پسران بد

پسران بد

مارکوس برنت مرد خانواده‌دوستی است که زیر سلطه همسرش قرار دارد. مایک لوری یک مرد مجرد و خوش‌گذران است که از زندگی‌اش لذت می‌برد. هر دو پلیس میامی هستند و ۷۲ ساعت فرصت دارند تا محموله مواد مخدری را که از جلوی چشم اداره‌شان دزدیده شده، پس بگیرند. برای پیچیده‌تر شدن اوضاع، آن‌ها مجبور می‌شوند برای جلب همکاری تنها شاهد یک قتل، خودشان را به جای یکدیگر جا بزنند.

سال انتشار: 1995 کارگردان: Michael Bay ژانر: Action، Comedy، Crime نویسندگان: George Gallo، Michael Barrie، Jim Mulholland امتیاز: 6.8

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

طرفدارای مایکل بیِ قبل از «ترمیناتور» عاشق این فیلم می‌شن. می‌تونم بفهمم کجاها موفق عمل کرده، اما شخصاً «پسران بد» یه جورایی بهم حس ناخوشایندی می‌ده. _نمره نهایی: ۲.۵ ستاره - خیلی برای من نبود، اما جذابیتش رو درک می‌کنم._

2017-11-28


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

نمی‌دونم، من هیچ‌وقت طرفدار پر و پا قرص «بی» نبودم، اما همیشه از ویل اسمیت خوشم می‌ومد. مارتین لارنس رو هم فقط از برنامه Def Comedy Jam می‌شناختم، برای همین با یه حس ۵۰-۵۰ رفتم سراغ فیلم... اما این ویل اسمیتِ دهه ۹۰ بود، زمانی که فقط دنبال خوش‌گذرونی و حال خوب بود، پس به هر حال رفتم که ببینمش. نکته درخشانش اینه که به عنوان یه فیلم اکشن/کمدیِ مستقل، اثر خوبیه؛ در واقع یه فیلم خیلی خوبه که یادآور فیلم‌های پلیسی رفاقتی (Buddy Cop) دهه ۸۰ هست که همه دوستشون دارن. اما بعدش موفق می‌شه خیلی ظریف سریال «میامی وایس» (Miami Vice) رو مسخره کنه و دست بندازه، اونم بدون اینکه مثل فیلم‌های احمقانه‌ای مثل Scary Movie زیاده‌روی کنه. این کار رو طوری انجام می‌ده که هم تیکه‌اش رو بندازه و هم به عنوان یه فیلم روی پای خودش بایسته، که به نظر من این یعنی فیلمی فراتر از درخشان.

2023-01-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

واقعاً خنده‌دار و پر از اکشن. یکی از فیلم‌های مورد علاقه تمام دوران منه.

2023-04-22


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

پر از اکشن!

2024-06-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

قراره این نسخه سیاه‌پوستِ «کگنی و لیسی» باشه؟ یادمه یکی‌شون یه پلیس پولدار بود که با یه پلیس از طبقه کارگر همکار شده بود. اینجا ویل اسمیت نقش «مایک» شیک و با اعتماد به نفس رو بازی می‌کنه که با «مارکوس» (مارتین لارنس) توی بخش مبارزه با مواد مخدر کار می‌کنه. بعد از یه دستبرد جسورانه به اداره پلیس که باعث می‌شه میلیون‌ها دلار هروئین از اتاق مدارک دزدیده بشه، وظیفه این زوج جسور اینه که بفهمن کی اون‌ها رو کش رفته. چقدر می‌تونه سخت باشه؟ این حجم از مواد اونقدر زیاده که فقط چند نفر می‌تونن از پسش بربیان. خب، رابط‌های اون‌ها خیلی زود سرنخی بهشون می‌دن، اما تا اون موقع جنازه‌ها روی هم انبار شدن و «جولی» (تیا لئونی) باید تحت حفاظت شاهد قرار بگیره. برای پیچیده‌تر شدن اوضاع، جولی فکر می‌کنه مارکوس همون مایک هست و مارکوس هم مجبوره باهاش راه بیاد؛ این یعنی باید بره توی آپارتمان رفیقش زندگی کنه، که هم مایک رو شاکی می‌کنه و هم زن خودش «ترزا» (ترزا رندل) رو، که مارکوس براش یه داستان درباره ماموریت مخفی سر هم کرده.

چیزی که در ادامه می‌بینیم یکی از اون کمدی‌های رفاقتیه که لحظات خاص خودش رو داره، اما به خاطر یه سری دیالوگ‌های واقعاً پیش‌پاافتاده و شخصیت‌های منفی که به اندازه پیتزای سردِ دیروز ترسناک هستن، ضربه خورده. بیست دقیقه آخر فیلم خیلی پرجنب‌وجوشه، با کلی آتیش‌بازی و مدرکی بر اینکه پورشه باکسر می‌تونه ۰ تا ۱۰۰ رو توی ۴ ثانیه بره، اما در غیر این صورت، این فیلم بیشتر شبیه یه پسرعموی بی‌نمک برای «پلیس بورلی هیلز» (۱۹۸۴) هست که فقط بددهنی‌اش بیشتر شده. نکته مثبتش اینه که این تنها زمانی بود که دیدم تیا لئونی یه بازیِ تا حدی دلنشین ارائه می‌ده، اما بعد از سی سال، کل فیلم قدیمی شده و اون جلایی که وقتی مارتین لارنس در اوج بود و «شاهزاده تازه میامی» (ویل اسمیت) واقعاً تازه بود رو از دست داده. در کل تماشایی هست، اما چیز خاص و اورجینالی نداره.

2025-03-26