Babe

Babe

آرتور هاگت، کشاورز مهربان، در یک نمایشگاه محلی بچه‌خوکی به نام بیب (Babe) را برنده می‌شود. بیب که با تصمیم کشاورز برای نمایش دادن او در نمایشگاه بعدی، از سرنوشت تبدیل شدن به شام کریسمس قسر در رفته است، با یک سگ گله مهربان به نام فلای (Fly) دوست می‌شود و متوجه می‌شود که او هم می‌تواند گوسفندان را هدایت کند. اما آیا سایر حیوانات مزرعه، از جمله رکس (Rex)، همسر حسود فلای، خوکی را که از سلسله‌مراتب اجتماعی مزرعه پیروی نمی‌کند، می‌پذیرند؟

سال انتشار: 1995 کارگردان: Chris Noonan ژانر: Comedy، Drama، Family نویسندگان: Dick King-Smith، George Miller، Chris Noonan امتیاز: 6.9

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

واقعاً یه مدل سرگرمی حال‌به‌زن که گیاه‌خواری رو تبلیغ می‌کنه! یه صحنه هم داره که برای یه فیلم کودکانه خیلی زیاده و خشونت خانگی (بین دو تا سگ) رو نشون می‌ده. سازنده‌هایی که این آشغال رو ساختن قطعاً عقلشون رو از دست داده بودن که همچین صحنه‌ای رو توی یه فیلم خانوادگی گذاشتن. لطفاً بعد از خوندن این نقد، فیلم رو نبینید. مخصوصاً اصلاً دلتون نمی‌خواد تحت تأثیر این پروپاگاندا درباره استفاده از حیوانات به عنوان غذا قرار بگیرید.

2022-12-08


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

**کاملاً فوق‌العاده و مناسب برای کل خانواده.** معمولاً مردم به این فیلم فقط به چشم یه فیلم بچگونه دیگه نگاه می‌کنن، ولی نظر من این نیست. درسته که یه فیلم فانتزیه با حیوونایی که حرف می‌زنن و رفتار انسانی دارن، اما جوری ساخته و پرداخته شده که برای بزرگسال‌ها هم خیلی جذابه. برای دیدن کنار خانواده عالیه و همیشه توی تلویزیون، مخصوصاً دوران کریسمس، پخش می‌شه. فیلمنامه از این لذیذتر نمی‌شد: بیب یه بچه‌خوکه که توی روز شانسش، از کشتارگاهی که قرار بود توش بمیره (مثل پدر و مادر و خواهر برادراش) نجات پیدا می‌کنه. این خوک کوچولو می‌افته دست صاحب یه مزرعه گوسفند که اولش قصد داشت چاقش کنه تا بکشتش. اما طی یه سری ماجراهای بامزه، خوک کوچولو استعداد خاصش رو در کمک به چوپانی نشون می‌ده که باعث می‌شه جایگاه طبیعی حیوونا و اعتبار سگ‌های گله بره زیر ذره‌بین. فیلم با این داستان، با طنز و احساس، به سوالات جدی مثل معنای زندگی، مرگ، جایگاه هر کس در دنیا، بدی، و پاداش و جزا می‌پردازه. ساختن این فیلم به صورت انیمیشن سنتی یا کامپیوتری راحت بود، اما تیم تولید فیلم رو با حیوونای واقعی ساختن و از تکنولوژی برای اصلاح تصاویر استفاده کردن. اون زمان فیلم نقدهای تندی گرفت چون اشارات قوی به مصرف گوشت داشت (بالاخره عادت نداریم ناهارمون رو ببینیم که با بقیه حیوونا درباره نجیب بودنِ هدفِ غذایی که براش ساخته شده حرف بزنه!) و واقعیت اینه که انگار واقعاً کسایی بودن که بعد دیدن این فیلم گوشت خوردن رو کنار گذاشتن. اگه حیوونا نقش اصلی هستن، پس آدما کجان؟ به نظرم نقش اصلی بودن چیزی رو عوض نمی‌کنه. نقش اصلی انسانی با جیمز کرامول (James Cromwell) هست، یه بازیگر فوق‌العاده لایق و بااستعداد که خیلی راحت با نقشش یعنی صاحب مزرعه کنار اومد؛ کسی که می‌فهمه خوکش چقدر خاصه. با اینکه کم حرف می‌زنه، اما زبان بدن و میمیک صورتش عالیه. ماگدا زوبانسکی (Magda Szubanski) هم کارش رو خوب انجام داده و جالبه ببینیم چطور با گریم پیرش کردن تا نقش زنی خیلی بزرگتر از خودش رو بازی کنه. از نظر فنی، فیلم بی‌نظیره. اول از همه، تعداد حیوونا و مربی‌هایی که استفاده شدن فوق‌العاده‌ست. تلاش لجستیکی برای حفظ تداوم صحنه‌ها و بهداشت حیوونا حتماً غول‌آسا بوده. بخش گریم هم نه تنها زوبانسکی رو پیر کرد، بلکه به بعضی حیوونا چهره انسانی داد که کار کمی نیست. فیلم دکور و آکسسوار عالی داره که تخیلات کودکی و زندگی روستایی رویایی رو به خوبی بازسازی کرده. اما چیزی که بیشتر از همه ما رو سر ذوق میاره، فیلمبرداری فوق‌العاده با رنگ‌های زنده و زیبایی درخشانه. با اینکه طرفدار موش‌ها نیستم، ولی اونا هم نقش خودشون رو دارن. موسیقی متن هم بر اساس قطعات کلاسیک مثل «دانوب آبی» اثر اشتراوس و آثار گابریل فوره و سن-سانس ساخته شده که انتخاب‌های هوشمندانه‌ای بودن.

2023-03-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

کیه که از موسیقی کامیل سن-سانس و سمفونی سومش برای شروع یه فیلم خوشش نیاد؟ این یه شروع ایده‌آل برای این داستان سرگرم‌کننده‌ست که من رو یاد داستان «تار شارلوت» و ماجراهای مزرعه انداخت. بیب ضعیف‌ترین عضو خونواده‌ست که سرنوشتش اینه که بره روی میز ناهار کشاورز، اما «هاگت» (جیمز کرامول) حس می‌کنه این «خوک» بیرون از فرِ اجاق، مفیدتره! شاید چون این موجود کوچولو ذاتا بلده چطوری دوست پیدا کنه. اون با غازها، گاوها، اسب‌ها و حتی «ما» (میشِ بداخلاق مزرعه) گپ می‌زنه. در واقع همین مهارتشه که کشاورز رو متوجه دزدهای احشام می‌کنه و باعث می‌شه بفهمه این خوک می‌تونه اولین خوکِ چوپان دنیا باشه. با اینکه زنش قراره بره سفر و مسابقات سگ‌های گله هم نزدیکه، شاید وقتش باشه قوانین رو عوض کنن، حتی اگه سگ خودشون یعنی «رکس» فکر کنه صاحبش دیوونه شده. حالا اگه آدم بدعنقی باشید، احتمالاً از این همه احساسات‌گرایی توی فیلم بدتون میاد، ولی من اینطوری نیستم و ازش خوشم اومد. بقیه موجودات مزرعه، حتی اون موش‌های رو مخ، همگی خوب کنار هم کار می‌کنن تا ارزشِ هوای همدیگه رو داشتن رو نشون بدن. با اینکه سایه چاقوی قصابی همیشه بالای سرشونه، اما در کل این یه داستان شاد و امیدبخشه. فیلم ترکیبی جذاب از بازی زنده و انیمیشن به صورت خلاقانه‌ست؛ از اون فیلم‌های حیوونی که شاید گاهی آدم رو معذب کنه، اما هنوز هم یه اثر شاد و دلنشینه که سخت بشه دوستش نداشت.

2025-04-20