توماستون
وایت ارپ (Wyatt Earp) پس از موفقیت در پاکسازی شهر داج سیتی، به توماستون (Tombstone) در آریزونا نقلمکان میکند تا در آرامش و گمنامی ثروتمند شود. او در آنجا با برادرانش و همچنین دوست قدیمیاش داک هالیدی (Doc Holliday) ملاقات میکند. گروهی از قانونشکنان که خود را «کابویها» مینامند، با اعمال خشونتآمیز و بیهدف در منطقه مشکلساز شدهاند و ناگزیر با هالیدی و برادران ارپ درگیر میشوند که این تقابل به تیراندازی مشهور در «او.کی. کورال» (O.K. Corral) ختم میشود.
سال انتشار: 1993 کارگردان: George P. Cosmatos ژانر: Biography، Drama، History نویسندگان: Kevin Jarre امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هالیوود دوباره سراغ داستان این کلانتر افسانهای رفته، این بار با بازی کرت راسل (Kurt Russell). وقتی ول کیلمر (Val Kilmer)، سم نیل (Sam Neill) و بیل پکستون (Bill Paxton) رو هم به این ترکیب اضافه میکنی، شاید در نگاه اول یه تیم «درجه یک» به نظر نیاد، اما واقعیت اینه که بازیگرا خیلی خوب با هم مچ شدن. این از اون فیلمهاییه که فراتر از انتظار ظاهر میشه. رابطه برادری و رفاقت بین خانواده ارپ و داک هالیدی خیلی واقعی از آب دراومده و مشخصه که کیلمر از بازی در نقش هالیدی، اون جنتلمن مریض و معتاد به آدرنالین، حسابی لذت برده. پاورز بوث (Powers Boothe) و مایکل بین (Michael Biehn) هم شرورهای جذابی هستن؛ سکانسهای بین بین و کیلمر خیلی تماشاییه و صحنههای تیراندازی به سبک پکینپا عالی کارگردانی شده. در واقع، تیراندازی او.کی. کورال یکی از بهترین نسخههاییه که تا حالا ساخته شده.
فیلم گاهی توی ملودرام زیادهروی میکنه (مثلاً صحنه مرگ مورگان) و پایانبندیاش هم به خاطر تدوینهای سریع، یکم عجولانه به نظر میرسه، اما در کل یه سرگرمی کلاسیک و عالیه که خیلی بیشتر از فیلم خستهکننده و پرادعای کوین کاستنر که همون سال اکران شد، آدم رو جذب میکنه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بله قربان، آخرین حمله وایت ارپ و یاران فناناپذیرش. فیلم توماستون رو کوین جره (Kevin Jarre) نوشته و ستاره فیلم یعنی کرت راسل کارگردانی کرده، هرچند نام جورج پی. کوزماتوس به عنوان کارگردان ثبت شده. بازیگرای زیادی مثل ول کیلمر، سم الیوت، بیل پکستون، مایکل بین و پاورز بوث توی فیلم هستن. داستان فیلم کموبیش بر اساس اتفاقات واقعی سالهای ۱۸۸۱-۱۸۸۲ ساخته شده. ماجرا درباره وایت ارپ (راسل)، مامور قانون بازنشستهایه که همراه دو برادرش، ویرجیل (الیوت) و مورگان (پکستون)، وارد شهر توماستون میشن. اونا قصد دارن اونجا ثروتمند بشن و توی یه سالن محلی کاسبی راه بندازن. دوست قدیمی وایت، یعنی داک هالیدی (کیلمر) هم بهشون ملحق میشه و طولی نمیکشه که با گروهی از قانونشکنهای بیرحم به اسم «کابویها» به رهبری کرلی بیل (بوث) درگیر میشن.
حواشی پشت صحنه توماستون خیلی جالبه. اول قرار بود ویلم دفو نقش داک هالیدی رو بازی کنه، اما دیزنی به خاطر بازی اون توی فیلم جنجالی «آخرین وسوسه مسیح» مخالفت کرد. از اونجایی که کوین کاستنر همزمان داشت فیلم خودش رو درباره وایت ارپ میساخت و نفوذ زیادی داشت، دیزنی تنها شرکتی بود که حاضر شد پخش فیلم رو قبول کنه و برای همین حرف اول و آخر رو اونا میزدن. بعد که فیلمنامه جره آماده شد، راسل و کیلمر گفتن خیلی طولانیه. جره چون حاضر نشد داستان رو کوتاه کنه از کارگردانی اخراج شد و کوزماتوس اومد تا در واقع به جای راسل کارگردانی کنه. رابرت میچم هم که راوی فیلمه، قرار بود نقش «پیرمرد کلانتون» رو بازی کنه که به خاطر تصادف با اسب نشد و کلاً اون نقش از داستان حذف شد.
با وجود همه این مشکلات، توماستون در نهایت به یه اثر وسترن فوقالعاده سرگرمکننده تبدیل شد. یه ادای دین به ژانر وسترن با یکی از بهترین بازیهای تاریخ در نقش داک هالیدی (کیلمر واقعاً توی این نقش جذاب، خطرناک و مسحورکننده است). مقایسه این فیلم با نسخه کوین کاستنر اشتباهه؛ اون فیلم بیشتر بیوگرافیه، اما این یکی یه دوره کوتاه از زندگی ارپ رو با کلی هیجان و شاخوبرگ هالیوودی نشون میده. با اینکه یه سری اشتباهات تاریخی داره، اما در کل خوب تونسته وقایع منتهی به تیراندازی معروف او.کی. کورال و بعدش رو پوشش بده. فیلم هم طرفدارای قدیمی وسترن رو راضی میکنه و هم با دیالوگهای هوشمندانه و سکانسهای پرانرژی، جوونترها رو جذب میکنه. شاید از نظر هنری خیلی پیچیده نباشه، اما همیشه با یه صحنه اکشن یا یه تیکه کلام باحال از کیلمر، آدم رو سرگرم نگه میداره. حتی رابطه عاشقانه وایت و جوزفین هم با اینکه یکم اضافیه، اما به شخصیتپردازی ارپ و درگیریهای درونیاش کمک کرده. در نهایت، توماستون خودش رو خیلی جدی نمیگیره اما بلده چطور مخاطب رو تا آخر پای فیلم نگه داره. داکِ کیلمر همون قهرمان جذابیه که دنبالش بودیم، و خودِ فیلم توماستون هم دقیقاً همینه. ۸ از ۱۰.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یه وسترن خیلی خوب که به جای قهرمانسازی الکی، واقعگرایی خام رو جایگزین کرده.**
واقعاً از دیدن این فیلم لذت بردم. داستان خیلی خوب روی شخصیتهای وایت، ویرجیل و مورگان ارپ و داک هالیدی در دوران حضورشون در توماستون تمرکز کرده. این آدما توی فرهنگ عامه به خاطر تیراندازی معروف «او.کی. کورال» مشهور شدن. اون اتفاق که سال ۱۸۸۱ افتاد، توی اوایل قرن بیستم خیلی رمانتیک جلوه داده شد و شد نماد غرب وحشی. اما در واقعیت، اون تیراندازی فقط یه جرقه توی یه دعوای طولانی بین کلانترها و هفتتیرکشها بود. علل اصلی اون درگیری هنوز هم برای تاریخنگارها مبهمه. من تاریخنگارم، البته نه متخصص این دوره، اما حس کردم فیلم تونسته فضا رو به خوبی بازسازی کنه و تا حد زیادی به واقعیت وفادار بمونه.
نقطه قوت اصلی فیلم، بازیگرا هستن. یه تیم فوقالعاده داریم که همگی با تمام وجود بازی کردن. کرت راسل در نقش وایت ارپ عالیه و خیلی کاریزماتیک ظاهر شده. سم الیوت هم که از اون قدیمیهای باجذبه است، توی این فیلم درخشان عمل کرده؛ شاید این بهترین فیلمش باشه. ول کیلمر هم با اینکه معمولاً بازیگر محبوب من نیست، اما اینجا واقعاً گل کاشته و تونسته تعادل خوبی بین ضعف جسمانی و جذابیت شخصیتش ایجاد کنه.
کارگردانی فیلم برخلاف وسترنهای کلاسیک، اون تصویر رویایی از کابویها و شجاعت اغراقآمیز رو کنار گذاشته و یه طعم واقعیتر و تاریخیتر به ژانر داده. فیلمنامه خیلی خوب نوشته شده و جلوههای بصری، گریم، لباس و طراحی صحنه هم واقعاً بینقص هستن. فیلمبرداری هم با نورپردازی عالی و رنگهای گرم، حس و حال اون دوران رو به خوبی منتقل میکنه. موسیقی متن هم با اینکه خیلی موندگار نیست، اما کارش رو راه میندازه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این وسترن یه حس و حال خیلی واقعی و اصیل داره. داستان توی دورانی میگذره که قانون داشت کمکم خودش رو به غرب وحشیِ بیقانون تحمیل میکرد. وایت ارپ (کرت راسل) فقط میخواد توی شهر توماستون بازنشسته بشه و در آرامش زندگی کنه، اما زود میفهمه که بقیه مردم شهر با اون همعقیده نیستن. با اومدن برادرهاش و دوست صمیمیاش داک هالیدی (ول کیلمر)، درگیری با «کابویها» اجتنابناپذیر میشه.
فیلم برای شخصیتپردازی و پیشبرد داستان وقت میذاره. این به معنی خستهکننده بودن نیست، بلکه اجازه میده داستان نفس بکشه و تنش کمکم بالا بره تا به اون تیراندازی افسانهای برسه. راسل شاید بهترین انتخاب نبود (هرچند گاهی من رو یاد جین هکمن میانداخت)، اما کیلمر به طرز عجیبی توی نقشش نشسته بود. رابرت میچم افسانهای راوی فیلمه و چارلتون هستون هم یه نقش خیلی کوتاه آخر فیلم داره. در کل فیلم خوشساختیه و پایان یک دوران رو خیلی خلاقانه و گاهی خشن به تصویر میکشه.