست، اما از طرف دیگه اونقدر از ریشههای این فرنچایز فاصله گرفته که حس میکنم جاش اینجا نیست. به عنوان یه فیلم ترسناک تبلیغ شده، اما در تمام مدت زمانش حتی یک ذره تنش یا ترس نداره، ولی خوشبختانه فیلم واقعاً خندهدار بود. ریمی توی بخش جلوههای ویژه یکم زیادهروی کرد و باعث شد خیلی از افکتها چیپ و بیربط به نظر بیان. تکنولوژی پرده سبز اون زمان واقعاً در این حد نبود. کارگردانی ریمی خیلی به چشم میاد و امضای خاصش واقعاً به فیلم کمک کرده. بازیها و نویسندگی قطعاً فیلم رو نجات دادن. بروس کمپبل در بهترین فرم خودش ظاهر شده و دیالوگها رو جوری میگه که واقعاً بلند بلند میخندیدم. دیالوگهای سریع و هوشمندانه بین شخصیتها عالی بود. در کل، ارتش تاریکی اصلاً فیلم بدی نیست، اما یکم بیش از حد از منبع اصلیش فاصله گرفته که زیاد با سلیقه من جور نبود. امتیاز: ۶۷٪ - نظر نهایی: خوب.
2023-05-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یک فیلم «زباله» (trash) تمامعیار.** وقتی چند ساعت پیش این فیلم رو دیدم، نمیدونستم دنباله «کلبه وحشت» (Evil Dead) هست که هنوز ندیدمش. من معمولاً دوست دارم فرنچایزها رو به ترتیب ببینم. با این حال، تا جایی که خوندم، این فیلم بیشترین تفاوت رو با قبلیها داره، مخصوصاً چون داستان توی دوره قرون وسطی میگذره و حول محور یه کتاب افسانهای به اسم نکرونومیکون میچرخه. برخلاف تصور خیلیا، نکرونومیکون اختراع سام ریمی یا عوامل فیلم نبود؛ این کتاب رو نویسنده معروف اچ. پی. لاوکرفت خلق کرده و ایدهاش برای فیلم استفاده شده. ریمی کارگردان خلاق و اورجینالیه و عجیب نیست که چنین فیلم عجیبی از ذهنش بیرون اومده. اساساً داستان درباره یه کارمند ساده انبار هست که بعد از دست زدن به کتاب، به سال ۱۳۰۰ تلپورت میشه. و خب برای برگشتن به زمان خودمون، باید کتاب رو اونجا پیدا کنه و بر خطرات مختلف غلبه کنه، از نجیبزادههای قرون وسطایی گرفته که با هم در جنگن تا بقیه چیزا. بروس کمپبل تنها بازیگریه که توی این لیست طولانی اسامی ارزش نام بردن داره، چون بقیه اصلاً به چشم نمیان. تیم بازیگری واقعاً یکی از نقاط ضعف و بیروح فیلمه! حتی خود کمپبل هم اونقدر رو مخ و متکبره که اصلاً با شخصیتش حال نکردم، با اینکه میدونستم قهرمانه و آخرش یه جوری همه رو نجات میده. فیلم لوس و ارزونه (فقط کافیه به کیفیت پایین انیمیشنهای استاپموشن و جلوههای بصری نگاه کنید تا بفهمید چی میگم) و اونقدر احمقانهست که خندهدار میشه. صحنههایی داره که انگار از یه فیلم نقیضه (ساتیر) یا تئاتر مدرسهای درومده. غیرممکنه به چنین فیلمی نخندید؛ یه فیلم «زباله» به معنای واقعی کلمه.
2023-06-01