Natural Born Killers

Natural Born Killers

میکی ناکس (Mickey Knox) و مالوری ویلسون (Mallory Wilson) عاشق‌های معمولی نیستند؛ آن‌ها پس از کشتن پدر آزارگر مالوری، به یک سفر جاده‌ای می‌روند و در هر توقف، تقریباً تمام اطرافیانشان را به قتل می‌رسانند. با این حال، آن‌ها در هر تیراندازی یک نفر را زنده می‌گذارند تا داستان را تعریف کند و به زودی به لطف گزارش‌های جنجالی رسانه‌ها، به ستاره‌های مشهوری تبدیل می‌شوند. فیلم با سبکی بسیار بصری روایت شده است.

سال انتشار: 1994 کارگردان: Oliver Stone ژانر: Crime، Romance نویسندگان: Quentin Tarantino، David Veloz، Richard Rutowski امتیاز: 7.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

**یه نقد بی‌رحمانه به جامعه ما، که خود فیلم هم از همون چیزی که نقد می‌کنه سوءاستفاده می‌کنه.**

الیور استون (Oliver Stone) جزو کارگردان‌های محبوب من نیست. حالا فکر کنید وقتی با کوئنتین تارانتینو (Quentin Tarantino) تیم بشه چی از آب درمیاد؟ همین فیلم. فیلمنامه‌ای که تارانتینو نوشته، یه قتل‌عام واقعیه که نه فقط کلی آدم سیاهی‌لشکر، بلکه فرهنگ عامه رو هم سلاخی می‌کنه.

از وقتی رسانه‌های جمعی به وجود اومدن، همیشه صداهای هشداردهنده‌ای بلند شده که درباره خطرات بزرگ اونا هشدار بدن. در طول دهه‌ها، نقدها بیشتر حول محور ستایش خشونت یا مسائل جنسی بوده. من با بعضی از این نقدها موافقم، اما نمی‌تونم قبول کنم که مردم اون‌قدر احمق باشن که فقط چون فلان برنامه تلویزیونی رو دیدن، راه بیفتن و قتل‌عام یا کارهای غیراخلاقی راه بندازن. اکثر مردم این‌طوری تحت تأثیر قرار نمی‌گیرن و اونایی هم که می‌گیرن، از قبل نیاز به حمایت روانی داشتن.

فیلم از همین فرضیه شروع می‌کنه تا یه داستان عجیب بسازه؛ داستانی که در اون یه زوج قاتلِ وحشتناک، خون‌خوار و سادیست، تبدیل به سوپراستارهای «پاپ» می‌شن، با کلی طرفدار، مصاحبه و هیجان عمومی پیرامون جنایاتشون و تعقیب و گریز بی‌رحمانه‌ای که پلیس علیه‌شون راه انداخته. من لحن طنز و هجوآمیز فیلم رو دوست دارم که جامعه‌ای رو نشون می‌ده که در اون هر چیزی که در دنیای نرمال باید ازش متنفر بود، پرستش می‌شه. اما فیلم با در پیش گرفتن این مسیر، خودش هم بخشی از «مشکل» می‌شه و اون‌قدر خشونت عریانی داره که هر انسانی با ذره‌ای دلسوزی رو آزار می‌ده.

همه چیز توی این فیلم امضای تارانتینو رو داره که توی یه هیستری پنهان در کل اثر دیده می‌شه: کارگردانی خام و خشنه، موسیقی متن مزاحمه و تدوین از کات‌های سریع و وحشیانه‌ای استفاده می‌کنه که یه آدم صرعی نمی‌تونه تحملش کنه؛ از جمله کات‌های ناگهانی به فیلم‌های سیاه و سفید، اخبار تلویزیونی و متریال‌های دیگه. جلوه‌های بصری کیفیت عالی دارن اما خیلی تو چشم هستن. ریتم تند فیلم، اون رو به یه مسابقه در دنیایی از خشونت مفرط، شخصیت‌های هیستریک و ناخوشایند و سر و صدای مداوم تبدیل کرده. دیالوگ‌ها انگار برای فریاد زدن نوشته شدن نه حرف زدن، و استفاده زیاد از فحش ممکنه گوش بعضی‌ها رو اذیت کنه.

تیم بازیگری خیلی قوی‌ای توی این فیلم هست که واقعاً کارشون عالیه. وودی هارلسون (Woody Harrelson) در نقش خودش متقاعدکننده و به اندازه کافی سادیستیه و این یکی از تاثیرگذارترین نقش‌های کارنامه‌اش تا به امروزه. جولیت لوئیس (Juliette Lewis) هم با اینکه شاید اون‌قدر که نقش می‌طلبه «سکسی» نباشه، اما باورپذیر، باهوش و به شکل دلپذیری شروره. رابرت داونی جونیور (Robert Downey Jr.) که اون موقع هنوز با ستاره شدنش فاصله داشت، در بخش پایانی فیلم واقعاً درخشیده و تامی لی جونز (Tommy Lee Jones) هم که همیشه یه بازیگر کارکشته‌ست، اینجا به خوبی نقش یه آدم دیوانه رو بازی کرده که انگار دیگه درکی از واقعیت نداره. تام سایزمور (Tom Sizemore) هم در بین بازیگرهایی که فیلمنامه بهشون فضا داده، خویشتن‌دارانه‌ترین بازی رو ارائه داده.

2023-11-17


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

راستش یه جورایی برای حرف زدن درباره این فیلم تردید دارم؛ چون خیلی وقت بود توی لیست تماشام بود و بالاخره تونستم نسخه کالت و کارگردانش رو ببینم. اصلاً اون چیزی نبود که انتظار داشتم... خیلی فراتر بود. در حالت عادی شاید حداکثر ۳ ستاره می‌دادم، اما تدوین فیلم و فاصله ۳۰ ساله‌ای که از ساختش می‌گذره رو در نظر گرفتم. شاید اگه ۳۰ سال پیش می‌دیدمش، حس دیگه‌ای داشت. فیلم به موضوع قهرمان‌سازی از قاتلان زنجیره‌ای توسط رسانه‌ها می‌پردازه (روندی که الان دوباره مد شده) و اینکه خیلی از این قاتل‌ها پیشینه خانوادگی سختی داشتن.

اگه کسی بهم نمی‌گفت الیور استون پشت دوربینه، اصلاً نمی‌فهمیدم. فیلم کاملاً شبیه کارهای تارانتینوئه و حدس بزنید چی؟ فیلمنامه مال اون بود که الیور استون «به شدت» ادیتش کرده بود. شرمنده طرفدارها، ولی من فن فیلم‌های تارانتینو نیستم؛ اونا خیلی زیاد به خشونت و تیکه‌های کلامی تکیه می‌کنن تا ضعف فیلمنامه رو بپوشونن. انتظار داشتم فیلمنامه بعد از بازبینی استون خیلی قوی‌تر باشه.

بعضی جنبه‌های فیلم مثبته: بازی زوج ناکس (وودی هارلسون و جولیت لوئیس) به عنوان نسخه مدرن بانی و کلاید، و رابرت داونی جونیور در نقش مجری برنامه. فیلمبرداری رابرت ریچاردسون (که مدام با تارانتینو، اسکورسیزی و خود استون کار می‌کنه) پرجنب‌وجوش و روان‌گردانه؛ تدوین هنک کوروین و برایان بردان هم که بین صحنه‌ها غوغا می‌کنه عالیه. موسیقی متن ترنت رزنر (Trent Reznor) هم حرف نداره. در کل، حتی لحن خشونت فیلم با استانداردهای امروز بیشتر کمدی به نظر میاد، اما استایل بصری زوج قاتل و بعضی صحنه‌ها مثل افتتاحیه و عروسی خیلی خاص هستن. امتیاز من ۷ از ۱۰ هست.

2023-12-18