فهرست شیندلر
اسکار شیندلر (Oskar Schindler) بازرگان آلمانی مغرور و طمعکاری است که در میان حکومت وحشیانه نازیهای آلمان، زمانی که مجبور میشود کارخانه خود را به پناهگاهی برای یهودیان تبدیل کند، به یک انساندوست غیرمنتظره تبدیل میشود. این فیلم بر اساس داستان واقعی اسکار شیندلر ساخته شده که موفق شد حدود ۱۱۰۰ یهودی را از مرگ در اتاقهای گاز اردوگاه کار اجباری آشویتس نجات دهد؛ این فیلم گواهی بر وجود نیکی در درون همه ماست.
سال انتشار: 1993 کارگردان: Steven Spielberg ژانر: Biography، Drama، History نویسندگان: Thomas Keneally، Steven Zaillian امتیاز: 9.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کارگردانش استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) هست و همین اسم به تنهایی کافیه. اون محبوبیت و قدردانی زیادی بین مردم داره که واقعاً هم حقشه. اما این فیلم خاصه چون اسپیلبرگ خودش به عنوان یه یهودی، درد هولوکاست رو حس کرده و این پروژه براش شخصی بوده. پدربزرگ و مادربزرگ پدری اسپیلبرگ یهودیهای اوکراینی بودن. واقعاً امیدوارم اوضاع اوکراین زودتر آروم بشه و یه روزی یه نفر فیلمی درباره بحران اونجا بسازه.
بعد از دیدن فیلم «پروندههای کشمیر» (The Kashmir Files)، دلم خواست دوباره «فهرست شیندلر» رو ببینم تا یادم بیاد چطور میشه بدون پروپاگاندا فیلمهای بهتری ساخت. فیلم پروندههای کشمیر لازم بود، منهای اون چند تا ایراد سیاسی و پروپاگاندایی که خیلی ظریف به خورد بیننده میده. سوال پرسیدن ضد ملی نیست و همه آدمهای دانشگاه JNU هم با دستور کار خاصی نمیان. اون فیلم خیلی از حقایق رو میگه ولی خیلی از واقعیتهای عینی رو هم پنهان میکنه. اما «فهرست شیندلر» متفاوته چون هیچوقت اجازه نمیده سیاهی هولوکاست بر تم اصلی فیلم یعنی مبارزه برای خیر و نیکی غلبه کنه. خود اسپیلبرگ میگه: «هدف اصلی من از ساخت این فیلم آموزش بود. هولوکاست توی خیلی از کتابهای درسی فقط در حد یه پاورقی بود یا اصلاً بهش اشاره نمیشد.»
لیام نیسون (Liam Neeson) نقش شیندلر رو خیلی خوب بازی میکنه و جنبههای واقعی شخصیتش رو هم نشون میده؛ اینکه یه آدم خوشگذران بوده و قدیس نبوده. اون به زنش خیانت میکرد، زیاد مینوشید و برای بخش ضدجاسوسی ارتش آلمان جاسوسی میکرد. اما ویژگیهای انسانی رو حتی در فاشیستترین رژیمها هم نمیشه کاملاً از بین برد. فیلم اسپیلبرگ سعی میکنه چهره واقعی پروپاگاندا و مزخرفات تودهای رو نشون بده و اینکه چطور یه ملت رو میشه شستشوی مغزی داد تا بذر نفرت بینشون کاشته بشه. چیزی که ما هم باید بهش فکر کنیم.
بودجه فیلم فقط ۲۲ میلیون دلار بود. تا اون موقع هیچکس فیلم سودآوری درباره هولوکاست نساخته بود. خود اسپیلبرگ هم دستمزدی نگرفت و اون پول رو «خونبها» نامید. این فیلم من رو یاد یکی دیگه از فیلمهای اسپیلبرگ یعنی «پل جاسوسها» (Bridge of Spies) انداخت. اون فیلم درباره هنر مذاکره بود و این فیلم درباره هنر «سپاسگزاری». هر دو فیلم عالی هستن. استفاده از فیلمبرداری سیاه و سفید هم به خوبی پوچی و تاریکی موضوع رو نشون میده. در نهایت فیلم با این جمله تموم میشه: «هر کس جانی را نجات دهد، انگار تمام جهان را نجات داده است.» اسکار شیندلر واقعی سال ۱۹۷۴ فوت کرد و در اورشلیم دفن شد. اون تنها عضو سابق حزب نازی هست که اینطور مورد تجلیل قرار گرفته. میراث این فیلم، فراتر از سینما، در یادآوری انسانیت و جلوگیری از تکرار فجایع تاریخیه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم قدیمی و کمهزینه به اسم «ناوگان نقرهای» (The Silver Fleet) هست که نشون میده چقدر برای آدمهای توی مناطق اشغالی سخت بوده که کار درست رو انجام بدن بدون اینکه خائن به نظر بیان یا تیرباران بشن. اینجا استیون اسپیلبرگ اون موقعیت خطرناک رو در ابعاد بزرگتر نشون میده. لیام نیسون در نقش صنعتگر چکی، با کمک مدیر کارخانه یهودیش (بن کینگزلی)، راههایی پیدا میکنه تا جلوی قتلعام کارگرهاش رو بگیره. اونها رو متقاعد میکنه که این آدمها زنده باشن بیشتر به دردشون میخورن؛ حتی به شوخی میگه انگشتهای ظریف بچهها برای تمیز کردن پوکه فشنگها عالیه! تا به این بهانه اونها رو به آشویتس نفرستن. داستان تاریخیه ولی جوری روایت شده که خیلی تاثیرگذاره. تغییر تدریجی شیندلر از یه آدم بیتفاوت و پولپرست به کسی که واقعاً نگرانه، خیلی خوب توسط نیسون بازی شده. رالف فاینز (Ralph Fiennes) هم یکی از بهترین بازیهای عمرش رو در نقش فرمانده گوت ارائه داده؛ یه موجود حالبههمزن که تمام پستیهای بشری رو در خودش داره. فیلم ۳ ساعت و ربع هست، شاید طولانی به نظر بیاد ولی برای نشون دادن اون فضای خفقانآور لازمه. موسیقی جان ویلیامز (John Williams) هم که مثل همیشه عالیه. حتماً سعی کنید این فیلم رو توی بزرگترین صفحه ممکن ببینید چون تاثیرش خیلی بیشتره.
2024-01-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از نظر احساسی خیلی قوی و از نظر تاریخی بسیار مهمه. این فیلم با یکی از سختترین موضوعات تاریخ بشریت سر و کار داره و این کار رو با کلاس، هدفمند و با فیلمسازی عالی انجام میده. لیام نیسون در نقش شیندلر درخشانه؛ فاینز در نقش گوتِ وحشتناک، واقعاً ترسناکه و بقیه بازیگرها هم عالی هستن. تصمیم برای سیاه و سفید ساختن فیلم، باعث شده «فهرست شیندلر» خاص و متمایز به نظر بیاد؛ یه حرکت نبوغآمیز بود. در نهایت، این فیلم درباره نهایت پستی و در عین حال نهایت قهرمانی هست که انسان میتونه انجام بده. جنگ جهانی دوم بدترین و بهترینِ ما رو نشون داد و این فیلم به خوبی اون رو ثبت کرده.
2024-12-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دیگه نمیدونم چه حسی به این فیلم دارم. وقتی تازه اومده بود عاشقش بودم. فکر میکردم فیلم معرکهایه، ولی اون موقع ۱۳ سالم بود و عشق تاریخ داشتم. الان که میبینم، از نظر کارگردانی خوبه، ولی مل بروکس توی فیلم «فرانکنشتاین جوان» با نورپردازی سیاه و سفید کار بهتری انجام داده بود. من عکاسی و فیلم رو میشناسم و خیلی جاها نورپردازی و کنتراستش رو جور دیگهای انجام میدادم. رالف فاینز هم با اینکه نقش کمی داره، ولی موندگارترین بازی رو ارائه میده. آدم اصلاً یادش میره لیام نیسون هم توی فیلم هست! رالف حتی از بن کینگزلی هم جلو میزنه. الان که نگاه میکنم، خیلی چیزها میتونست بهتر باشه. دیگه ۱۳ سالم نیست و به عنوان یه فیلم تراز اول، الان ایرادهایی توش میبینم که نمیتونم نادیده بگیرم. بد نیست، هنوزم میگم ببینیدش چون فیلم مهمیه، ولی الان دیگه یکم رو مخمه.
2025-05-26