مخمصه
شکارچیان و طعمههایشان؛ نیل (Neil) و تیم جنایتکار حرفهایاش به دنبال اهداف بزرگ مالی (بانکها، گاوصندوقها و ماشینهای حمل پول) هستند و در مقابل، توسط ستوان وینسنت هانا (Vincent Hanna) و تیم پلیس بخش سرقت و قتل تحت تعقیب قرار میگیرند. یک اشتباه در عملیات، هانا را در مسیر آنها قرار میدهد، در حالی که آنها در حال تجدید قوا برای انجام آخرین سرقت بزرگ دوران حرفهای خود هستند. نیل و وینسنت از جهات بسیاری، از جمله زندگی شخصی پرمشکلشان، به هم شباهت دارند. نیل در لحظهای حساس از زندگیاش، زمانی که عاشق میشود، از قانونی که سالها پیش توسط مربی جنایتکارش به او آموخته شده بود سرپیچی میکند: «هرگز در زندگیات دلبسته چیزی نشو که اگر پلیس را در نزدیکی خود دیدی، نتوانی در عرض سی ثانیه از آن بگذری.» بدین ترتیب، صحنه برای پایانی پرتعلیق آماده میشود...
سال انتشار: 1995 کارگردان: Michael Mann ژانر: Action، Crime، Drama نویسندگان: Michael Mann امتیاز: 8.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«تو با من زندگی نمیکنی، تو داری وسط بقایای آدمهای مرده زندگی میکنی.» فیلم مخمصه (Heat) رو مایکل مان (Michael Mann) نوشته و کارگردانی کرده. بازیگرهایی مثل رابرت دنیرو (Robert De Niro)، آل پاچینو (Al Pacino)، وال کیلمر (Val Kilmer)، جان ویت (Jon Voight)، تام سایزمور (Tom Sizemore)، دایان ونورا (Diane Venora)، اشلی جاد (Ashley Judd)، امی برنمن (Amy Brenneman) و دنی ترخو (Danny Trejo) توی این فیلم بازی میکنن. موسیقی متن اثر الیوت گلدنتال (Elliot Goldenthal) و فیلمبرداری هم کار دانته اسپینوتی (Dante Spinotti) هست. نیل مککالی (De Niro) سارق کلهگندهایه که دنبال آخرین سرقت بزرگش قبل از بازنشستگیه، اما وینسنت هانا (Pacino) سایه به سایه دنبالشه؛ پلیسی که درست مثل خود نیل، با متد و اراده خاص خودش پیش میره. قبل از اکران فیلم، خیلیها روی این موضوع مانور میدادن که این اولین باریه که دنیرو و پاچینو همزمان توی یه فیلم بازی میکنن. واقعاً هم انتظارش شیرین بود و نتیجهاش شد یه کلاس درس بازیگری کنترلشده از دو تا از بزرگترینهای تاریخ که احترام متقابلی برای هم قائل بودن. چیزی که اون موقع نمیدونستیم این بود که این فیلم قراره به یکی از بهترین فیلمهای پلیسی-جنایی تاریخ تبدیل بشه؛ اثری از یه کارگردان مؤلف که وسواسش روی واقعگرایی و تحقیق کردن، اون رو از بقیه کارگردانهای مدرن متمایز میکنه. کمتر پیش میاد که همه اجزای یه فیلم انقدر دقیق با هم هماهنگ باشن، اما مخمصه یکی از اون فیلمهاست. از بازی بازیگرها گرفته تا زیباییشناسی بصری، فیلمنامه و محتوای داستان، همه چیز توی مخمصه به همون اندازه که هیجانانگیزه، دقیق هم هست. شخصیتهای زیادی داریم که به زیبایی توی فضای بیروح شهر فرشتهها (لسآنجلس) به هم گره خوردن. همزمان با پیشرفت داستان و بررسی شخصیتها و روابط از هم پاشیدهشون، ما شاهد یه نگاه عریان به طبیعت انسانی هستیم؛ جایی که زندگی آدمها با انتخابهاشون تعریف میشه یا به پایان میرسه. هر طرف رو که نگاه میکنی، آدمهایی رو میبینی که زیر فشار جرمهای سنگین دارن له میشن؛ رویاها، امیدها و خوشبختی چیزهایی هستن که به سختی به دست میان، و این موضوع برای هر دو طرف قانون صدق میکنه. مایکل مان توی این فیلم، حس و حال بصری فیلم «شکارچی انسان» (Manhunter) رو با هیجان فیلم «آخرین موهیکان» (Last of the Mohicans) ترکیب کرده. فیلمبرداری شفاف اسپینوتی و مهارت مان در خلق صحنههای اکشن، فیلم رو به اوج رسونده. باز هم تعریفهایی که از سکانس سرقت و تیراندازی شنیده میشد، توقعات رو بالا برد و باز هم فیلم اصلاً ناامیدمون نکرد. لسآنجلس تبدیل به میدون جنگ میشه، صدای رگبار فضا رو پر میکنه، ماشینها لایی میکشن و تصادف میکنن و آدمها روی زمین میافتن؛ از نظر بصری و صوتی، این سکانس شما رو میخکوب میکنه و یکی از بهترین صحنههای اکشن تاریخه. نکته جالب اینجاست که چون مان خیلی روی شخصیتپردازی وقت گذاشته، ما واقعاً نگران سرنوشت همه هستیم و انگیزههاشون رو درک میکنیم. این برای فیلمی با این همه بازیگر مکمل، یه موفقیت بزرگه. مخمصه انقدر محتوا داره که میشه از دلش دهها فیلم جنایی دیگه درآورد؛ طرفدارهای نئو-نوآر و فیلمهای جنایی اینجا حسابی کیف میکنن. فرمولش پیچیده نیست: یه گروه بازیگر عالی رو دور هم جمع کن، یه فیلمنامه هوشمندانه بهشون بده و بذار یه کارگردان خستگیناپذیر هدایتشون کنه؛ نتیجهاش میشه یه شاهکار. مخمصه، نهایتِ فیلمهای «شکارچی و طعمه» است که از اول تا آخرش دست از تلاش برنمیداره و انرژی و فکر از هر فریماش میباره. ۱۰/۱۰
2015-03-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه جورایی از خودم ناامید شدم که انقدر دیر فیلم Heat رو دیدم، چون تاثیر خیلی زیادی روی یکی از بهترین فیلمهای تاریخ یعنی شوالیه تاریکی (The Dark Knight) و یکی از بازیهای مورد علاقهام یعنی Payday داشته. اما بیشتر از این ناراحتم که چرا انقدر خودم رو از لذت دیدن چنین فیلم جنایی فوقالعادهای محروم کرده بودم. نمره نهایی: ۴ ستاره - یه فیلم همه چی تموم که یه چیز خاص و اضافه هم تو خودش داره.
2017-06-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**فیلم Heat لیاقت حضور توی لیست ۲۵ فیلم برتر سرقت و اکشن دهه ۹۰ رو داره، اما یه سری نقاط ضعف باعث میشه توی رتبههای پایینتر قرار بگیره.** مخمصه خیلی چیزها رو درست انجام میده. تیم بازیگری درخشانش هنوز هم من رو غافلگیر میکنه؛ هر بار که میبینمش کلی اسم و چهره آشنا پیدا میکنم. اکشن فیلم فوقالعاده است، مخصوصاً با توجه به اینکه فیلم مال ۲۵ سال پیشه. صحنه تیراندازی وسط فیلم واقعاً میخکوبکننده، عریان و پرقدرته. داستان طوریه که اصلاً نمیشه حدس زد آخرش چی میشه؛ پلیس به هدفش میرسه یا سارق نابغه فرار میکنه؟ مخمصه قطعاً جزو بهترینهای ژانر سرقته، اما نه به اون بالایی که خیلیا میگن. فیلم یه سری ایرادهای رو مخ هم داره. پایان فیلم خیلی ناگهانی و غیررضایتبخشه. زمان فیلم هم حداقل ۴۵ دقیقه طولانیتر از چیزیه که باید باشه. بزرگترین ناامیدی هم بازی آل پاچینو (Al Pacino) بود. بازیش انقدر غلوشده بود که انگار شخصیتش مال یه فیلم دیگه است. بقیه بازیگرها یه اجرای جدی و واقعی داشتن، در حالی که پاچینو داشت درباره هیکل زنها فریاد میزد! آخه چرا؟ مخمصه فیلم خوبیه، اما این نقاط ضعف نمیذاره به یه فیلم عالی تبدیل بشه.
2022-09-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «مخمصه» به کارگردانی مایکل مان (Michael Mann) یه حماسه جنایی بر اساس ماجراهای واقعی یه مجرم به اسم نیل مککالی (Neil McCauley) هست. با اینکه بیشتر داستان تخیلیه، اما چون ریشه در واقعیت داره، مان تونسته این درام جنایی رو از بقیه فیلمهای این ژانر بالاتر ببره. رابرت دنیرو (Robert De Niro) نقش نیل مککالی رو بازی میکنه؛ یه جنایتکار باسابقه و باهوش که تخصصش بازی موش و گربه با پلیسه. بعد از اینکه یه سرقت به تیراندازی خیابونی ختم میشه، مککالی و دار و دستهاش موفق میشن از دست پلیس فرار کنن. ستوان وینسنت هانا (Al Pacino) که مصممه این مجرمها رو بگیره، با مهارت صحنه جرم رو بررسی میکنه و از همونجا فیلم شروع میکنه به نشون دادن شباهتهای بین این دو شخصیت اصلی. مخمصه که کاملاً در لوکیشنهای واقعی فیلمبرداری شده، یه تجربه بصری جذاب و پر از تنشه که بیننده رو تا آخر فیلم مردد نگه میداره که طرف کدومشون رو بگیره.
2023-02-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یه فیلم خوب با بازیگرهای تراز اول که با بقیه فیلمهای اکشن فرق داره و ارزشش رو داره که این روزها دوباره دیده بشه.** اگه یه چیز باشه که بتونه سرگرمی خوبی باشه، اون یه فیلم اکشن با سارقهای باهوش و نترس و پلیسهاییه که برای دستگیریشون دست به هر کاری میزنن. این فیلم اساساً همینه و با اینکه مدلهای مشابهش رو زیاد دیدیم، اما نه خستهکننده میشه و نه جذابیتش رو از دست میده. مایکل مان امروزه کارگردانی با سوابق درخشان در ژانر اکشنه که بخشی از اون رو مدیون این فیلم و فیلمهای «نفوذی» (The Insider) و «وثیقه» (Collateral) هست. قبل از این فیلم، اون با کارگردانی «آخرین موهیکان» توانایی فوقالعادهاش رو در ایجاد تعادل بین آزادی خلاقانه، دقت تاریخی و احترام به منبع اصلی نشون داده بود. توی این فیلم هم مان ناامیدمون نمیکنه و یه کارگردانی محکم و خلاقانه ارائه میده. برای تیم بازیگری هم از چندین ستاره بزرگ استفاده شده. طبعاً نمیشه همه به یه اندازه نقش اصلی باشن، اما فکر میکنم به هر کدومشون فرصت کافی داده شده تا کارشون رو به بهترین شکل انجام بدن. آل پاچینو و رابرت دنیرو کاملاً از بقیه متمایز هستن. علاوه بر اینکه شخصیتهای محوری داستان رو دارن، هر دو به شدت پرانرژی، کاریزماتیک و انفجاری بازی میکنن. تماشای دوئل این دو غول واقعاً لذتبخشه. شخصیت پاچینو چون همیشه در آستانه فروپاشی عصبیه، ممکنه کمتر به دل بشینه، اما دنیرو مهربونتر و انسانیتره و راحتتر میشه باهاش همدلی کرد. علاوه بر اونها، بازی عالی وال کیلمر (Val Kilmer) و جان ویت (Jon Voight) و اجرای خوب تام سایزمور (Tom Sizemore) رو داریم. دنی ترخو (Danny Trejo) و ناتالی پورتمن (Natalie Portman) نوجوان هم توی فیلم هستن. با وجود همه اینها، ممکنه خیلیا بگن فیلم اکشن کمی داره. واقعیت اینه که اولویت اینجا شخصیتپردازی و روایت داستان زندگی اونهاست، برای همین اکشن فیلم توی چند سکانس خاص مثل اون سرقت و تیراندازی خیابونی معروف متمرکز شده. من این سبک رو دوست داشتم و خوشم اومد که فیلم سعی کرده متفاوت و مثبت باشه. تنها انتقادم ریتم کند و خستهکننده فیلم در بعضی جاهاست. اگه با چند تا کات دقیق ریتمش تندتر میشد، فیلم روانتر میشد. فیلمبرداری توی خود شهر لسآنجلس انجام شده (فقط میتونم تصور کنم چه کابوس لجستیکیای بوده!) و لوکیشنها و لباسها برای رسیدن به واقعگرایی مطلق عالی هستن. جلوههای ویژه خیلی خوب جواب میدن، فیلمبرداری فوقالعاده است و فیلم از نظر بصری بسیار شیک و پخته است.
2023-06-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تقریباً از همون اول میفهمیم کی به کیه. «مککالی» (Robert De Niro) یه جنایتکار وسواسیه که با تیم همیشگیاش سرقتهای پیچیدهای رو با خیال راحت انجام میده. نقطه مقابلش ستوان پلیس «وینسنت» (Al Pacino) هست که سعی داره ردشون رو بزنه، اما کارش سخته چون این آدمها هیچ ردی از خودشون باقی نمیذارن! تا اینکه یه اشتباه کوچیک توی سرقت ماشین حمل پول، به این کارآگاه سرسخت یه روزنه امید میده. در همین حین، توی زندگی شخصی، وینسنت با همسرش «جاستین» (Diane Venora) که از غیبتهای مداوم و شیفتهای شبانه اون خسته شده، به مشکل خورده. از اون طرف، مککالی که یه مجرد قسمخورده است، با دختری در یک رستوران آشنا میشه و «شارلین» (Ashley Judd) خیلی زود به دلش میشینه و باعث میشه توی خواستههاش از زندگی تجدیدنظر کنه. همه چیز به آخرین سرقت ختم میشه و در حالی که پلیس سایه به سایه دنبالشونه، همه چیز به هوش و ذکاوت دو طرف بستگی داره. مایکل مان موفق میشه تنش رو تا بیست دقیقه پایانی و تا آخرین لحظه حفظ کنه. داستانهای فرعی خوبی هم با بازی وال کیلمر و کوین گیج وجود داره که کمی از سنگینی تقابل دنیرو و پاچینو کم میکنه. با اینکه فکر میکنم پاچینو بعضی جاها بیش از حد غلوشده بازی کرد، اما در کل تیم بازیگری یه فیلم سرقت تراز اول رو ارائه دادن که نشون میده مشکل اصلی خودِ سرقت نیست، بلکه فرار کردن بعد از اونه.
2025-03-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم Heat به عنوان یکی از شاهکارهای مایکل مان شناخته میشه. دارم دوباره نقدش میکنم چون میخوام مثل بقیه نقدهای قدیمیم، این رو هم کاملتر بنویسم چون این فیلم برای من و همه شما خیلی خاصه. با حضور کلی ستاره مثل آل پاچینو، رابرت دنیرو، وال کیلمر و بقیه، قراره با یه اثر معرکه روبرو بشیم. نیل مککالی (با بازی رابرت دنیرو) یه سارق حرفهایه که با تیمش یعنی کریس، مایکل، گیلبرت و واینگرو که تازه استخدام شده، نقشه میکشن تا یک میلیون دلار اوراق قرضه رو از یه ماشین حمل پول بدزدن. موقع سرقت، واینگرو بدون دلیل یکی از نگهبانها رو میکشه و تیم مجبور میشه دو تا نگهبان دیگه رو هم از بین ببره. مککالی میخواد واینگرو رو به خاطر این کار بکشه، اما اون فرار میکنه. وینسنت هانا (با بازی آل پاچینو) و تیمش پرونده رو دست میگیرن. وینسنت با همسرش جاستین رابطه سردی داره و نمیتونه با دخترخوندهاش لورن (با بازی ناتالی پورتمن) ارتباط برقرار کنه. از اون طرف مککالی هم با ایدی که طراح گرافیکه وارد رابطه میشه. حالا این دو نفر تا پای جان با هم میجنگن و از هیچی کوتاه نمیان. یادمه بچه بودم که Heat رو دیدم و بعدها در سال ۲۰۱۶ وقتی اکانت IMDB ساختم و لیست ۲۵۰ فیلم برتر رو دیدم، خیلی هیجانزده شدم. اون موقع تازه فهمیدم این فیلم در کنار فیلمهایی مثل کازینو، هفت، موجود، مظنونین همیشگی، محرمانه لسآنجلس و بیگانه چقدر خوبه. چندین بار دیدمش و هیچوقت ناامیدم نکرد. این همون چیزیه که یه فیلم رو خاص میکنه؛ بینقص بودنش. دیدن آل پاچینو و رابرت دنیرو کنار هم توی یه فیلم واقعاً پشمریزونه! دیدن این دو تا بازیگر فوقالعاده کنار هم اونها رو به یه زوج هنری تبدیل میکنه. شاید یادتون باشه توی پدرخوانده ۲ هم بودن اما هیچ سکانس مشترکی نداشتن، ولی اینجا کنار هم هستن و بعدها توی «قتل عادلانه» و «ایرلندی» اسکورسیزی هم دوباره همبازی شدن. سکانس رستوران که برای اولین بار روبروی هم میشینن، فیلم رو خیلی خاص کرده. آل پاچینو توی این فیلم ترکونده. دیالوگهاش خیلی موندگاره، مثلاً اونجایی که سر رالف داد میزنه یا اون تیکهاش درباره هیکل زنها! فیلم یکی از بهترین صحنههای اکشن تاریخ رو داره. یادمه یه بار صبح زود داشتم میدیدم، بهم گفتن صداش رو کم کن چون بقیه خوابن! پایان فیلم و اون تعقیب و گریز هم خیلی هیجانانگیزه. من هیچ مشکلی با این فیلم ندارم، خیلی موندگاره و قطعاً یکی از محبوبترینهای منه. عاشق همه چیزشم؛ اکشن، ریتم، لحظات سکوت آخر فیلم، همه چیز. با اینکه نزدیک سه ساعته، ولی میتونم یه نفس تماشاش کنم، درست مثل کازینو، صورتزخمی یا پدرخوانده. قطعاً این یکی از بهترین فیلمهای تاریخ مایکل مانه.
2025-08-19