La Haine
این فیلم سه مرد جوان و زمان سپری شده آنها در «گتوی» حومه فرانسه را در طول بیست و چهار ساعت دنبال میکند. وینس (Vinz)، یک یهودی، سعید (Saïd)، یک عرب، و اوبر (Hubert)، یک بوکسور سیاهپوست، در این حومههای فرانسه بزرگ شدهاند، جایی که سطح بالای تنوع فرهنگی همراه با نیروی پلیس نژادپرست و سرکوبگر، تنشها را به نقطه بحرانی رسانده است. در طول شورشهایی که شب قبل رخ داد، یک افسر پلیس اسلحه کمری خود را در هرج و مرج ناشی از آن گم کرد و وینس آن را پیدا کرد. اکنون، با وسیلهای تازه برای کسب احترامی که شایستهاش است، وینس سوگند یاد میکند که اگر دوستش عبدل (Abdel) در بیمارستان به دلیل ضرب و شتمی که در بازداشت پلیس متحمل شده بود، بمیرد، یک پلیس را خواهد کشت.
سال انتشار: 1995 کارگردان: Mathieu Kassovitz ژانر: Crime، Drama نویسندگان: Mathieu Kassovitz امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «نفرت» (La Haine) ساخته متیو کاسوویتس (Matthieu Kassowitz) تصویری از سرخوردگی جوانان و خشم ناشی از آن است که در پروژههای مسکن عمومی خارج از پاریس روایت میشود. قبل از اکران این فیلم، بسیاری از بینندگان خارجی فقط فرانسه خوشلباس، سفیدپوست، محتاط و تحصیلکرده را میشناختند که مثلاً در فیلمهای موج نوی دهه ۱۹۶۰ به تصویر کشیده شده بود. حتی بسیاری از مردم فرانسه از جریانهای تاریکتر جامعه خود بیخبر بودند، زیرا هیچ فیلمی قبلاً جرأت نکرده بود به این موضوع بپردازد. «نفرت» یک بمب بود. با اینکه در سال ۱۹۹۵ فیلمبرداری شد، اما امروز کاملاً موضوعی و بهروز باقی مانده است، زیرا شورشها در سالهای اخیر همچنان خبرساز بودهاند. «نفرت» یک روز از زندگی سه مرد جوان با پیشینههای قومی مختلف را دنبال میکند که همگی در یک پروژه مسکن خاص به دنیا آمده و بزرگ شدهاند: وینس (وینسنت کسل - Vincent Cassell) یهودی پرخاشگر، سعید (سعید تغماوی - Saïd Taghmaoui) عرب ناامن و دلقکصفت، و اوبر (اوبر کوند - Hubert Koundé) آفریقایی زیر صحرایی متفکر و منطقیتر. فیلم در یک صبح بهاری، در پی شورشی که پروژه مسکن این جوانان را به لرزه درآورده، آغاز میشود. برخی از خودروها و ساختمانها تخریب شدهاند و اخبار گزارش میدهند که یک افسر پلیس اسلحه خود را در هرج و مرج شب قبل گم کرده است. در طول دوره ۲۴ ساعته قبل از پایان تکاندهنده فیلم، این سه نفر در محیط تلخ و شیرین پروژه مسکن خود (خشونت و فقر از یک سو، خانوادههای دوستداشتنی از سوی دیگر) گشت و گذار میکنند و در تلاشی برای جمعآوری پولی که به آنها بدهکارند، در محیط بیگانه (ثروتمند، تحصیلکرده، سفیدپوست) مرکز شهر پاریس حرکت میکنند. این فیلم نه تنها با نشان دادن جنبهای از فرانسه که بینندگان هرگز ندیده بودند، یک فیلم روشنگرانه است، بلکه بسیار سرگرمکننده نیز هست. بازیهای این بازیگران نسبتاً بیتجربه کاملاً قانعکننده است، به ویژه وینسنت کسل. کاسوویتس سنت فیلمسازی کشورش را کنار میگذارد و در عوض با الهام از ایالات متحده، اکشن را شکل میدهد. با این حال، زیباییشناسی «شهری» و «هیپهاپ» که او به کار میبرد، فیلم را به سطح تولیدات توخالی هالیوود پایین نمیآورد، بلکه در سطح اسپایک لی (Spike Lee) و اسکورسیزی (Scorsese) قرار میگیرد. تصمیم کارگردان برای فیلمبرداری فیلم به صورت سیاهوسفید، به آن وزنی داده است که آن را جاودانه میکند. با این حال، با وجود بازیهای خوب و جزئیات قومنگاری، خود داستان نسبتاً معمولی است، که مانع از این میشود که من امتیاز خیلی بالایی به آن بدهم.
2018-09-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تو این فیلم، بیشتر از اینکه بازیهای فردی برجسته باشه، تلاش جمعی همه دستاندرکاران برای نشون دادن اینکه زندگی تو محلههای حومه پاریس چقدر میتونه خطرناک باشه، به چشم میخوره. شورشهای شب قبل از اینکه ما وارد صحنه بشیم، منطقه رو تو یه حالت تقریباً خستگی عصبی حاد رها کرده. پلیس داره با احتیاط قدم برمیداره و جامعه مثل یه انبار باروته. برای اضافه کردن به این بیثباتی، یه افسر پلیس شب قبل اسلحهاش رو گم کرده و یکی از محلیها به اسم «وینس» (وینسنت کسل - Vincent Cassel) قسم خورده که اگه دوستش «عبدل» که الان تو بیمارستانه، بمیره، از یه افسر دیگه انتقام بگیره. خیلی زود مشخص میشه که «عبدل» در نتیجه بازجویی تو یه ایستگاه پلیس به شدت مجروح شده و الان تو کماست. میتونید تصور کنید که این اتفاق چه تأثیری روی این جامعه بیاعتماد و مشکوک گذاشته. کارگردان متیو کاسوویتس (Matthieu Kassovitz) اینجا یه هیولا خلق کرده. فیلم تأثیرگذار و عصبانیه، برانگیزاننده و ترسناک. وقتی این روز سرنوشتساز به شب میرسه و «وینس» با دو دوستش «سعید» (سعید تغماوی - Saïd Taghmaoui) و «اوبر» (اوبر کوند - Hubert Koundé) بوکسور مشتاق، به مرکز شهر میرن، اوضاع بدتر میشه و نتایج غمانگیزتری به بار میاره. تماشای این فیلم آسون نیست، اما جذابه و به عنوان یه اتهام غمانگیز به زندگی شهری و (عدم) تحمل، بسیار مؤثره.
2023-08-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم خیلی خیلی خوبی بود! «نفرت» (La Haine) یه برش جالب از زندگیه، من تو کل ۹۰ دقیقه یا بیشترش مجذوب بودم چون داستانش رو قشنگ تعریف میکنه. بعضی از فیلمبرداریها (سیاهوسفید، انتخاب هوشمندانه) و تدوینش به خصوص چشمگیره، در حالی که پایانش تلخ و فراموشنشدنیه. اهداف فیلم به وضوح و بلند به گوش میرسه. من خیلی با سه شخصیت اصلی ارتباط برقرار نکردم، به جز اوبر. همچنین میتونستم حس کنم که چیزی در راهه (البته دقیقاً اونطوری که شد رو پیشبینی نمیکردم) از همون اوایل، بنابراین شما یه جورایی فقط نشستید و منتظر بودید که اتفاق بیفته – اما شکی نیست که فیلم با موفقیت شما رو تو تعلیق نگه میداره. شخصیتها از نظر اینکه بخوای تماشاشون کنی یه کم بیحالن، هرچند بازیگرانی که نقشهاشون رو بازی میکنن عالی هستن – بدون شک. اوبر کوند (Hubert Koundé) کسیه که احتمالاً بیشتر از همه یادم میمونه، حتی با وجود بازیهای قابل توجه وینسنت کسل (Vincent Cassel) و سعید تغماوی (Saïd Taghmaoui)؛ دو بازیگری که تو چند تا فیلم انگلیسیزبان در طول سالها دیدهام.
2024-09-17