آپولو ۱۳
بر اساس داستان واقعی ماموریت بدفرجام آپولو ۱۳ به مقصد ماه. فضانوردان لاول (Lovell)، هیز (Haise) و سویگرت (Swigert) قرار بود با آپولو ۱۴ پرواز کنند، اما نوبت آنها به آپولو ۱۳ جلو افتاد. سال ۱۹۷۰ است و ایالات متحده پیش از این به هدف فرود روی ماه دست یافته است، بنابراین علاقه کمی به این پرواز «معمولی» وجود دارد... تا اینکه اوضاع به شدت به هم میریزد و امیدها برای بازگشت ایمن کمرنگ میشود.
سال انتشار: 1995 کارگردان: Ron Howard ژانر: Adventure، Drama، History نویسندگان: Jim Lovell، Jeffrey Kluger، William Broyles Jr. امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**روایتی سینمایی از ماموریت بدفرجام آپولو**_
در آوریل ۱۹۷۰، ماموریت آپولو ۱۳ به مقصد ماه پس از انفجاری که باعث آسیب داخلی شد، لغو میشود. حالا سه فضانورد و مرکز کنترل ماموریت باید فقط روی زنده ماندن و بازگشت به خانه تمرکز کنند، البته اگر ممکن باشد. فیلم «آپولو ۱۳» (۱۹۹۵) به کارگردانی ران هاوارد (Ron Howard)، روایتی استوار از وقایع واقعی است و مشخصاً بیست سال بعد روی فیلم «مریخی» (The Martian) تأثیر گذاشته است؛ فیلمی که حتی از این هم بهتر است، هرچند بر اساس وقایع تاریخی نیست.
فکر میکنم نقطه ضعف این فیلم همینجاست: اگر با داستان واقعی آشنا باشید، میدانید آخرش چه میشود و همین موضوع از تعلیق داستان کم میکند. با این حال، تماشای شرایط زندگی و چالشهای واقعی فضانوردان، و همچنین اراده و نبوغ افراد در مرکز کنترل ماموریت برای کار با امکانات موجود و پیدا کردن راهی برای بازگرداندن فضانوردان به خانه، برایم جالب بود. زمان فیلم ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه است.
بازیگران: تام هنکس، بیل پکستون، کوین بیکن، گری سینایس، اد هریس و کاتلین کویینلان.
نمره: B/B-
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه کم طول میکشه تا داستان راه بیفته، اما وقتی وارد فضا میشه، ثابت میکنه که داستان واقعاً جذابی درباره سه تا فضانورده که بعد از انفجار مخزن اکسیژن، خودشون رو توی فضاپیما گرفتار میبینن. ران هاوارد (Ron Howard) دو ساعت پر از حس خفقان رو به ما نشون میده و این مردها - لاول (تام هنکس)، هیز (بیل پکستون) و سویگرت (کوین بیکن) - باید با همکارهای مرکز کنترل زمینیشون به رهبری متینگلی (گری سینایس) و کرانز (با بازی عالی اد هریس) همکاری کنن تا قبل از تموم شدن اکسیژن و سوخت باقیمونده، راهی برای بازگشت به امنیت پیدا کنن.
در این میان، ما حس ترس از مرگ این مسافرها رو از زبان همسرانشون که روی زمین موندن هم حس میکنیم - مخصوصاً از کاتلین کویینلان (در نقش مریلین لاول) که خیلی خوب بازی کرده. فیلمنامه بر اساس کتاب خودِ لاول نوشته شده و بوی واقعیت میده. نیاز چندانی به زرقوبرق جلوههای ویژه نیست؛ دکورها به خوبی خطر و حس محبوس بودن رو با تیکتیک ساعت نشون میدن. دیالوگها قوی، پرمغز و زنده هستن و به خوبی بر پایه علم نوشته شدن. همین باعث شده تام هنکس یکی از بازیهای متقاعدکنندهتر و کمتر عجیبوغریب خودش رو ارائه بده که خیلی خوب با بقیه بازیگرها هماهنگ شده.
تاریخ پایان داستان رو به ما گفته، پس اینطور نیست که فیلم تعلیقِ «چی میشه» داشته باشه - واقعاً نداره. چیزی که داره، حس انباشته شده از خطره و به خوبی نشون میده که مغز انسان وقتی با مرگ حتمی روبرو میشه، چقدر میتونه منعطف و خلاق باشه. تولید فیلم درجه یکه - ساده اما مؤثر، و موسیقی متن جیمز هورنر (James Horner) یکی از کارهای کمتر شناخته شدهشه، اما با این حال خیلی تأثیرگذاره. یه نمونه واقعاً خوشساخت از یه داستان قوی با کارگردانی خوب و بازیگرهای عالی که واقعاً ارزش دیدن داره.