عشق حقیقی
در دیترویت، کلارنس ورلی (Clarence Worley) در روز تولدش به تنهایی به سینما میرود تا فیلم تماشا کند. آلاباما ویتمن (Alabama Whitman) زیبا، به طور اتفاقی پاپکورنش را روی کلارنس میریزد و آنها با هم به تماشای فیلم مینشینند. بعد از آن برای خوردن پای به یک غذاخوری میروند و شب را با هم میگذرانند. صبح روز بعد، آلاباما اعتراف میکند که یک «کالگرل» است که استخدام شده بود تا شب را با او بگذراند، اما واقعاً عاشقش شده است. آنها بلافاصله ازدواج میکنند و کلارنس به کلوبی که آلاباما در آن کار میکرد میرود تا لباسهای او را بیاورد. اما درکسل اسپایوی (Drexl Spivey)، رئیس آلاباما، و همکارش کلارنس را کتک میزنند و او هم در واکنش هر دوی آنها را میکشد. کلارنس چمدان لباسهای آلاباما را میخواهد، اما دخترهای دیگر به اشتباه چمدانی پر از کوکائین به او میدهند. وقتی کلارنس متوجه اشتباه میشود، تصمیم میگیرد با آلاباما به خانه دوستش دیک ریچی (Dick Ritchie) که یک بازیگر تازهکار است برود تا مواد را بفروشد و به مکزیک فرار کند. او به دیدن پدرش کلیفورد ورلی میرود و آدرسش را به او میدهد، غافل از اینکه مافیای سیسیل صاحب اصلی مواد است و گروهی از آدمکشها را برای پیدا کردن آنها فرستاده است.
سال انتشار: 1993 کارگردان: Tony Scott ژانر: Crime، Drama، Romance نویسندگان: Quentin Tarantino، Roger Avary امتیاز: 7.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سلطان، چیبا، روزِ پسرِ سفیدپوست و عشق... عشقِ خونین. «عشق واقعی» به کارگردانی تونی اسکات و نویسندگی کوئنتین تارانتینو، با بازی کریستین اسلیتر، پاتریشیا آرکت، دنیس هاپر، برد پیت، وال کیلمر، گری اولدمن و کلی ستاره دیگه. موسیقی متن از هانس زیمر و فیلمبرداری از جفری ال. کیمبال.
کلارنس ورلی (اسلیتر) که فروشنده کمیکبوکه، عاشق آلاباما ویتمن (آرکت) میشه؛ دختری که به عنوان هدیه تولدش تو سینما سر راهش قرار میگیره. خیلی زود ازدواج میکنن ولی این عشقِ طوفانی با ورود دلالهای مواد مخدر روانی و مافیا، حسابی پیچیده میشه. هنوز هم بحثه که اگه خود تارانتینو فیلمنامه خودش رو کارگردانی میکرد چی میشد، ولی واقعاً فرقی نمیکنه. چون «عشق واقعی» یه ترکیب به شدت هیجانانگیز از داستان «عاشقهای فراری» با کلی خشونت و هیجانه.
تونی اسکات کارش رو در زنده کردن فیلمنامه تارانتینو عالی انجام داده و حتی چند تا تغییر تو روایت داده که (خود تارانتینو هم موافقه) خیلی به فیلم نشسته. خیلیا گیر میدن که چون اسکات قبلاً «تاپ گان» یا «پلیس بورلی هیلز ۲» رو ساخته، برای این کار مناسب نبوده؛ ولی یادشون میره فیلم قبلیش «آخرین پیشاهنگ» یه اکشنِ قوی با دیالوگهای درجهیک بود. اسکات ثابت کرد انتخاب هوشمندانهای بوده و تونست از این همه بازیگر بزرگ، بازیهای درخشانی بگیره، مخصوصاً از اسلیتر و آرکت که بهترین بازی عمرشون رو ارائه دادن.
تقریباً همه چیز تو این فیلم سر جای خودشه؛ نه از هیجانش کم میشه و نه از درامش. فیلم با خشونتهای یهوییاش یقه آدم رو میگیره و کاری میکنه طرفدار زوجی بشی که برای هم هر کاری میکنن، حتی اگه دور و برشون رو به گند بکشن. کلی شخصیت عجیب و غریب داریم (گری اولدمن و برد پیت تو این بخش عالیان)، سکانسهای معرکه و دیالوگهایی که اونقدر تیزن که میشه باهاشون استیک برید! از حرفهای کلارنس با الویسِ خیالیاش (وال کیلمر) گرفته تا اون سکانس نمادین تقابل لفظی کریستوفر واکن و دنیس هاپر؛ این فیلم همونقدر که تو جلوههای بصری قویه، تو هنرِ بازیگریِ کلامی هم غنیه. در کنار همه اینها، یه داستان عاشقانه به شدت زیبا هم هست. قطعاً این فیلم یه فانتزیِ تمامعیار برای تارانتینو بوده. اگه بخوایم خیلی سختگیر باشیم، شاید میشد نقش پلیسها (سایزمور و پن) بیشتر باشه یا تدوین بعضی جاها زیادی سریع بود... ولی بیخیال! این همکاریِ تارانتینوی نویسنده و تونی اسکاتِ کارگردان، یه اثر نئو-نوآرِ درجهیک ساخته که با گذشت زمان حتی بهتر هم میشه. ۹/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
باورم نمیشه تا حالا این فیلم رو ندیده بودم! همسایهام وقتی فهمید ندیدمش اصرار کرد که هر چه زودتر ببینمش. دیدم و عاشقش شدم! این فیلم رو که پر از ستارههای بزرگه حتماً باید دید. یکی از بهترین کارهای کوئنتین تارانتینوئه.
2016-05-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با این همه بازیگر درجهیک و نویسنده و کارگردان کاربلد، آدم فکر میکنه با یه فیلم ۵ ستاره طرفه. اما متأسفانه فیلم اصلاً جون نمیگیره و بیشتر شبیه مجموعهای از نقشهای کوتاه (کمئو) است که هیچ انسجامی ندارن، حتی با وجود داستانی که تو پسزمینه در جریانه. فیلم بدی نیست، ولی ناامیدکننده است.
2019-08-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
***پلهای برای رسیدن به «پالپ فیکشن»***
یه عشقِ کمیکبوکِ تنها در دیترویت (کریستین اسلیتر) با زن رویاهاش (پاتریشیا آرکت) آشنا میشه و یهو جربزه پیدا میکنه که تبدیل به یه آدم کلهخر بشه. اما مافیا تو لسآنجلس با اسلحه دنبالشون میافته. لیست بازیگرهای فرعی فیلم خیرهکنندهست: گری اولدمن، دنیس هاپر، کریستوفر واکن، ساموئل ال. جکسون، برد پیت و...
«عشق واقعی» (۱۹۹۳) یه درام جنایی/عاشقانه با رگههای کمدی سیاهه که تونی اسکات کارگردانی کرده و تارانتینو فیلمنامهاش رو نوشته. تارانتینو این فیلمنامه رو فروخت تا بودجه اولین فیلمش یعنی «سگهای انباری» رو جور کنه. فیلم پر از همون خشونت و خونریزیهای معروف تارانتینوئه، همراه با اون سبک طنز گزنده که باعث میشه صحنهها بیشتر از اینکه شوکهکننده باشن، سرگرمکننده به نظر بیان. با اینکه تیم بازیگری عالیه و چند تا سکانس معرکه داره، ولی یه چیزی مانع میشه که فیلم در حد «پالپ فیکشن» یا «جکی براون» باشه. شاید دلیلش اینه که تغییر شخصیت ناگهانی قهرمان داستان خیلی باورپذیر نیست، بماند که کارهایی که میکنه احمقانه و خطرناکه. مثل این میمونه که اول بهترین آلبوم یه گروه رو گوش بدی و بعد بری سراغ آلبوم قبلیشون؛ خوبه ولی به پای اون یکی نمیرسه. در کل اگه به این ژانر علاقه دارید، ارزش دیدن داره. نمره: -B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم یه جورایی «تارانتینوییترین» فیلم قبل از دوران اوج تارانتینوئه. شنیدم که فیلمنامه رو برای یکی از همکارهاش بازنویسی کرده بوده و خودش کارگردانی نکرده، برای همین هم اثرِ اونه و هم کاملاً نیست. ولی مثل بقیه کارهاش، یه فیلم عجیب و پر از خشونته. خلاصه کوتاهی که تو این سایت نوشته بود لبخند به لبم آورد، چون کمتر پیش میآد یه خلاصه انقدر خوب حق مطلب رو ادا کنه: «کلارنس با آلاباما ازدواج میکند، از رئیس او کوکائین میدزدد و سعی میکند در هالیوود بفروشد...». دیالوگها خیلی واقعیان و شیمی بین دو بازیگر اصلی عالیه. فیلم پر از ستارهست که حتی در نقشهای فرعی هم درخشان ظاهر شدن. به شدت پیشنهادش میکنم.
یه نکته دیگه که خیلی نظرم رو جلب کرد، موسیقی متن هانس زیمر بود. اگه فیلم «زمینهای لمیزرع» (Badlands) رو دیده باشید، متوجه شباهت عجیب (تقریباً کپی) تم اصلی این دو فیلم میشید. موسیقی اون فیلم رو کارل ارف نوشته بود. حتی نریشنهای آخر هر دو فیلم که توسط زنهای داستان گفته میشه هم خیلی شبیه هم هستن. فکر کنم این یه جور ادای احترام به اون فیلم قدیمی بوده.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**فیلمی که در اون عشق باورنکردنی، شخصیتها غیرمحتمل و صحنههای اکشن وحشیانه و به شدت پر تنش هستن.**
این از اون فیلمهایی نیست که با خانواده ببینید؛ پر از صحنههای خشن، دیالوگهای رکیک و صحنههای جنسیه. داستان هم چندان لطیف نیست: یه مرد معمولی در روز تولدش با یه زن جذاب آشنا میشه و خیلی زود با هم صمیمی میشن. بعد میفهمیم زن فاحشه بوده و استخدام شده بوده تا با اون باشه. تصمیم میگیرن فرار کنن ولی مجبور میشن رئیس زن رو بکشن و یه چمدان کوکائین بدزدن.
برای من مشکل اصلی فیلم خشونت نبود، بلکه غیرقابلباور بودن داستان بود. عشق در نگاه اول به یه فاحشه برام قابلهضم نیست، همینطور اینکه یه پسر معمولی و ضعیف تو چند ساعت تبدیل به یه قاتل بیرحم و قاچاقچی مواد بشه. اینها با هم جور در نمیآن، ولی فیلم از همینها استفاده کرده تا یه جور «رومئو و ژولیتِ تفنگی» بسازه. بازی گری اولدمن در نقش رئیسِ خشن عالی بود و کاش نقش بیشتری داشت. پاتریشیا آرکت هم بیشتر از اینکه بازیگر باشه، از جذابیتهای ظاهریش استفاده شده بود. کریستین اسلیتر هم به نظرم بازیگر خوبی نیست و همون تیپ فیلمهای قبلیش رو تکرار کرده. کریستوفر واکن هم در نقش شرورِ بزرگ خوب بود و بلده چطور تهدیدآمیز به نظر برسه. از نظر فنی، جلوههای ویژه و صحنههای تیراندازی خیلی خوب کار شدن و طرفدارهای اکشن حتماً لذت میبرن، مخصوصاً سکانس فینال فیلم که واقعاً دیدنیه. بقیه بخشهای فیلم چندان برام جذاب نبود.