شجاع دل

شجاع دل

William Wallace (ویلیام والاس) یک شورشی اسکاتلندی است که قیامی را علیه حاکم ظالم انگلیسی، Edward the Longshanks (ادوارد پادراز) رهبری می‌کند؛ کسی که می‌خواهد تاج و تخت اسکاتلند را برای خود به ارث ببرد. زمانی که ویلیام والاس پسر بچه‌ای بود، پدر و برادرش به همراه بسیاری دیگر در راه تلاش برای آزادی اسکاتلند جان خود را از دست دادند. والاس پس از از دست دادن یکی دیگر از عزیزانش، جستجوی طولانی خود را برای آزادی همیشگی اسکاتلند، با کمک Robert the Bruce (رابرت بروس) آغاز می‌کند.

سال انتشار: 1995 کارگردان: Mel Gibson ژانر: Biography، Drama، War نویسندگان: Randall Wallace امتیاز: 8.3

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

چون خودم اسکاتلندی هستم، باید بگم این فیلم واقعاً منظره‌های اسکاتلند و اطرافش رو عالی نشون میده. خط داستانی فیلم آدم رو تا آخر میخکوب نگه می‌داره. Mel Gibson (مل گیبسون) لهجه رو خیلی خوب درآورده و نقش ویلیام والاس رو عالی بازی کرده. وقتی فیلم تموم می‌شه، ناخودآگاه دلم می‌خواد بلند شم و فریاد بزنم «آزادی!». می‌تونم این فیلم رو ۱۰۰۰ بار دیگه ببینم و خسته نشم. دیدنش برای هر کسی که هنوز ندیدتش واجبه.

2012-08-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

از اشتباهات تاریخی که بگذریم، Braveheart (شجاع‌دل) یک نمایش شورانگیزه. سال ۱۹۹۵ بود که مل گیبسون این حماسه برنده جایزه رو ساخت؛ فیلمی که از نظر تاریخی به شدت تحریف شده، کارگردانش هم کسیه که بعدها وجهه شخصیتی چندان جالبی پیدا نکرد و فیلمی که گاهی اوقات رویکردی بیش از حد سنگین داره. فیلم مثل قایق‌سواری توی موج‌های سهمگین، تلاطم زیادی داره، پس بله، شجاع‌دل اصلاً بی‌نقص نیست. اما ساختار، فوران احساسات حماسی و شکوه خالصش اون رو به یه اثر لذت‌بخش تبدیل می‌کنه. این یه حماسه عظیم و پرهزینه‌ست که یه جورایی برای سالی که ساخته شده عجیب به نظر می‌رسه؛ شاید رمز موفقیت فیلم این بود که دهه ۹۰ تشنه یه اثر حماسی بود تا ما رو به دوران طلایی فیلم‌هایی مثل «اسپارتاکوس» برگردونه. یا شاید فیلم به این دلیل روی روان جامعه تاثیر گذاشت که دیدن قیام آدم‌های معمولی و حال‌گیری از قدرتمندها همیشه جذابه؟ مظلوم‌ها و کسایی که بهشون زور گفته شده، ضربه رو جبران می‌کنن؛ مگه این تم برای هر انسان معمولی جواب نمی‌ده؟ این یه داستان پرفراز و نشیب از عشق، وفاداری، شرف، بی‌آبرویی، خیانت، مرگ و قهرمان‌ها و شرورهاست. خلاصه بگم، تمام ویژگی‌های ژانر خودش رو داره (نبردهای خونین و بالینی که فوق‌العاده اجرا شدن). گیبسون در نقش ویلیام والاس، با اینکه گاهی برای درآوردن لهجه اسکاتلندی به مشکل می‌خوره، اما با شور و حرارتی که توی بیان دیالوگ‌هاش داره (مخصوصاً سخنرانی «پسران اسکاتلند» در استرلینگ که یه نقطه عطف نمادینه) این نقص رو جبران می‌کنه. Patrick McGoohan در نقش پادشاه ادوارد اول، تجسم شرارت و خودخواهیه و بازیگرهای مکمل هم عالی کار کردن. موسیقی James Horner (جیمز هورنر) کاملاً با تم‌های فیلم همخوانی داره و فیلمبرداری John Toll هم که به درستی برنده اسکار شد، چون جوهره فیلم رو شکار کرده. چه تپه‌های سرسبز باشه و چه میدان نبرد غرق در خون، کار Toll کاملاً با حال و هوای فیلم هماهنگه. پس بله، با تمام نقص‌هاش، این فیلم قدرت این رو داره که بیننده رو به وجد بیاره و بهش الهام ببخشه. فیلم گاهی بهت ضربه می‌زنه، اما همزمان از اول تا آخر تو رو از نظر احساسی درگیر می‌کنه. چون حماسه‌های باشکوه انگار دیگه از بین رفته بودن، اما گیبسون و ارتشش اون رو به عصر مدرن برگردوندن و اثری ساختن که می‌تونه سرش رو جلوی بزرگان تاریخ سینما بالا نگه داره. ۱۰/۱۰

2019-09-08


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

وقتی این فیلم رو دیدم ۱۵ سالم بود و یکی از بهترین فیلم‌هایی بود که تا اون موقع دیده بودم. حالا که ۴۱ سالمه و مدرک تاریخ دارم... صحنه نبرد پل استرلینگ مثل کشیدن ناخن روی تخته‌سیاه برام آزاردهنده‌ست. با همسرم تماشاش کردم و مدام می‌گفتم: «نه، اون موقع اون دختر ۳ سالش بود و توی فرانسه زندگی می‌کرد». پس نمی‌دونم چی بگم. فیلم دراماتیک، اتمسفریک و از نظر بصری زیبا بود. یه حمام خونِ کلاسیک به سبک گیبسون بود که همیشه سرگرم‌کننده‌ست. بازی‌ها خوب بود، موسیقی به درام کار اضافه می‌کرد و باعث راه افتادن جنبشی توی اسکاتلند شد که هنوز هم باهاش درگیرن... پس هنوز هم فیلم خیلی خوبیه. فقط، خب... اون پل لعنتی کجاست؟

2023-01-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

متأسفانه به عنوان یه اسکاتلندی، با بخش‌های واقعی و تاریخی این فیلم بیشتر از اون چیزی که باید، مشکل داشتم. این تاریخ از بچگی توی گوش ما خونده شده، برای همین وقتی یه تصویرسازی در این ابعاد می‌بینیم، انتظار بیشتری داریم. اصلاً مهم نیست که مل گیبسون اسکاتلندی نیست؛ این یه بحث فرعیه. چیزی که مهمه اینه که داستان تا حد زیادی تخیلیه. خشن، زیبا و با ظاهری اصیل هست، اما بازم تخیله. با این حال، به عنوان یه درام قرون‌وسطایی که تلاش اسکاتلندی‌های بدون پادشاه رو علیه ظلم پادشاه ادوارد اول نشون می‌ده، سرگرم‌کننده‌ست. فیلم با استفاده از چهره‌های آشنا، به تدریج وحشی‌گری انگلیسی‌ها رو نشون می‌ده و ما رو با «ویلیام والاس» آشنا می‌کنه که یکی از معدود کساییه که می‌خواد بجنگه. کشته شدن همسرش به دست کلانتر محلی، آخرین قطره صبرش بود. چیزی که در ادامه می‌بینیم یه درام خوش‌ساخت و شیک هست که کلی نقشه و توطئه و صحنه‌های نبرد واقعاً خشن داره. فیلم یکم طول می‌کشه تا راه بیفته، اما وقتی شروع می‌شه ریتم خوبی داره؛ رمانتیک‌بازی حداقلیه و کلی شمشیرزنی و شعارهای میهن‌پرستانه داره. چرا که نه؟ این فیلمی درباره مردیه که برای آزادی مردمش علیه یه غاصب جنگید و توی این کار موفقه. زمان‌بندی‌های تاریخی و شخصیت‌پردازی‌ها یکم به هم ریخته هستن، اما بازم می‌گم، این‌ها واقعیت‌هایی هستن که باید همون اول فیلم بیخیالشون بشید. «شجاع‌دل» هیجان‌انگیز، پرشتاب و خونینه؛ دقیقاً همون چیزی که باید باشه و برای این موضوع باید از گیبسون تقدیر کرد. فقط حیف که نمی‌تونست یکم بیشتر به واقعیت وفادار باشه.

2023-08-27