Jańcio Wodnik
یانچوی پیر زندگی آرام اما عجیبوغریبی را در روستا در کنار همسر جوانش، ورونیکا، میگذراند. اندکی پس از باردار شدن همسرش به فرزندی که مدتها در انتظارش بودند، یانچو متوجه میشود که از قدرتهای درمانی معجزهآسایی برخوردار است و میتواند عناصر طبیعت، بهویژه آب را مهار کند. او تصمیم میگیرد معجزاتش را به گوش دنیا برساند و ورونیکا را در این مسیر به حال خود رها میکند. چند فرسنگ پس از آغاز سفر، با استیگما روبهرو میشود؛ شیادی هارلیسوار که وانمود میکند جای زخمهای مقدس را روی بدنش دارد. آنها با هم متحد شده، مریدان و شیفتگانی را به دور خود جمع میکنند و با ترکیب شفابخشیهای یانچو و حقهبازیهای استیگما، ثروت هنگفتی از روستاییان به جیب میزنند. هنگامی که ورونیکا در آستانه زایمان است، به دنبال یانچو میفرستد، اما این معجزهگر خود را فراتر از تعهدات خانوادگی میداند. کودک گویی که نشانی از شیطان داشته باشد، با یک دُم متولد میشود و همزمان یانچو قدرتهای مرموزش را از دست میدهد. وقتی به خود میآید، درمییابد که توسط مردم رها شده و تنها ورونیکا بر بالینش ایستاده است. آن عشق زیبا که میانشان بود دیگر خاکستر شده است. یانچو تصمیم میگیرد آخرین معجزه خود را رقم بزند؛ او میخواهد زمان را به عقب برگرداند...
سال انتشار: 1993 کارگردان: Jan Jakub Kolski ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: Jan Jakub Kolski امتیاز: 7.3